English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
scientific experiment U تجربه علمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Scientic experiments show that … U تجربه های علمی نشان می دهد که
Other Matches
experiments U تجربه
experimenting U تجربه
unskillful U بی تجربه
green U بی تجربه
the tule of thumb U تجربه
naif U بی تجربه
greenest U بی تجربه
inexperienced U بی تجربه
experienced U با تجربه
experiencing U تجربه
beardless U بی تجربه
experiences U تجربه
inexpert U بی تجربه
experience U تجربه
immature U بی تجربه
half baked U بی تجربه
experimented U تجربه
backgrounds U تجربه
background U تجربه
practice U تجربه
unskilled <adj.> U کم تجربه
unskilled U بی تجربه
raw U بی تجربه
experiment U تجربه
naive U بی تجربه
academic U علمی
sciential U علمی
scientific U علمی
theoretic U علمی
immediate experience U تجربه بیواسطه
aposteriori U موخر بر تجربه
aha experience U تجربه اهان
ah ah ecperience U تجربه اهان
to bring to the proof U به تجربه رساندن
sour dough U [مکتشف با تجربه]
have been around <idiom> U تجربه داشتن
to put to proof U به تجربه رساندن
traumatic experience U تجربه اسیب زا
without experience U بی تجربه ناازموده
apriori U مقدم بر تجربه
he knows a thing or two U بی تجربه نیست
reenactment U بازافرینی تجربه
as green as grass <idiom> U کم تجربه و ناشی
seat of the pants U استفاده از تجربه
gremie U بی تجربه و ناشی
experimentalist U اهل تجربه
experientially U ازروی تجربه
shorthorn U ادم بی تجربه
empiric U مبنی بر تجربه
gunshy U ترسو بی تجربه
driving experience U تجربه رانندگی
empircism U تجربه گرایی
experience U تجربه ازمایش
empiricism U تجربه گرائی
veteran U بازیگر با تجربه
veterans U بازیگر با تجربه
experiencing U تجربه ازمایش
empiricism U اصالت تجربه
experiences U تجربه ازمایش
academic freedom آزادی علمی
academian U عضوانجمن علمی
principle U اصل علمی
principle U قانون علمی
faculty U هیئت علمی
horticulture U باغبانی علمی
faculties U هیئت علمی
scientific socialism U سوسیالیسم علمی
memoire U مقاله علمی
field trip U گردش علمی
boffins U پژوهشگر علمی
theoretic and practical U علمی وعملی
the triumphs of science U پیروزیهای علمی
applied or mixed U ریاضیات علمی
the province of science U رشته علمی
disciplining U رشته علمی
boffin U پژوهشگر علمی
disciplines U رشته علمی
scientific researches U تتبعات علمی
research U تحقیقات علمی
scientific method U روش علمی
scientific management U مدیریت علمی
scientifically U بطور علمی
discipline U رشته علمی
scholarism U تحقیق علمی
object lessons U درس علمی
object lesson U درس علمی
scientail U ماهر علمی
scientific applications U کابردهای علمی
researched U تحقیقات علمی
theories U فرض علمی
scientific researches U پژوهشهای علمی
scientific researches U تحقیقات علمی
researching U تحقیقات علمی
theory U فرض علمی
practical lawyer U حقوقدان علمی
science fiction U افسانه علمی
prescientific U پیش علمی
researches U تحقیقات علمی
stumblebum U مشت زن بی تجربه وناشی
relive U دوباره تجربه کردن
a posteriori U مبنی بر تجربه و مشاهده
verdant U پوشیده از سبزه بی تجربه
experience U تجربه کردن کشیدن
day residues U ماندههای تجربه روز
empirically U از روی مشاهده و تجربه
school of hard knocks <idiom> U تجربه عادی از زندگی
She is experienced nurse. U پرستار پر تجربه ای است
His failure was a bitter experience. U شکستن تجربه تلخی شد
callow U شخص بی تجربه وناشی
experiencing U تجربه کردن کشیدن
reliving U دوباره تجربه کردن
through the mill <idiom> U تجربه شرایط مشکل
relived U دوباره تجربه کردن
relives U دوباره تجربه کردن
I wasn't born yesterday. <idiom> U من بی تجربه نیستم ! [اصطلاح]
experiences U تجربه کردن کشیدن
scientific data processing U داده پردازی علمی
theories U فرضیه علمی تعلیم
scientific notation U نشان گذاری علمی
pomology U میوه کاری علمی
theory U فرضیه علمی تعلیم
terminologies U اصطلاحات علمی یافنی
terminology U اصطلاحات علمی یافنی
unscientific U خلاف موازین علمی
scientifically U موافق اصول علمی
theoretically U از لحاظ فرض علمی
science fiction U داستان تخیلی علمی
criminology U مطالعه علمی جرم
