Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
ejector
U
بیرون کننده
excommunicative
U
بیرون کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
hitch
U
نوعی پاس که دریافت کننده به جلو می دود و به طرف بیرون بر می گردد
hitched
U
نوعی پاس که دریافت کننده به جلو می دود و به طرف بیرون بر می گردد
hitches
U
نوعی پاس که دریافت کننده به جلو می دود و به طرف بیرون بر می گردد
hitching
U
نوعی پاس که دریافت کننده به جلو می دود و به طرف بیرون بر می گردد
extrusive
U
اخراج کننده بیرون امده
Other Matches
to turn out
U
بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
to strain at a gnat
U
ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
witjout
U
بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
extravasate
U
ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
outward bound
U
عازم بیرون روانه بیرون
eject
U
بیرون راندن بیرون انداختن
ejecting
U
بیرون راندن بیرون انداختن
extrusion
U
بیرون اندازی بیرون امدگی
ejected
U
بیرون راندن بیرون انداختن
ejects
U
بیرون راندن بیرون انداختن
corrector
U
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
off one's hands
U
بیرون از اختیار شخص بیرون از نظارت شخص
altitude/height hold
U
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder
U
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller
U
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor
U
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling
U
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor
U
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer
U
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers
U
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
U
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
distractive
U
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
del credere
U
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptor
U
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
vasomotor
U
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
detonator
U
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
steam fitter
U
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
interceptors
U
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer
U
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
makgi boowi
U
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
detonators
U
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer
U
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
expostulator
U
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
padding
U
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
prepossessing
U
مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur
U
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
sprining charge
U
خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive
U
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
astigmatizer
U
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
U
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
insulator
U
جدا کننده عایق کننده
intermediaries
U
وساطت کننده مداخله کننده
spell binder
U
مسحور کننده مجذوب کننده
supplicant
U
درخواست کننده تضرع کننده
insulators
U
جدا کننده عایق کننده
favourer
U
یاری کننده مساعدت کننده
hanger
U
اویزان کننده معلق کننده
intermediary
U
وساطت کننده مداخله کننده
oppressive
U
خورد کننده ناراحت کننده
transmitter
U
منتقل کننده مخابره کننده
transmitters
U
منتقل کننده مخابره کننده
practicer
U
تمرین کننده مشق کننده
contractive
U
جمع کننده چوروک کننده
coordinator
U
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
whetstone
U
تیز کننده تند کننده
preventive
U
حفافت کننده جلوگیری کننده
suberter
U
سرنگون کننده تضعیف کننده
modulator demodulator
U
تلفیق کننده- تفکیک کننده
discriminant
U
تفکیک کننده جدا کننده
trimmer
U
دستکاری کننده صاف کننده
prosecutors
U
پیگرد کننده تعقیب کننده
hangers
U
