Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
multi tone horn
U
بوق با اصوات مختلف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
interjections
U
اصوات
h'm
U
از اصوات
interjection
U
اصوات
background noise
U
اصوات مزاحم
acoustics
U
علم اصوات
diphthongization
U
ادغام اصوات
diphthongize
U
ادغام کردن اصوات
acoustician
U
کارشناس علم اصوات
gutturalize
U
ادای اصوات بصورت گلویی
labialization
U
ادای اصوات بصورت شفوی
dissonance
U
اختلاط اصوات و اهنگهای ناموزون
phonetic
U
صدا دار مربوط به ترکیب اصوات
charts
U
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charted
U
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
chart
U
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
target discrimination
U
قدرت رادار برای درگیری باهدفهای مختلف یا تشخیص هدفهای مختلف
charting
U
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
fractional
U
اختصاص بخشهای مختلف پهنای باند به سیگنالها یا مشتریان مختلف
systems analysis
U
ترکیب محصولات مختلف از تولید کننده مختلف برای یک سیستم
selectable
U
مدار یا وسیلهای که انتخابهای مختلف آن با قرار دادن اتصالات سیم مختلف انتخاب می شوند
blocage
U
[بنایی با مواد مختلف و در اندازه های مختلف که در ساخت دیوارهای رومی بکار می رفت.]
symbiosis
U
همزیستی وتجانس دوموجود مختلف یا دوگروه مختلف باهم
heterogeneous network
U
سیستم ارتباطی تقسیم شده که با کانالهای با نرخ ارسال مختلف و پروتکلهای مختلف کار میکند
vortex separation
U
جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
fdm
U
انتساب عددی با سیگنال مختلف به فرکانسهای مختلف تا سیگنالهای زیادی روی کانال فرستاده شوند
paint program
U
نرم افزاری که به کاربر امکان رسم تصاویر روی صفحه نمایش با رنگهای مختلف با روشهای مختلف و جلوههای ویژه را میدهد
allocating
U
به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
allocate
U
به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
allocates
U
به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
functioned
U
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
functions
U
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
function
U
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
estate in common
U
درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
bussed
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busses
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
buses
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bussing
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bused
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busing
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bus
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
frequency
U
انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
frequencies
U
انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
allogamous
U
مختلف الجنس و مختلف النوع
profile
U
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiles
U
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiled
U
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiling
U
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
tree of life
U
درخت زندگی
[این نگاره بگونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف بکار رفته و جلوه ای از حیات انسان را تداعی می کند.]
harmonics
U
مبحث مطالعه خواص ومختصات اصوات موسیقی مبحث الحان موزون همسازها
highway
U
خط ارتباطی تشکیل شده از چندین سیم که بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری کامپیوتر را بهم وصل میکند و روی آن ارسال و دریافت داده با مدارهای مختلف درون سیستم انجام میشود
highways
U
خط ارتباطی تشکیل شده از چندین سیم که بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری کامپیوتر را بهم وصل میکند و روی آن ارسال و دریافت داده با مدارهای مختلف درون سیستم انجام میشود
hunting design
U
طرح شکارگاهی
[این طرح از زمان صفویه رواج یافته و در آن صحنه های مختلف شکار توسط انسان و یا نزاع حیوانات مختلف نشان داده می شود. منشاء اولیه آن کاشان ذکر شده است.]
