Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 311 (18 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
random
U
بی ترتیب
randomly
U
بی ترتیب
irregular
U
بی ترتیب
disorderly
U
بی ترتیب
anomalies
U
بی ترتیب
anomaly
U
بی ترتیب
ataxic
U
بی ترتیب
immethodical
U
بی ترتیب
orderless
U
بی ترتیب
out of kelter
U
بی ترتیب
pial
U
بی ترتیب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
rough and tumble
U
بی نظم و ترتیب
management
U
ترتیب
managements
U
ترتیب
burst
U
ترتیب مختصری از سیگنالهای ارسالی
bursts
U
ترتیب مختصری از سیگنالهای ارسالی
alternating current
U
جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است
direct objects
U
ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری
indirect objects
U
ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری
object
U
ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری
objected
U
ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری
objecting
U
ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری
objects
U
ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری
accession
به ترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن
lobbied
U
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
lobbies
U
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
lobby
U
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
respectively
U
به ترتیب
arrangement
U
ترتیب
arrangement
U
ترتیب اصلاح
arrangement
U
ترتیب تنظیم
arrangements
U
ترتیب
arrangements
U
ترتیب اصلاح
arrangements
U
ترتیب تنظیم
organisations
U
ترتیب
organization
U
ترتیب
organizations
U
ترتیب
message
U
ترتیب داده در ابتدای پیام که حاوی اطلاعات مسیر و مقصد است
messages
U
ترتیب داده در ابتدای پیام که حاوی اطلاعات مسیر و مقصد است
part
U
قالب زمان معروف برای ترتیب استاندارد MIDI
list
U
نمایش برنامه خط به خط به ترتیب درست
basic
U
روش ذخیره و بازیابی بلاکهای داده به ترتیب
basics
U
روش ذخیره و بازیابی بلاکهای داده به ترتیب
job
U
صف دستورات کترل کار که به ترتیب دریافت اجرا می شوند
jobs
U
صف دستورات کترل کار که به ترتیب دریافت اجرا می شوند
merge
U
ترکیب دو فایل داده که هنوز ترتیب خود را دارند
merges
U
ترکیب دو فایل داده که هنوز ترتیب خود را دارند
string
U
سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند
layout
U
ترتیب وسایل
layouts
U
ترتیب وسایل
physical
U
ترتیب فعلی کابلها در شبکه
configuration
U
ترتیب
configuration
U
ترتیب فضایی کلی اجزاء اصلی
configurations
U
ترتیب
configurations
U
ترتیب فضایی کلی اجزاء اصلی
chronologically
U
به ترتیب زمان یا تاریخ
chronological
U
ترتیب زمانی وقوع
chronological
U
به ترتیب تاریخ
queue
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queue
U
که به ترتیب بررسی می شوند
queued
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queued
U
که به ترتیب بررسی می شوند
queueing
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queueing
U
که به ترتیب بررسی می شوند
queues
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queues
U
که به ترتیب بررسی می شوند
structure
U
ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
structures
U
ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
structuring
U
ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
circuitry
U
مداربندی کردن ترتیب مدارها
train
U
نظم ترتیب
trained
U
نظم ترتیب
trains
U
نظم ترتیب
flag
U
ترتیب کدها در شبکه ارسال بسته برای معرض شروع و خاتمه یک فریم داده
flag
U
ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
flags
U
ترتیب کدها در شبکه ارسال بسته برای معرض شروع و خاتمه یک فریم داده
flags
U
ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
serial
U
فایل ذخیره شده که رکوردهای آن به ترتیب قابل دستیابی هستند
serial
U
حافظهای که در آن داده به ترتیب ذخیره شده است که فقط امکان دستیابی ترتیبی میدهد
serials
U
فایل ذخیره شده که رکوردهای آن به ترتیب قابل دستیابی هستند
serials
U
حافظهای که در آن داده به ترتیب ذخیره شده است که فقط امکان دستیابی ترتیبی میدهد
read
U
ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده
reads
U
ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده
rearrangement
U
ترتیب مجدد
rearrangements
U
ترتیب مجدد
hire purchase
U
کرایه چیزی به این ترتیب که کرایه کننده با پرداخت یک عده اقساط مالک ان شی بشود
formation
U
ترتیب قرارگرفتن
formation
U
ارایش یکان ترتیب نیرو
sequential
U
فایل ذخیره شده که رکوردهای آن به ترتیب قابل دستیابی هستند
sequential
U
داده یا دستوراتی که به ترتیب پردازش می شوند , به ترتیبی که دستیابی می شوند
sequence
U
رشته ترتیب
sequence
U
به ترتیب مرتب کردن دنباله
sequence