scientific data processing U پردازش داده علمی
myrmecologyt U مطالعه علمی مورچگان
school U مکتب علمی یافلسفی
equivalent knowledge credit U تصدیق اعتبار علمی
ethnography U مطالعه علمی نژادها
tree surgery U تشریح علمی درخت
teach-in U بحث علمی دانشجویی
teach-ins U بحث علمی دانشجویی
An immortal scientific work. U اثر علمی جاویدان
schools U مکتب علمی یافلسفی
techincal and scientifici U بنگاههای علمی و فنی
ionics U مبحث علمی یونها
sciosophy U معرفت غیر علمی
homosapiens U نام علمی انسان
scientism U پیروی از روش علمی
equivalent knowledge credit U تصدیق دانش علمی
To apply ones experience. U تجربه خود رابکار گرفتن
Experience has shown (proved) that … U تجربه نشان داده است که …
terminological U وابسته به اصطلاحات علمی وفنی
chronometry U وقت سنجی بطریق علمی
neurology U بحث علمی عصب شناسی
paranormal U ماورای پدیدههای علمی مکشوف
interdisciplinary U مربوط به رشتههای مختلف علمی
He devoted a lifetime to scientific research. U یک عمر به پژوهشهای علمی پرداخت
Scientific research. U تحقیقات ( پژوهش های ) علمی
objective U علمی و بدون نظر خصوصی
floating point calculation U محاسبات اعداد نمایی یا علمی
objectives U علمی و بدون نظر خصوصی
hydrotherapy U استفاده علمی اب دردرمان بیماریها
proving ground U محل تحقیقات علمی ازمایشگاه
laity U غیر فنی وغیر علمی
tike U ادم خام دست وبی تجربه
Hypnagogia U تجربه حالت انتقالی از بیداری تا خواب
cup of coffeen U شرکت کوتاه بازیگر کم تجربه در مسابقه
We all learn by experience. U ما همه از روی تجربه ( کردن ) می آموزیم
He has not enough experience for the position. U برای اینکار تجربه کافی ندارد
organon U سبک علمی مجموعهای از عقایدعلمی ومدون
zymurgy U مبحث عمل تخمیر در شیمی علمی
academic مربوط به فرهنگستان ادبی یا انجمن علمی
technology U اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
pragmatically U بطور علمی یا عبرت اموز فضولانه
to keep one's feet on the ground <idiom> U علمی ماندن و بدون نظر خصوصی
market research U تحقیقات علمی در بازار ودادوستد کالا
technologies U اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
advanced U برنامهای با الگوهای پیچیده برای کاربر با تجربه
reference U کتاب مخصوص مراجعات علمی وادبی و غیره
references U کتاب مخصوص مراجعات علمی وادبی و غیره
appraise U تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraised U تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraises U تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraising U تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
Delphinium U [نام علمی گل اسپرک در تهیه رنگینه زرد]
To experience great hardships. U سختیها ومشقات بسیاری را تجربه کردن (متحمل شدن )
mechanics U علمی که درباره اثر نیرو بر اجسام بحث میکند
thermostatics U اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
ethic U روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
histochemistry U علمی که درباره پدیدههای شیمیایی سلول وبافت بحث میکند
aerostatics U علمی که درمورد گازها درحالت سکون و تعادل بحث میکند
king's english U اصطلاحات و لغات خاص انگلیسی علمی مصطلح درجنوب انگلیس
fortran U یک زبان سطح بالابرای انجام محاسبات ریاضی علمی و مهندسی
mixed ability کلاسی که درآن شاگردان سطح علمی وتوانائی متفاوتی دارند
fortran U زبان برنامه نویسی که مقام اول را در استفادههای علمی دارد
pseudoscience U مجموعه تئوریها وفرضیه هاوروشهایی که بغلط علمی قلمداد میگردند
bachelors U مردیا زنی که بگرفتن اولین درجهء علمی دانشگاه نائل میشود
bachelor U مردیا زنی که بگرفتن اولین درجهء علمی دانشگاه نائل میشود
researching U توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
researches U توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
research U توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
geochemistry U علمی که درباره ترکیب وتغییرات شیمیایی پوسته زمین بحث میکند
researched U توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
glaciology U علمی که در باره تجمع برف ویخ و انجماد در دورههای یخبندان بحث میکند
geomorphology U علمی که درباره برجستگیهای سطح زمین وعلل پیدایش انها بحث میکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com