English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
internal security U تامین داخلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
pacification U تامین ثبات داخلی
fail safe U ماسوره تامین شده از نظرعمل کرد دستگاههای داخلی ماسوره مطمئن العمل
fail-safe U ماسوره تامین شده از نظرعمل کرد دستگاههای داخلی ماسوره مطمئن العمل
stability operations U عملیات تامین ثبات داخلی
Other Matches
garnishee U کسی که خواستهای نزداو تامین یا توقیف باشد تامین مدعا به کردن
garnishment U تامین خواسته حکم تامین مدعابه
remands U اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remand U اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remanding U اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remanded U اخذ تامین مجدد تشدید تامین
incretion U ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
close in security U برقراری تامین در نزدیک شدن به دشمن تامین تقرب به دشمن
internal structure U ساختمان داخلی سازه داخلی
internal defense U پدافند داخلی پایداری داخلی
squawk U مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked U مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawks U مخابره داخلی ارتباط داخلی
communication security monitoring U کنترل تامین مخابراتی نظارت در امر تامین مخابراتی
communication security account U میزان تامین مخابراتی اندازه تامین مخابراتی
exchanged stabilization fund U مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
storage U 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
hedging U تامین
cover U تامین
coverings U تامین
covers U تامین
securing U تامین
security U تامین
water supply U تامین اب
water supplies U تامین اب
securement U تامین
safety U تامین
safety limit U حد تامین
security U تامین مصونیت
ensures U تامین کردن
buffer zone U منطقه تامین
protection U تامین نامه
ensured U تامین کردن
social security U تامین اجتماعی
financiers U تامین اعتبارکننده
ensuring U تامین کردن
covers U تامین کردن
preservation of evidence U تامین دلیل
ensure U تامین کردن
coverings U تامین کردن
quia timet U حکم تامین
provisioning U تامین ذخیره
cover U تامین کردن
safety diagram U دیاگرام تامین
buffer zones U منطقه تامین
transmission security U تامین ارسال
transmission security U تامین مخابره
the rule of law U تامین قانونی
supply port U درگاه تامین
procurement U تامین اماد
local security U تامین محلی
physical security U تامین تاسیسات
signal security U تامین مخابراتی
insuring U تامین کردن
take care of U تامین کردن
safety stakes U دستکهای تامین
insecurity U عدم تامین
funding U تامین وجه
safety factor U عامل تامین
insures U تامین کردن
safety factor U ضریب تامین
troop safety U تامین عده ها
the rule of law U تامین قضایی
committment U تامین اعتبار
secures U تامین کردن
supplying U تامین کردن
secures U درامان تامین
fulfill U تامین کردن
factor of safety U عامل تامین
supplied U تامین کردن
secure U تامین شده
secure U درامان تامین
supply U تامین کردن
buffer stock U تامین ذخیره
chemical security U تامین شیمیایی
financier U تامین اعتبارکننده
communication security U تامین مخابراتی
secures U تامین شده
area security U تامین منطقه
secure U تامین کردن
electronic security U تامین الکترونیکی
guarantees U تامین کردن
guaranteed U تامین کردن
give security for U تامین کردن
collective security U تامین اجتماعی
guarantee U تامین کردن
appropriation reimbur sement U تامین اعتبار
cryptosecurity U تامین رمز
financing U تامین هزینه پولی
social security act U قانون تامین اجتماعی
make up a deficit U تامین کردن کسری
finances U تامین هزینه پولی
social security benefits U منافع تامین اجتماعی
elegit U حکم تامین مدعی به
financed U تامین هزینه پولی
social security organization U سازمان تامین اجتماعی
finance U تامین هزینه پولی
levy a sum on a person's property U تامین خواسته کردن
elevation of security U زیاد کردن تامین
