Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to change to the better
U
تبدیل به احسن کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
upturn
U
تبدیل به احسن
novatio non presumiter
U
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
fractions
U
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fraction
U
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
totalitarianize
U
تبدیل بحکومت یکه تاز کردن بصورت حکومت مطلقه واستبدادی اداره کردن
fluidify
U
تبدیل به جسم سیال کردن مایع کردن
to turn something into something
U
تبدیل کردن به
transrorm
U
تبدیل کردن
toggle
U
تبدیل کردن
transformed
U
تبدیل کردن
transmutes
U
تبدیل کردن
transforms
U
تبدیل کردن
turns
U
تبدیل کردن
turn
U
تبدیل کردن
convert
U
تبدیل کردن
converts
U
تبدیل کردن
transmuted
U
تبدیل کردن
transmute
U
تبدیل کردن
transmuting
U
تبدیل کردن
gear level
U
تبدیل کردن
transact
U
تبدیل کردن
reducing
U
تبدیل کردن
transforming
U
تبدیل کردن
reset
U
تبدیل کردن
scorify
U
تبدیل به کف کردن
redeploy
[staff]
U
تبدیل کردن
reduce
U
تبدیل کردن
convert
U
تبدیل کردن
commutes
U
تبدیل کردن
commute
U
تبدیل کردن
to transform
[into]
U
تبدیل کردن
[به]
commuted
U
تبدیل کردن
toggles
U
تبدیل کردن
commuting
U
تبدیل کردن
reduces
U
تبدیل کردن
converted
U
تبدیل کردن
transform
U
تبدیل کردن
converting
U
تبدیل کردن
to convert something into something
U
تبدیل کردن به
institutionalises
U
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes
U
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalising
U
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizing
U
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalize
U
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
transiguration
U
تبدیل صورت تبدیل هیئت
conversion scale
U
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
salify
U
تبدیل به نمک کردن
scorify
U
تبدیل به تفاله کردن
saponify
U
تبدیل بصابون کردن
realising
U
تبدیل به پول کردن
saccharify
U
تبدیل به قند کردن
hypostatize
U
تبدیل بماده کردن
gorgonize
U
تبدیل بسنگ کردن
marmarize
U
تبدیل بمرمر کردن
reify
U
تبدیل بماده کردن
compartmentalises
U
تبدیل به اجزا کردن
verbalising
U
تبدیل به فعل کردن
verbalize
U
تبدیل به فعل کردن
capitalizing
U
تبدیل بسرمایه کردن
capitalizes
U
تبدیل بسرمایه کردن
verbalized
U
تبدیل به فعل کردن
capitalized
U
تبدیل بسرمایه کردن
capitalize
U
تبدیل بسرمایه کردن
capitalising
U
تبدیل بسرمایه کردن
verbalises
U
تبدیل به فعل کردن
verbalised
U
تبدیل به فعل کردن
vitriolize
U
تبدیل به زاج کردن
compartmentalised
U
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalising
U
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalize
U
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalized
U
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalizes
U
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalizing
U
تبدیل به اجزا کردن
porcelainize
U
تبدیل بچینی کردن
verbalizes
U
تبدیل به فعل کردن
capitalises
U
تبدیل بسرمایه کردن
cokes
U
تبدیل به زغال کردن
nebulize
U
تبدیل به ذرات کردن
aerify
U
تبدیل به هوا کردن
agglutinate
U
تبدیل به چسب کردن
incineration
U
تبدیل بخاکستر کردن
provincialize
U
تبدیل باستان کردن
phosphatize
U
تبدیل به فسفات کردن
gasification
U
تبدیل کردن بگاز
coke
U
تبدیل به زغال کردن
nitrogenize
U
تبدیل به ازت کردن
etherify
U
تبدیل به اتر کردن
capitalised
U
تبدیل بسرمایه کردن
verbalizing
U
تبدیل به فعل کردن
ozonize
U
تبدیل به ازن کردن
acetify
U
تبدیل به سرکه کردن
fluidize
U
تبدیل به مایع کردن
structuralize
U
تبدیل به ساختمان کردن
stencilize
U
تبدیل به استنسیل کردن
versify
U
تبدیل بنظم کردن
liquation
U
تبدیل باب کردن
surrendered
U
پس گرفتن و تبدیل کردن
surrenders
U
پس گرفتن و تبدیل کردن
realised
U
تبدیل به پول کردن
charr
U
تبدیل به زغال کردن
forest
U
تبدیل به جنگل کردن
realises
U
تبدیل به پول کردن
forests
U
تبدیل به جنگل کردن
ionize
U
تبدیل به یون کردن
realizes
U
تبدیل به پول کردن
levers
U
تبدیل به اهرم کردن
lever
U
تبدیل به اهرم کردن
surrender
U
پس گرفتن و تبدیل کردن
realized
U
تبدیل به پول کردن
lignify
U
تبدیل به چوب کردن
sugar
U
تبدیل به شکر کردن
sugars
U
تبدیل به شکر کردن
peptonize
U
تبدیل به پپتن کردن
prosify
U
تبدیل به نثر کردن
realizing
U
تبدیل به پول کردن
pustulate
U
تبدیل به کورک کردن
interchange energy
U
تبدیل کردن انرژی
nitrate
U
به نیترات تبدیل کردن