U
ترتیب دادن
sequence
U
ترتیب
sequences
U
رشته ترتیب
sequences
U
به ترتیب مرتب کردن دنباله
sequences
U
ترتیب دادن
sequences
U
ترتیب
instrumentation
U
ترتیب اهنگ
index
U
لیست موضوعات در حافظه کامپیوتر که به ترتیب الفبا مرتبند
indexed
U
لیست موضوعات در حافظه کامپیوتر که به ترتیب الفبا مرتبند
indexes
U
لیست موضوعات در حافظه کامپیوتر که به ترتیب الفبا مرتبند
order
U
ترتیب
order
U
ترتیب انجام کار
ring
U
تویولوژی شبکه که در آن سیم پیچی به ترتیب ایستگاههای کاری را بهمم وصل میکند
operator
U
ترتیب اجرای عملیات ریاضی
operators
U
ترتیب اجرای عملیات ریاضی
caption
U
کامپیوتر یا وسیله الکترونیکی که به کاربر امکان میدهد به یک ترتیب ویدیویی نام یا عنوان بدهد
captions
U
کامپیوتر یا وسیله الکترونیکی که به کاربر امکان میدهد به یک ترتیب ویدیویی نام یا عنوان بدهد
chaining
U
به این ترتیب برنامههای بزرگتر فرفیت حافظه نیز قابل اجرا هستند
precedence
U
ترتیب تقدم
Other Matches
random processing
U
پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
schedules
U
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
scheduled
U
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedule
U
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
collocation
U
ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
chain
U
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chains
U
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
firing order
U
ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
batting order
U
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
regvlarity
U
ترتیب
to order
<idiom>
U
به ترتیب
arr
U
ترتیب
to make an arrangement
U
ترتیب
set up
U
ترتیب
serialization
U
ترتیب
ordonnance
U
ترتیب
assortments
U
ترتیب
arrangment
U
ترتیب
arramgement
U
ترتیب
collocation
U
ترتیب
ordering
U
ترتیب
catenation
U
ترتیب
orderliness
U
ترتیب
system
U
ترتیب
systems
U
ترتیب
lay out
U
ترتیب
kelter or kilter
U
ترتیب
kelter
U
ترتیب
regularities
U
ترتیب
regularity
U
ترتیب
in series
U
به ترتیب
assortment
U
ترتیب
expandede order
U
ترتیب مبسوط
descending sort
U
ترتیب نزولی
descending order
U
ترتیب نزولی
decreasing order
U
ترتیب کاهنده
data set
U
ترتیب داده
critical assembly
U
ترتیب بحرانی
control sequence
U
ترتیب کنترل
connecting arrangement
U
ترتیب متصل
connecting arrangement
U
ترتیب پیوسته
dress
U
ترتیب دادن
dresses
U
ترتیب دادن
compose sequence
U
ترتیب ساختگی
desultorily
U
بطور بی ترتیب
fifo
U
به ترتیب ورود
kelter
U
بی ترتیب مختل
tactics
U
نظم و ترتیب
line up
U
به ترتیب ایستادن
line-up
U
به ترتیب ایستادن
line-ups
U
به ترتیب ایستادن
indue order
U
به ترتیب صحیح
in chronological order
U
به ترتیب تاریخ
gradational
U
به ترتیب درجه
rating
U
ترتیب تقدم
ratings
U
ترتیب تقدم
first in first out
U
به ترتیب ورود
firing order
U
ترتیب احتراق
otherwise
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
collating sequence
U
ترتیب تلفیقی
discipline
U
تادیب ترتیب
curialism
U
ترتیب دربارپاپ
alphabetical order
U
ترتیب رکوردها
concerning this
<adv.>
U
به این ترتیب
for this purpose
<adv.>
U
به این ترتیب
hereto
<adv.>
U
به این ترتیب
hereunto
<adv.>
U
به این ترتیب
on this
<adv.>
U
به این ترتیب
orchestrations
U
ترتیب هم اهنگی
schemes
U
ترتیب رویه
disordered
U
بی ترتیب اشفته
schemed
U
ترتیب رویه
scheme
U
ترتیب رویه
make-up
U
ترتیب گریم
permanency
U
ترتیب همیشگی
as to that
<adv.>
U
به این ترتیب
disciplines
U
تادیب ترتیب
disciplining
U
تادیب ترتیب
castrametation
U
فن ترتیب اردو
calling sequence
U
ترتیب فراخوانی
birth order
U
ترتیب ولادت
ordain
U
ترتیب دادن
ordained
U
ترتیب دادن
ordaining
U
ترتیب دادن
ordains
U
ترتیب دادن
run
U
ترتیب محوطه
runs
U
ترتیب محوطه
on the other side
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
ascending order
U
ترتیب صعودی
arrengement
U
ترتیب دادن
permanencies
U
ترتیب همیشگی
lighting scheme
U
ترتیب روشنایی
orchestration
U
ترتیب هم اهنگی
sequence number
U
شماره ترتیب
sequence counter
U
ترتیب شمار
sequence control
U
کنترل ترتیب
sequence check
U
مقابله ترتیب
alternatively
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
relative location
U
ترتیب نسبی
apart from that
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
rearrngement
U
ترتیب مجد د
random fill
U
خاکریز بی ترتیب
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
word order
U
ترتیب واژه ها
untune
U
بی ترتیب کردن
to map out
U
ترتیب دادن
sort order
U
نظم ترتیب
sort key
کلید ترتیب
sequencing
U
ترتیب دهی
sequencing
U
ترتیب گذاری
sequencer
U
ترتیب سنج
In this order. In this way.