rear area security U تامین منطقه عقب
power supply U تامین کننده برق
to ensure something U تامین کردن [چیزی]
safety card U کارت تامین اتشبار
guaranteed U تامین تضمین کردن
finance company U شرکت تامین مالی
safety U برقرار کردن تامین
safety officer U افسر تامین یکان
emanitions security U تامین ضد استراق سمع تامین استراق سمع
security for costs U تامین هزینه دعوی
self protection U برقراری تامین از خود
angle of safety U زاویه تامین گلوله
unemployment fund U صندوق تامین بیکاری
victual U خواربار تامین کردن
water supply to navigation U تامین اب کانال کشتیرانی
security for cost U تامین هزینه دادرسی
transmission security U تامین ارسال پیام
secure U تامین کردن هدف
ups U تامین برق بی وقفه
secures U مطمئن تامین کردن
secures U تامین کردن هدف
guarantee U تامین تضمین کردن
guarantees U تامین تضمین کردن
bombline U خط تامین پرتاب بمب
tucker U تامین غذا کردن
collective security U تامین دسته جمعی
social security program U برنامه تامین اجتماعی
social security system U نظام تامین اجتماعی
appropriation reimbur sement U تامین سپرده یاوثیقه
deficit financing U تامین کسر بودجه
supply company U شرکت تامین کننده
system maintenance U تامین و نگهداری سیستم
continuing appropriation U مداومت تامین اعتبار
continuing appropriation U تامین اعتبار پیوسته
communication security U برقراری تامین مخابراتی
to feather ones nest U تامین اتیه کردن
secure U مطمئن تامین کردن
area security U تامین منطقه عملیات
protect a bill U وجه براتی را تامین کردن
garnisher U تامین کننده خواسته یامدعابه
force development U برنامه تامین یا بسیج یکانها
environmental security U تامین محیطی و فیزیکی منطقه
communication security custodian U مسئول وسایل تامین مخابراتی
degree of protection U میزان تامین درجه حفافت
provide U میسر ساختن تامین کردن
provides U میسر ساختن تامین کردن
quia timet U قرار تامین دستور موقت
safeguarding U قفل حفافتی یا تامین دار
safeguarding U تامین کردن امن نگهداشتن
safeguarded U قفل حفافتی یا تامین دار
safeguarded U تامین کردن امن نگهداشتن
supplying U تامین موجودی عرضه نمودن
safeguard U قفل حفافتی یا تامین دار
supply U تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
safeguard U تامین کردن امن نگهداشتن
social security tax U مالیات سیستم تامین اجتماعی
supply U تامین موجودی عرضه نمودن
supplied U تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supplied U تامین موجودی عرضه نمودن
services U 1-توابع تامین شده در یک قطعه . 2-
troop program U برنامه تامین عدههای نظامی
user supplied U تامین شده توسط کاربر
safeguards U تامین کردن امن نگهداشتن
covers U تامین زیان و خسارات بیمه
safeguards U قفل حفافتی یا تامین دار
replevy U بادادن تامین ازتوقیف دراوردن
report generator U برای تامین گزارش کامل
to safeguard [against] U تامین کردن [علیه] [در برابر]
cover U تامین زیان و خسارات بیمه
safety card U کارت تامین جنگ افزار
coverings U تامین زیان و خسارات بیمه
uniterruptable power supply U سیستم تامین برق بی وقفه
supplying U تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
social security contributions U پرداختی بابت تامین اجتماعی
supplied U تامین چیزی که مورد نیاز است .
supplying U تامین چیزی که مورد نیاز است .
deficit financing U تامین مالی از راه کسر بودجه
privacy U جداسازی مبادله پیام برای تامین
social security U بیمه وبازنشستگی همگانی تامین اجتماعی
supply U تامین چیزی که مورد نیاز است .
social security wealth U ثروت ناشی از نظام تامین اجتماعی
podded U دارای زندگی اسوده یا تامین شده
pre empt U از پیش برای خود تامین کردن
esoteric U داخلی
in U داخلی
inner U داخلی
intramural U داخلی
internal medicine U طب داخلی
anie U داخلی
indoor U داخلی
domestic U داخلی
internal U داخلی
municipal U داخلی
inside U داخلی
insides U داخلی
internal door U در داخلی
in- U داخلی
territorial U داخلی
innate U داخلی
interior U داخلی
interiors U داخلی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com