nitrates
U
به نیترات تبدیل کردن
realize
U
تبدیل به پول کردن
lapidify
U
تبدیل به سنگ کردن
afforest
U
تبدیل به جنگل کردن جنگلکاری کردن
charring
U
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
chars
U
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
char
U
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
restitution
U
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
liquefy
U
گداختن تبدیل به مایع کردن
gasify
U
تبدیل به گاز کردن بخارکردن
to transubstantiate
U
به جسم دیگری تبدیل کردن
liquefied
U
گداختن تبدیل به مایع کردن
decimalize
U
تبدیل کردن به سیستم دهدهی
liquefies
U
گداختن تبدیل به مایع کردن
kaolinize
U
تبدیل به خاک چینی کردن
harden
U
تبدیل به جسم جامد کردن
hardens
U
تبدیل به جسم جامد کردن
actualization
U
تبدیل به ارزش حال کردن
transubstantiate
U
بجسم دیگری تبدیل کردن
liquefying
U
گداختن تبدیل به مایع کردن
liquify
U
گداختن تبدیل به مایع کردن
mineralize
U
تبدیل بسنگ معدن کردن
negotiated
U
به پول نقد تبدیل کردن
negotiating
U
به پول نقد تبدیل کردن
negotiates
U
به پول نقد تبدیل کردن
negotiate
U
به پول نقد تبدیل کردن
nitrify
U
تبدیل به نمک شوره کردن
sward
U
سطح چمنزار تبدیل به مرغزار کردن
transpose
U
به طرف دیگرمعامله بردن تبدیل کردن
transposing
U
به طرف دیگرمعامله بردن تبدیل کردن
transposes
U
به طرف دیگرمعامله بردن تبدیل کردن
arterialize
U
تبدیل کردن خون شریانی به وریدی
silicify
U
تبدیل به سنگ چخماق یا درکوهی کردن
commercialization
U
تبدیل بصورت بازرگانی تجارتی کردن
resinify
U
تبدیل به صمغ یا رزین کردن صمغی شدن
ghettoize
U
تبدیل کردن به محله اقلیت هاو فقرا
feudalization
U
عمل ملوک الطوایفی کردن تبدیل به تیول
ammoniate
U
با امونیاک ترکیب کردن تحت تاثیر امونیاک قرار دادن تبدیل بامونیاک کردن
sextuplicate
U
شش برابر کردن تبدیل به شش کردن
assembler
U
اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
atomizing
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomised
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomises
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomizes
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomized
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
hepatize
U
تبدیل بماده جگری کردن مانندجگرسفت وبی هواساختن
atomising
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
flan
U
تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
flans
U
تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
atomize
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
binary to octal conversion
U
تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
binary to hexadecimal conversion
U
تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
cash in
<idiom>
U
تبدیل به پول کردن ،خرد کردن چیزی برای پول
conversion
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversions
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
pooler
U
وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
preparations
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparation
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
denationalization
U
تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
inverting
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
gelatinize
U
تبدیل به دلمه یا ژلاتین کردن ژلاتین زدن به
clamper
U
مداری که سطح سیگنال را از نوک اسکن کردن یا سایر وسایل ورودی به بیشترین حد محدود میکند زودتر از وقتی که به یک مقدار عددی تبدیل شود
quintuple
U
تبدیل به پنج کردن پنج تایی
slurry
U
تبدیل به محلول ابکی کردن ابکی
capitalization
U
تبدیل به سرمایه کردن تجمع سرمایه
serviced
U
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
service
U
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
conversion
U
استفاده بلاجهت و من غیر حق از مال غیر اختلاس کردن تبدیل یک بدهی به بدهی دیگربا نرخ ارز کمتر
conversions
U
استفاده بلاجهت و من غیر حق از مال غیر اختلاس کردن تبدیل یک بدهی به بدهی دیگربا نرخ ارز کمتر
decollator
U
ماشینی که موضوعات مختلف را به ورقههای مجزا تبدیل میکند و یا جدا کردن موضوعات تکه تکه به قط عات جدا
modem
U
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
code conversion
U
تبدیل کد
reducer
U
تبدیل
changes
U
تبدیل
transmutation
U
تبدیل
converter
U
تبدیل گر
reductions
U
تبدیل
converted
U
تبدیل
transforming
U
تبدیل
translation
U
تبدیل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com