decollate
U
جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
star design
U
طرح ستاره ای شکل
[این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
approval by acclamation
U
تصویب به وسیله کف زدن وابراز احساسات این گونه تصویب زمانی مصداق پیدامیکند که مخالف جدی وجودنداشته باشد و طبعا" مسئله شمردن صاحبان اصوات تحسین امیز منتفی است
divergent
U
مختلف
disparate
U
مختلف
discrepant
U
مختلف
off
U
مختلف
miscellaneous
U
مختلف
sundry
U
مختلف
varying
U
مختلف
variegated
U
مختلف
diverse
U
مختلف
various
U
مختلف
dissimilar
U
مختلف
miscellaneous works
U
کارهای مختلف
half caste
U
ازنژاد مختلف
heterochromatic
U
مختلف اللون
diverse
U
مختلف مخالف
asynchronous
U
مختلف الزمان
polyphyletic
U
مختلف الاجداد
half breed
U
از نژاد مختلف
diversely
U
به اشکال مختلف
polyphyletic
U
از نژادهای مختلف
several
U
جدا مختلف
variant
U
گوناگون مختلف
variate
U
مختلف کردن
two discrepant stories
U
دو حکایت مختلف
variously
U
بطور مختلف
stock markets
U
بورس کالاهای مختلف
run around
<idiom>
U
گردش درمناطق مختلف
heterochromatic
U
دارای رنگهای مختلف
play off
<idiom>
U
رفتار مختلف با اشخاص
processes
U
مراحل مختلف چیزی
process
U
مراحل مختلف چیزی
stage
U
مراحل مختلف یک موشک
eccentric
U
مختلف المرکز بودن
syntax
U
هم اهنگی قسمتهای مختلف
miscellanist
U
نویسنده مطالب مختلف
The various strata of society.
U
طبقات مختلف اجتماع
internationals
U
مربوط به کشورهای مختلف
stages
U
مراحل مختلف یک موشک
intercollegiate
U
بین کالجهای مختلف
commodity loading
U
بارگیری کالاهای مختلف
interrace
U
بین نژادهای مختلف
stock market
U
بورس کالاهای مختلف
eccentrics
U
مختلف المرکز بودن
diversiform
U
دارای اشکال مختلف
interracial
U
بین نژادهای مختلف
international
U
مربوط به کشورهای مختلف
plug
U
ورودی که به وسایل مختلف
team tennis
U
بازیهای مختلف تنیس
plugging
U
ورودی که به وسایل مختلف
plugs
U
ورودی که به وسایل مختلف
holdalls
U
جعبه اسبابهای مختلف
holdall
U
جعبه اسبابهای مختلف
rank and file
U
شئون مختلف نظامی
disjunctive
U
دارای دو شق مختلف فصلی
variform
U
گوناگون مختلف الشکل
various books
U
کتابهای گوناگون یا مختلف
varisized
U
دارای اندازههای مختلف
multifarious
U
دارای انواع مختلف
catamarans
U
قایق با دو بدنه در دو سطح مختلف
FTAM
U
بین سیستمهای کامپیوتری مختلف
fun house
U
محل سرگرمی وتفریحات مختلف
general purpose machine
U
دستگاه برای اهداف مختلف
adapter
U
دوشاخهای که به وسایل با ورودیهای مختلف
allomorph
U
تصاریف مختلف کلمه یا فعل
figure skate
U
اسکیت با انجام حرکات مختلف
middling
U
اجناس مختلف از درجه متوسط
interstate
U
بین ایالتها وکشورهای مختلف
gather
U
دریافت داده از منابع مختلف
castes
U
طبقات مختلف مردم هند
interstates
U
بین ایالتها وکشورهای مختلف
bytes
U
کامپیوتر با طول کلمه مختلف
bipolar
U
تراترسیتور با سه لایه مختلف به صورت -p -n p یا -n -p n
blocky
U
پرشده یا مشخص با قطعات مختلف
catamaran
U
قایق با دو بدنه در دو سطح مختلف
gathered
U
دریافت داده از منابع مختلف
scatter around
<idiom>
U
غیرمحتاطانه درجاهای مختلف گذاشتن
byte
U
کامپیوتر با طول کلمه مختلف
multi rate meter
U
کنتور با چند نرخ مختلف
polytechnical
U
وابسته به علوم عملی مختلف
outcross
U
امیزش کردن دو جنس مختلف با هم
polytechnics
U
وابسته به علوم عملی مختلف
interdisciplinary
U
مربوط به رشتههای مختلف علمی
polygenesis
U
پیدایش انسان ازنژادهاومبادی مختلف
caste
U
طبقات مختلف مردم هند
syncretic
U
تلفیق کننده عقاید مختلف
stochastic
U