U
باین ترتیب
by the same token
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
order of battle
U
ترتیب نیرو
system
U
نظم ترتیب
march order
U
ترتیب راهپیمایی
partial order
U
پاره ترتیب
partial order
U
ترتیب جزئی
systems
U
نظم ترتیب
on the other hand
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
last but not least
U
اخر از حیث ترتیب
input output order
U
ترتیب ورودی- خروجی
lay out
U
باغچه بندی ترتیب
alphabetical order
U
به ترتیب حروف الفبا
alphabetically
U
به ترتیب حروف تهجی
alphabetically
U
به ترتیب حروف الفبا
bell and hopper arrangement
U
ترتیب قیف و مخروط
lexicographic order
U
ترتیب لغت نویسی
multilevel sort
U
ترتیب چند سطحی
Order theory
U
ترتیب جزئی
[ریاضی]
adhibit
U
ترتیب دادن پذیرفتن
good order
U
خوش ترتیب
[فلسفه]
sequentially
U
یکی پس از دیگری به ترتیب
to get up
U
بلندکردن ترتیب دادن
march order
U
ترتیب حرکت دستورراهپیمایی
phase in
U
به ترتیب داخل شدن
to arrange matters
U
ترتیب دادن امور
lifo
U
به ترتیب عکس ورود
issue priority
U
ترتیب تقدم توزیع
last in first out
U
به ترتیب عکس ورود
ordered
U
دارای نظم و ترتیب
match maker
U
ترتیب دهنده مسابقه
coarse adjustment
U
نظم و ترتیب دانهای
order of fire
U
ترتیب توالی اتش
fifo
U
خروج به ترتیب ورود
record layout
U
ترتیب کلی رکوردها
rearrngement
U
ترتیب دوم باره
sequence of command
U
ترتیب توالی فرامین
dictionary sort
U
ترتیب واژه نامهای
prearrange
U
قبلا ترتیب دادن
daa
U
ترتیب دستیابی داده ها
data access arangement
U
ترتیب دستیابی داده ها
phase out
U
به ترتیب خارج کردن
well-order
U
خوش ترتیب
[ریاضی]
basic circuit arrangement
U
ترتیب مدار ساده
Lattice
[order]
U
توری
[ترتیب]
[ریاضی]
balustrade Order
U
ترتیب نرده ستون ها
To arrange (fix up) something.
U
ترتیب کاری را دادن
heterotaxy
U
ترتیب خلاف قاعده
sequence number
U
شماره ترتیب توالی
heterotaxis
U
ترتیب خلاف قاعده
pre arrenge
U
از پیش ترتیب دادن
bibliotic
U
مربوط به ترتیب کتب
order of fire
U
ترتیب احتراق موتور
force designator
U
شماره ترتیب یکان
flow cycle
U
مدار ترتیب کار
well-ordering
U
خوش ترتیب
[ریاضی]
pre arrange
U
از پیش ترتیب دادن
ranks
U
طلب شده ترتیب
ranked
U
طلب شده ترتیب
chime
U
ترتیب زنگهای موسیقی
chimed
U
ترتیب زنگهای موسیقی
chimes
U
ترتیب زنگهای موسیقی
chiming
U
ترتیب زنگهای موسیقی
arrange
U
ترتیب دادن اراستن
rank
U
طلب شده ترتیب
arranged
U
ترتیب دادن اراستن
arranging
U
ترتیب دادن اراستن
pagination
U
ترتیب صفحات در کتاب
arranges
U
ترتیب دادن اراستن
marshals
U
به ترتیب نشان دادن
marshalled
U
به ترتیب نشان دادن
marshaling
U
به ترتیب نشان دادن
marshaled
U
به ترتیب نشان دادن
desultory
U
بی ترتیب درهم و برهم
marshal
U
به ترتیب نشان دادن
rhyme scheme
U
ترتیب وقوع قوافی در بندشعری
agreeing
U
ترتیب دادن درست کردن
agrees
U
ترتیب دادن درست کردن
mussculature
U
بخش یا ترتیب ماهیچه هادربدن
consequentiality
U
پیروی به ترتیب منطقی خودگیری
dispose
U
ترتیب کارها رامعین کردن
force activity designator
U
شماره ترتیب فعالیت یکان
rotation billiard
U
بیلیارد امریکایی به ترتیب شماره
normal
U
معمولا یا آنچه به ترتیب رخ دهد
measuring arrangement
U
نطم و ترتیب اندازه گیری
embarkation order
U
ترتیب سوار شدن یا بارگیری
framable
U
تنظیم کردنی ترتیب دادنی
freight route order
U
ترتیب تقدم استفاده از جاده ها
precedence
U
ترتیب اجرای عملیات ریاضی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com