Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 330 (48 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
reduce
U
تبدیل کردن
reduces
U
تبدیل کردن
reducing
U
تبدیل کردن
toggle
U
تبدیل کردن
toggles
U
تبدیل کردن
turn
U
تبدیل کردن
turns
U
تبدیل کردن
convert
U
تبدیل کردن
converted
U
تبدیل کردن
converting
U
تبدیل کردن
converts
U
تبدیل کردن
transform
U
تبدیل کردن
transformed
U
تبدیل کردن
transforming
U
تبدیل کردن
transforms
U
تبدیل کردن
transmute
U
تبدیل کردن
transmuted
U
تبدیل کردن
transmutes
U
تبدیل کردن
transmuting
U
تبدیل کردن
commute
U
تبدیل کردن
commuted
U
تبدیل کردن
commutes
U
تبدیل کردن
commuting
U
تبدیل کردن
gear level
U
تبدیل کردن
transrorm
U
تبدیل کردن
to transform
[into]
U
تبدیل کردن
[به]
convert
U
تبدیل کردن
redeploy
[staff]
U
تبدیل کردن
reset
U
تبدیل کردن
transact
U
تبدیل کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
slurry
U
تبدیل به محلول ابکی کردن ابکی
nitrate
U
به نیترات تبدیل کردن
nitrates
U
به نیترات تبدیل کردن
service
U
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
serviced
U
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
realised
U
تبدیل به پول کردن
realises
U
تبدیل به پول کردن
realising
U
تبدیل به پول کردن
realize
U
تبدیل به پول کردن
realized
U
تبدیل به پول کردن
realizes
U
تبدیل به پول کردن
realizing
U
تبدیل به پول کردن
preparation
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
conversion
U
استفاده بلاجهت و من غیر حق از مال غیر اختلاس کردن تبدیل یک بدهی به بدهی دیگربا نرخ ارز کمتر
conversions
U
استفاده بلاجهت و من غیر حق از مال غیر اختلاس کردن تبدیل یک بدهی به بدهی دیگربا نرخ ارز کمتر
sugar
U
تبدیل به شکر کردن
sugars
U
تبدیل به شکر کردن
char
U
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
charring
U
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
chars
U
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
fraction
U
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fractions
U
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
coke
U
تبدیل به زغال کردن
cokes
U
تبدیل به زغال کردن
forest
U
تبدیل به جنگل کردن
forests
U
تبدیل به جنگل کردن
transpose
U
به طرف دیگرمعامله بردن تبدیل کردن
transposes
U
به طرف دیگرمعامله بردن تبدیل کردن
transposing
U
به طرف دیگرمعامله بردن تبدیل کردن
capitalised
U
تبدیل بسرمایه کردن
capitalises
U
تبدیل بسرمایه کردن
capitalising
U
تبدیل بسرمایه کردن
capitalize
U
تبدیل بسرمایه کردن
capitalized
U
تبدیل بسرمایه کردن
capitalizes
U
تبدیل بسرمایه کردن
capitalizing
U
تبدیل بسرمایه کردن
liquefied
U
گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefies
U
گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefy
U
گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefying
U
گداختن تبدیل به مایع کردن
commercialization
U
تبدیل بصورت بازرگانی تجارتی کردن
institutionalises
U
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalising
U
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalize
U
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes
U
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizing
U
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
verbalised
U
تبدیل به فعل کردن
verbalises
U
تبدیل به فعل کردن
verbalising
U
تبدیل به فعل کردن
verbalize
U
تبدیل به فعل کردن
verbalized
U
تبدیل به فعل کردن
verbalizes
U
تبدیل به فعل کردن
verbalizing
U
تبدیل به فعل کردن
atomised
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomises
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomising
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomize
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomized
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomizes
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomizing
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
negotiate
U
به پول نقد تبدیل کردن
negotiated
U
به پول نقد تبدیل کردن
negotiates
U
به پول نقد تبدیل کردن
negotiating
U
به پول نقد تبدیل کردن
harden
U
تبدیل به جسم جامد کردن
hardens
U
تبدیل به جسم جامد کردن
invert
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
lever
U
تبدیل به اهرم کردن
levers
U