دارای تغییردر مواقع مختلف
polytechnic
U
وابسته به علوم عملی مختلف
walleyed
U
انواع مختلف اردک ماهی
cat's cradle
U
ساختن طرحهای مختلف با نخ و انگشتان
interbreed
U
نژادهای مختلف را با هم پیوند کردن
homonymous
U
دارای دویاچند معنی مختلف
walleye
U
انواع مختلف اردک ماهی
beef cuts
U
قطعات مختلف گوشت لاشهء گاو
pages
U
با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
point
U
سب زدن به دایرههای مختلف هدف از 01 به پایین
circuit training
U
انجام تمرینهای مختلف ورنه برداری
all purpose machine
U
دستگاه برای اهداف مختلف انیورسال
integration
U
یکپارچگی اتحاد عناصر مختلف اجتماع
package
U
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
paged
U
با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
packaged
U
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
page
U
با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
polytechnic
U
وابسته بتدریس هنرهای فنی مختلف
packages
U
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
whistle-stop
U
در نقاط مختلف از مردم دیدارکوتاهی نمودن
intermarriage
U
ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
whistle stop
U
در نقاط مختلف از مردم دیدارکوتاهی نمودن
pantheons
U
معبد تمام خدایان و ادیان مختلف
pantheon
U
معبد تمام خدایان و ادیان مختلف
polytechnics
U
وابسته بتدریس هنرهای فنی مختلف
halftones
U
عکس یا تصویری که حالتهای مختلف دارد
families
U
محدوده طرحهای مختلف یک حالت نوع
collection
U
عمل دریافت داده از منابع مختلف
collections
U
عمل دریافت داده از منابع مختلف
eurybathic
U
قادر به زندگی کردن در اعماق مختلف اب
multiplex
U
داده و سیگنال کنترل در رزمانهای مختلف
separate opinion
U
رایی که نافربه مسائل مختلف باشد
sprint relay
U
مسابقه امدادی 4 نفره درمسافتهای مختلف
teratoma
U
تومور متشکله از انساج مختلف جنینی
topology
U
روش اتصال عناصر مختلف شبکه
masking
U
عمل انتخاب بیتهای مختلف در کلمه
country file
U
را برای کشورهای مختلف تعریف میکند
variations of temperature
U
اختلافات گرما درجات مختلف گرماوسرما
polytechnical
U
وابسته بتدریس هنرهای فنی مختلف
family
U
محدوده طرحهای مختلف یک حالت نوع
proteus
U
خدای دریا که اشکال مختلف بخودمیگرفته
inequilateral
U
دارای پهلوهای نابربر مختلف الاضلاع
halftone
U
عکس یا تصویری که حالتهای مختلف دارد
variance
U
اختلاف و نتاقض در ارکان مختلف دعوی
playback rate scale factor
U
صوتی که با نرخ مختلف اجرا میشود
pleomorphic
U
چند شکلی دارای اشکال وصور مختلف
portable
U
که روی کامپیوترهای مختلف قابل استفاده اند
time chart
U
جدول تطبیق ساعات نصف النهارات مختلف
self supporting country
U
کشوری که از جهات مختلف به خودمتکی و از خارج بی نیازباشد
scatter load
U
بار کردن داده ترتیبی در محلهای مختلف
roving gun
U
توپی که مداوما از مواضع مختلف تیراندازی میکند
assembly
U
قرار دادن یک موضوع از بخشهای مختلف در کنار هم
remaining velocity
U
سرعت گلوله در نقاط مختلف مسیر حرکت
reddendo singula singulis
U
الفاظ در قسمتهای مختلف سندباید متناسب با هم تعبیرشوند
bussed
U
رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
intermarried
U
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
collage
U
اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
collages
U
اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
intermarry
U
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
tour
U
مسابقههای حرفهای هفتگی گلف درشهرهای مختلف
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com