English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
discriminate U تبعیض قائل شدن
discriminated U تبعیض قائل شدن
discriminates U تبعیض قائل شدن
forejudge U تبعیض قائل شدن
forjudge U تبعیض قائل شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
segregate U تبعیض نژادی قائل شدن
segregates U تبعیض نژادی قائل شدن
segregating U تبعیض نژادی قائل شدن
discriminator U قائل به تبعیض
to tread on somebody's foot <idiom> U برای کسی تبعیض قائل شدن
Other Matches
prejudice U تبعیض
discrimination U تبعیض
unjust discrimination U تبعیض
prejudices U تبعیض
teller U قائل
tellers U قائل
prejudices U تبعیض کردن
segregation U تبعیض نژادی
discrimination U تبعیض کردن
sex discrimination U تبعیض جنسی
racism U تبعیض نژادی
sexism U تبعیض جنسی
price discrimination U تبعیض قیمت
racial discrimination U تبعیض نژادی
indiscrimination U عدم تبعیض
rate discrimination U تبعیض نرخ
unbiased U بدون تبعیض
discriminatory U تبعیض امیز
prejudice U تبعیض کردن
unjust discrimination U تبعیض کردن
disallowing U قائل نشدن
disallowed U قائل نشدن
disallow U قائل نشدن
disallows U قائل نشدن
ditheist U قائل بدوخدا
euhemerism U قائل شدن
price discriminating monopoly U انحصار تبعیض قیمت
indiscriminate U ناشی از عدم تبعیض
perfect price discrimination U تبعیض قیمت کامل
discriminative U وابسته به تبعیض یا تمیز
unprejudiced U بدون تبعیض یا طرفداری
option of contract invalid in part U خیار تبعیض صفقه
discriminating monopoly U انحصار تبعیض امیز
i maintain U قائل هستم به اینکه ...
make an exception U استثناء قائل شدن
to d. a distinction U فرقی قائل شدن
price U بها قائل شدن
valuers U ارزش قائل شونده
valuer U ارزش قائل شونده
prices U بها قائل شدن
prejudicial U زیان رسان تبعیض امیز
prejudicious U زیان رسان تبعیض امیز
preference U تبعیض متقلبانه بین غرماء
preferences U تبعیض متقلبانه بین غرماء
discriminate against someone U نسبت به کسی تبعیض کردن
dualize U دوتاداشتن از اثنویت قائل شدن
preferentially U با قائل شدن حقوق امتیازی
overvaluing U بیش از حد ارزش قائل شدن
externalising U واقعیت خارجی قائل شدن
externalised U واقعیت خارجی قائل شدن
stand in awe of <idiom> U احترام قائل شدن برای
demurs U استثنا قائل شدن تاخیر
demurring U استثنا قائل شدن تاخیر
demurred U استثنا قائل شدن تاخیر
demur U استثنا قائل شدن تاخیر
externalize U واقعیت خارجی قائل شدن
externalized U واقعیت خارجی قائل شدن
valorize U ارزش قائل شدن برای
deification U قائل به الوهیت شخص یاچیزی
externalises U واقعیت خارجی قائل شدن
overvalue U بیش از حد ارزش قائل شدن
to make an exception U استثنا کردن یا قائل شدن
overvalued U بیش از حد ارزش قائل شدن
overvalues U بیش از حد ارزش قائل شدن
externalizing U واقعیت خارجی قائل شدن
externalizes U واقعیت خارجی قائل شدن
without distinction of sex U بدون تبعیض جنسی اززن ومرد
prejudices U قضاوت تبعیض امیز خسارت وضرر
prejudice U قضاوت تبعیض امیز خسارت وضرر
bias U تحت تاثیر قراردادن تبعیض کردن
biases U تحت تاثیر قراردادن تبعیض کردن
monolater U قائل بچند خداو پرستنده یکی
deified U پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deifies U پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deify U پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deifying U پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
to hold somebody in esteem U برای کسی احترام قائل شدن
specifying U جنبه خاصی قائل شدن برای
specify U جنبه خاصی قائل شدن برای
specifies U جنبه خاصی قائل شدن برای
euhemerize U اساس تاریخی قائل شدن برای
favoritism U استثناء قائل شدن نسبت بکسی
To set a limit to everything. U برای هر چیزی حدی قائل شدن
dumping U سیاست تبعیض قیمت در تجارت بین الملل
anthropomorphize U جنبه انسانی برای خدا قائل شدن
anthropomorphism U قائل شدن جنبه انسانی برای خدا
double standard U قواعد تبعیض امیز وسخت گیرمخصوصا نسبت بجنس زن
prizing U غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prizes U غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prized U غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prize U غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
anti dumping U مخالفت تبعیض قیمت بین بازار داخل و خارج از کشور
prepossess U تحت تاثیرعقیده یامسلکی قرار دادن قبلا تبعیض فکری داشتن
nonmonetarists U ان دسته از اقتصاددانانی هستندکه برای سیاستهای مالی کارائی بیشتری قائل هستند
ritualize U رسمی و تشریفاتی کردن شعائر دینی رابجا اوردن قائل به تشریفات شدن
universal legacy U وصیتی که دران موصی جهت تسلیم موردوصیت به ورثه شرطی قائل نشده باشد
differentiate U فرق گذاشتن فرق قائل شدن
differentiates U فرق گذاشتن فرق قائل شدن
differentiating U فرق گذاشتن فرق قائل شدن
tacit collusion U حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com