تبدیل به اهرم کردن
surrender
U
پس گرفتن و تبدیل کردن
surrendered
U
پس گرفتن و تبدیل کردن
surrenders
U
پس گرفتن و تبدیل کردن
incineration
U
تبدیل بخاکستر کردن
acetify
U
تبدیل به سرکه کردن
actualization
U
تبدیل به ارزش حال کردن
aerify
U
تبدیل به هوا کردن
afforest
U
تبدیل به جنگل کردن جنگلکاری کردن
agglutinate
U
تبدیل به چسب کردن
ammoniate
U
با امونیاک ترکیب کردن تحت تاثیر امونیاک قرار دادن تبدیل بامونیاک کردن
arterialize
U
تبدیل کردن خون شریانی به وریدی
capitalization
U
تبدیل به سرمایه کردن تجمع سرمایه
charr
U
تبدیل به زغال کردن
clamper
U
مداری که سطح سیگنال را از نوک اسکن کردن یا سایر وسایل ورودی به بیشترین حد محدود میکند زودتر از وقتی که به یک مقدار عددی تبدیل شود
decimalize
U
تبدیل کردن به سیستم دهدهی
decollator
U
ماشینی که موضوعات مختلف را به ورقههای مجزا تبدیل میکند و یا جدا کردن موضوعات تکه تکه به قط عات جدا
denationalization
U
تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
etherify
U
تبدیل به اتر کردن
feudalization
U
عمل ملوک الطوایفی کردن تبدیل به تیول
fluidify
U
تبدیل به جسم سیال کردن مایع کردن
fluidize
U
تبدیل به مایع کردن
gasification
U
تبدیل کردن بگاز
gasify
U
تبدیل به گاز کردن بخارکردن
gelatinize
U
تبدیل به دلمه یا ژلاتین کردن ژلاتین زدن به
ghettoize
U
تبدیل کردن به محله اقلیت هاو فقرا
gorgonize
U
تبدیل بسنگ کردن
hepatize
U
تبدیل بماده جگری کردن مانندجگرسفت وبی هواساختن
hypostatize
U
تبدیل بماده کردن
Other Matches
novatio non presumiter
U
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
totalitarianize
U
تبدیل بحکومت یکه تاز کردن بصورت حکومت مطلقه واستبدادی اداره کردن
scorify
U
تبدیل به کف کردن
to turn something into something
U
تبدیل کردن به
to convert something into something
U
تبدیل کردن به
transiguration
U
تبدیل صورت تبدیل هیئت
conversion scale
U
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
provincialize
U
تبدیل باستان کردن
scorify
U
تبدیل به تفاله کردن
saponify
U
تبدیل بصابون کردن
nitrogenize
U
تبدیل به ازت کردن
stencilize
U
تبدیل به استنسیل کردن
structuralize
U
تبدیل به ساختمان کردن
to change to the better
U
تبدیل به احسن کردن
marmarize
U
تبدیل بمرمر کردن
salify
U
تبدیل به نمک کردن
nebulize
U
تبدیل به ذرات کردن
saccharify
U
تبدیل به قند کردن
reify
U
تبدیل بماده کردن
peptonize
U
تبدیل به پپتن کردن
ozonize
U
تبدیل به ازن کردن
versify
U
تبدیل بنظم کردن
phosphatize
U
تبدیل به فسفات کردن
lapidify
U
تبدیل به سنگ کردن
prosify
U
تبدیل به نثر کردن
lignify
U
تبدیل به چوب کردن
pustulate
U
تبدیل به کورک کردن
ionize
U
تبدیل به یون کردن
vitriolize
U
تبدیل به زاج کردن
compartmentalizing
U
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalises
U
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalising
U
تبدیل به اجزا کردن
liquation
U
تبدیل باب کردن
compartmentalized
U
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalize
U
تبدیل به اجزا کردن
porcelainize
U
تبدیل بچینی کردن
compartmentalizes
U
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalised
U
تبدیل به اجزا کردن
interchange energy
U
تبدیل کردن انرژی
restitution
U
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
mineralize
U
تبدیل بسنگ معدن کردن
liquify
U
گداختن تبدیل به مایع کردن
transubstantiate
U
بجسم دیگری تبدیل کردن
to transubstantiate
U
به جسم دیگری تبدیل کردن
kaolinize
U
تبدیل به خاک چینی کردن
nitrify
U
تبدیل به نمک شوره کردن
sward
U
سطح چمنزار تبدیل به مرغزار کردن
silicify
U
تبدیل به سنگ چخماق یا درکوهی کردن
resinify
U
تبدیل به صمغ یا رزین کردن صمغی شدن
sextuplicate
U
شش برابر کردن تبدیل به شش کردن
assembler
U
اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
flans
U
تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
flan
U
تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
binary to hexadecimal conversion
U
تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
binary to octal conversion
U
تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
cash in
<idiom>
U
تبدیل به پول کردن ،خرد کردن چیزی برای پول
conversions
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversion
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
pooler
U
وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