اویزان کننده معلق کننده
vibrators
U
ارتعاش کننده نوسان کننده
prosecutor
U
پیگرد کننده تعقیب کننده
corrupter
U
فاسد کننده منحرف کننده
corruptor
U
فاسد کننده منحرف کننده
vibrator
U
ارتعاش کننده نوسان کننده
cogitator
U
اندیشه کننده مطالعه کننده
venerator
U
تکریم کننده ستایش کننده
gesticulant
U
اشاره کننده وحرکت کننده
provisioner
U
تدارک کننده تهیه کننده
supplicants
U
درخواست کننده تضرع کننده
divider
U
جدا کننده تقسیم کننده
the producer and the consumer
U
تولید کننده و مصرف کننده
presenter
U
ارائه کننده معرفی کننده
presenters
U
ارائه کننده معرفی کننده
lifter
U
مرتفع کننده برطرف کننده
diverting
U
سرگرم کننده منحرف کننده
desolater
U
ویران کننده متروک کننده
desolator
U
ویران کننده متروک کننده
thwarter
U
خنثی کننده مسدود کننده
modifier
U
اصلاح کننده تعدیل کننده
modifiers
U
اصلاح کننده تعدیل کننده
designative
U
اشاره کننده تعیین کننده
homager
U
تجلیل کننده کرنش کننده
acknowledger
U
تصدیق کننده قبول کننده
toasters
U
سرخ کننده برشته کننده
toaster
U
سرخ کننده برشته کننده
accaimer
U
هلهله کننده تحسین کننده
striking force
U
نیروی تک کننده یا کمین کننده
thickeners
U
غلیظ کننده پرپشت کننده
thickener
U
غلیظ کننده پرپشت کننده
sniffy
U
افهار تنفر کننده فن فن کننده
presentor
U
ارائه کننده معرفی کننده
without
U
بیرون از
outside
[of]
<adv.>
U
بیرون
[از]
outward bound
U
بیرون رو
from outside
U
از بیرون
[از]
out
U
بیرون از
out door
U
بیرون
out
[of]
<adv.>
U
بیرون
[از]
outwith
[Scotish E]
<adv.>
U
بیرون
[از]
extra terrestrial
U
بیرون از
off the track
U
بیرون
away
U
بیرون
from out of town
U
از بیرون
[از]
externals
U
بیرون
external
U
بیرون
away
U
بیرون از
abroad
U
بیرون
efferent
U
بیرون بر
outside appearance
U
بیرون
without
U
بیرون
bakkat
U
به بیرون
forth
U
بیرون از
outside
U
بیرون
outsides
U
بیرون
outdoor
U
بیرون
out
<adv.>
U
به بیرون
out-of-
U
بیرون از
out
<adv.>
U
بیرون
out-
U
بیرون از
from the outside
U
از بیرون
out of
U
بیرون از
outed
U
بیرون از
forth of
U
بیرون از
skeletonizer
U
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler
U
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger
U
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
evokes
U
بیرون کشیدن
lolls
U
بیرون افتادن
exhale
U
بیرون دادن
evoking
U
بیرون کشیدن
evoke
U
بیرون کشیدن
to clear out
U
بیرون اوردن
exhaled
U
بیرون دادن
clear-out
U
بیرون اوردن
clear out
U
بیرون اوردن
exhales
U
بیرون دادن
exhaling
U
بیرون دادن
eccentrics
U
بیرون ازمرکز
eccentric
U
بیرون ازمرکز
pay out
U
بیرون دادن
pass off
U
بیرون رفتن
expel
U
بیرون انداختن
eject
U
بیرون کردن
ejecting
U
بیرون کردن
cashiers
U
بیرون کردن
outwork
U
سفارش به بیرون
outwardness
U
چگونگی بیرون
ejects
U
بیرون کردن
outward show
U
نمایش بیرون
cashier
U
بیرون کردن
exorcised
U
بیرون کردن
exorcises
U
بیرون کردن
outpour
U
بیرون ریزش
exorcising
U
بیرون کردن
exorcize
U
بیرون کردن
outpour
U
بیرون ریختن
exorcized
U
بیرون کردن
exorcizes
U
بیرون کردن
exorcizing
U
بیرون کردن
expelled
U
بیرون انداختن
pakkorro
U
بطرف بیرون
go out
U
بیرون رفتن
expel
U
بیرون راندن
expelled
U
بیرون راندن
expelling
U
بیرون انداختن
expelling
U
بیرون راندن
expels
U
بیرون انداختن
expels
U
بیرون راندن
get out
U
بیرون رفتن
get the push
U
بیرون رفتن
give forth
U
بیرون دادن
give off
U
بیرون دادن
give out
U
بیرون دادن
go off
U
بیرون رفتن
outfield
U
بیرون ازمحیط
prolapsus
U
بیرون افتادگی
exhalent
U
بیرون دهنده
faubourg
U
بیرون شهر
outed
U
در بیرون تمام
out
<adv.>
U
به طرف بیرون
outed
U
خارج بیرون
to pour out
U
بیرون ریختن
exhalant
U
بیرون دهنده
issues
U
بیرون امدن
issued
U
بیرون امدن
issue
U
بیرون امدن
eliminating
U
بیرون کردن
eliminates
U
بیرون کردن
eliminated
U
بیرون کردن
eliminate
U
بیرون کردن
to go out
U
به بیرون رفتن
excurrent
U
بیرون ریزنده
expulse
U
بیرون دادن
extroversion
U
برگشتگی به بیرون
exsert
U
بیرون دادن
extrorse
U
بیرون برگشته
exserted
U
بیرون امده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com