quintuple
U
تبدیل به پنج کردن پنج تایی
modem
U
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
cinversion
U
تبدیل
transmutation
U
تبدیل
changed
U
تبدیل
toggle
U
تبدیل
interconversion
U
تبدیل
transformation
U
تبدیل
change
U
تبدیل
converts
U
تبدیل
reduction
U
تبدیل
alteration
U
تبدیل
toggles
U
تبدیل
permutations
U
تبدیل
reduces
U
تبدیل
conversion
U
تبدیل
reduce
U
تبدیل
modification
U
تبدیل
permutation
U
تبدیل
connector
U
تبدیل
panification
U
تبدیل
reductions
U
تبدیل
reforming
U
تبدیل
conversions
U
تبدیل
changes
U
تبدیل
reducing
U
تبدیل
commutation
U
تبدیل
changing
U
تبدیل
transforms
U
تبدیل
transformed
U
تبدیل
converter
U
تبدیل گر
shift
U
تبدیل
move
U
تبدیل
convert
U
تبدیل
transform
U
تبدیل
adapter
U
تبدیل
converted
U
تبدیل
converting
U
تبدیل
reducer
U
تبدیل
translation
U
تبدیل
code conversion
U
تبدیل کد
transforming
U
تبدیل
decimalize
U
تبدیل به اعشارکردن
similarity transformation
U
تبدیل مشابهتی
solidification
U
تبدیل به جامد
actification
U
تبدیل به سرکه
convertor
U
الت تبدیل
power converter station
U
پست تبدیل
commutability
U
تبدیل پذیری
silicification
U
تبدیل بسنگ
substitution of an obligation
U
تبدیل تعهد
substitution of a different obligation
U
تبدیل تعهد
rotary converter
U
تبدیل گر گردان
compiler
U
تبدیل میکند
bituminize
U
تبدیل بقیرکردن
silicification
U
تبدیل به درکوهی
turnover
U
تغییرو تبدیل
current transformation
U
تبدیل جریان
evaporated
U
تبدیل به بخارکردن
animalization
U
تبدیل به حیوان
evaporates
U
تبدیل به بخارکردن
combust
U
تبدیل بخاکسترکردن
evaporating
U
تبدیل به بخارکردن
approach transition
U
تبدیل ورودی
compound converter
U
تبدیل گر مرکب
data conversion
U
تبدیل داده ها
direct conversion
U
تبدیل مستقیم
saccharification
U
تبدیل به قند
change over switch
U
کلید تبدیل
salification
U
تبدیل به نمک
basify
U
تبدیل به قلیاکردن
aggravation
U
تبدیل به بدتر
evaporate
U
تبدیل به بخارکردن
direct reading galvanometer
U
گالوانومتر بی تبدیل
prtrifaction
U
تبدیل به سنگ
demodulator
U
تبدیل میکند
conversion table
U
جدول تبدیل
conversion factor
U
ضریب تبدیل
to turn
[into]
U
تبدیل شدن
[به]
converter
U
تبدیل کننده
cineration
U
تبدیل بخاکستر
converter
U
الت تبدیل
conversion rate
U
نرخ تبدیل
conversion of shares
U
تبدیل سهام
catforming
U
تبدیل با کاتالیزور
platiforming
U
تبدیل با پلاتین
changer
U
کلید تبدیل
changer
U
تبدیل میکند
conversion price
U
بهای تبدیل
catalytic reforming
U
تبدیل کاتالیزوری
conversion price
U
قیمت تبدیل
conversion of data
U
تبدیل عناصر
convertibility
U
قابلیت تبدیل
reducer
U
تبدیل کننده
process conversion
U
تبدیل فرایند
reduction coefficient
U
ضریب تبدیل
three way switch
U
کلید تبدیل
acidifier
U
تبدیل به اسیدکننده
reductional
U
تبدیل کاهش
symmetry transformation
U
تبدیل تقارنی
phase transition
U
تبدیل فاز
c.r.
U
تبدیل کاتالیزوری
code conversion
U
تبدیل رمز
calcination
U
تبدیل باهک
calcification
U
تبدیل به اهک
convertor
U
تبدیل کننده
transmutation
U
تبدیل هستهای
transmutation
U
تبدیل عناصر
to change for the better
U
تبدیل به بهترشدن
conversion efficiency
U
بازده تبدیل
shift
U
تبدیل صورت
move
U
تبدیل صورت
conversion cost
U
هزینه تبدیل
hedging
U
تبدیل پوششی
incommutably
U
تبدیل ناپذیر
incommutability
U
تبدیل ناپذیری
impedance transformation
U
تبدیل امپدانس
image transformation
U
تبدیل تصویر
hydroforming
U
تبدیل هیدروژنی
interpretative
U
تبدیل میکند
hepatization
U
تبدیل بجگر
convertibles
U
قابل تبدیل
vitrification
U
تبدیل به شیشه
frequency changing
U
تبدیل فرکانس
double conversion
U
تبدیل دوگانه
liquefaction
U
تبدیل به مایع
two way wiring
U
اتصال تبدیل
transformers
U
تبدیل کننده
transformer
U
تبدیل کننده
gleization
U
تبدیل به خاک رس
heat of transformation
U
گرمای تبدیل
glassy transition
U
تبدیل شیشهای
gamma transition
U
تبدیل شیشهای
galss transition
U
تبدیل شیشهای
frequency converter
U
تبدیل گر بسامد
frequency translation
U
تبدیل فرکانس
frequency transformation
U
تبدیل فرکانس
frequency conversion
U
تبدیل فرکانس
frequency change
U
تبدیل بسامد
multi way switch
U
کلید تبدیل
money exchange
U
تبدیل پول
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com