English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to invoke a higher power U به مقامی بالاتر رجوع کردن [برای کمک]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
forward tell U انتقال دادن اطلاعات به ردههای بالاتر گزارش به مقام بالاتر
subrogation U قائم مقامی
summation U مقامی خلاصه
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
write up <idiom> U مقامی را به حساب آوردن
protem U شاغل مقامی بطورموقت
vicarial U وابسته به خلیفه قائم مقامی
establishing U کسی رابه مقامی گماردن
establish U کسی رابه مقامی گماردن
to drum a tune U ضرب مقامی راباکوس گرفتن
establishes U کسی رابه مقامی گماردن
referred U رجوع کردن به
revert U رجوع کردن
referred U رجوع کردن
revoking U رجوع کردن
refers U رجوع کردن به
reverts U رجوع کردن
refers U رجوع کردن
revoked U رجوع کردن
revoke U رجوع کردن
revokes U رجوع کردن
adeem U رجوع کردن
refer U رجوع کردن به
reverting U رجوع کردن
reverted U رجوع کردن
refer U رجوع کردن
To assume office . U عهده دار مقامی ( سمتی ) شدن
outs and ins U انانی که سر کار دارای مقامی هستند
reference U مراجعه و رجوع کردن
references U مراجعه و رجوع کردن
to throw back U رجوع باصل کردن
to seek redress in court U به دادگاه رجوع کردن [حقوق]
to have recourse to a court U به دادگاه رجوع کردن [حقوق]
to apply to a court U به دادگاه رجوع کردن [حقوق]
to have recourse to arbitration U به دادگاه حکمیت رجوع کردن [حقوق]
to apply to the court of arbitration U به دادگاه حکمیت رجوع کردن [حقوق]
dowagers U بیوه زنی که از شوهرش باودارایی یا مقامی بارث رسیده باشد
dowager U بیوه زنی که از شوهرش باودارایی یا مقامی بارث رسیده باشد
real representative U قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
further up U بالاتر
uppers U بالاتر
above U بالاتر
overshoots U بالاتر از حد
superiors U بالاتر
upper U بالاتر
superior U بالاتر
about U بالاتر
overshoot U بالاتر از حد
overshooting U بالاتر از حد
the above figures U بالاتر
higher U بالاتر
parent directory U دایرکتوری بالاتر
seniors U بالاتر بالارتبه
superordinate U شخص بالاتر
overshoots U بالاتر زدن
senior U بالاتر بالارتبه
overshoot U بالاتر زدن
the court above U محکمه بالاتر
transcended U بالاتر بودن
transcend U بالاتر بودن
overshooting U بالاتر زدن
hereinabove U بالاتر از این
transcending U بالاتر بودن
royalmast U دکل بالاتر
over-average <adj.> U بالاتر از حد متوسط
above-average <adj.> U بالاتر از حد متوسط
above average <adj.> U بالاتر از حد متوسط
above all U بالاتر از همه
transcends U بالاتر بودن
superordinates U شخص بالاتر
hyperpyrexia U درجه حرارت بالاتر از صد
above par U بالاتر از بهای اسمی
Black will take no other hue. <proverb> U بالاتر از سیاهى رنگى نیست .
There is no colour beyond black . <proverb> U بالاتر از سیاهى رنگى نیست .
reserve buoyancy U حجم بالاتر از خط ابخور ناو
evocation U احاله بدادگاه بالاتر احضار
evocations U احاله بدادگاه بالاتر احضار
protempore U موقت شاغل مقامی بطور موقت
critical altitude U ارتفاعی که از ان بالاتر کاردستگاهها مختل میشود
channeling U ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
channeled U ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
channels U ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
channel U ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
channelled U ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
cabin supercharger U کوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
cabin blower U در بعضی هواپیماهاکوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
limiter U وسیلهای که خروجی ان درازای همه ورودیهای بالاتر از حد معین ثابت است
gales U باد تند و سریع که درارتفاعات بالاتر از 02 متری سطح زمین میوزد
cassion discase U تغییرات عصبی ناشی ازکاهش فشار محیط در ارتفاع بالاتر از یک یا دو اتمسفر
gale U باد تند و سریع که درارتفاعات بالاتر از 02 متری سطح زمین میوزد
pass U یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر
passed U یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر
braze welding U جوشکاری در دمایی بالاتر از 054درجه سانتی گراد و پایین تراز نقطه ذوب قطعات
passes U یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر
recourse to U حق رجوع به
ademption U رجوع
respect U رجوع
respects U رجوع
epanorthosis U رجوع
reversion U رجوع
appeal U رجوع
revocation U رجوع
withdrawing U رجوع
referral U رجوع
right of withdrawal U حق رجوع
right of withdrawel U حق رجوع
right of revocation U حق رجوع
appealed U رجوع
appeals U رجوع
referrals U رجوع
curie point U دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
revocable U قابل رجوع
reversioner U دارای حق رجوع
revocation of divorce U رجوع از طلاق
recourse action U رجوع به دادگاه
clients U ارباب رجوع
sans recours U بدون رجوع
someone U رجوع شود به somebody
references U مراجعه رجوع
reference U مراجعه رجوع
client U ارباب رجوع
without recourse U بدون رجوع
appeal to arbitration U رجوع به حکمیت
clientage U ارباب رجوع
absolute cell reference U رجوع مطلق سل
clientele U ارباب رجوع
reversion U رجوع از هبه
vide U رجوع شود به
services U توابعی که در یک لایه DSI برای استفاده در لایه بالاتر به کار می روند
loofah U رجوع شود به luffa
loofahs U رجوع شود به luffa
loudhailer U رجوع شود به bullhorn
tzarinas U رجوع شود به czarina
loudhailers U رجوع شود به bullhorn
lichees U رجوع شود به litchi
offloaded U رجوع شود به unload
lychee U رجوع شود به litchi
unexceptional U رجوع شود به unexceptionable
lychees U رجوع شود به litchi
river blindness U رجوع شود به onchocerciasis
upmarket U رجوع شود به upscale
underarm U رجوع شود به underhand
tut-tutting U رجوع شود به tut
tut-tutted U رجوع شود به tut
tut-tuts U رجوع شود به tut
vibes U رجوع شود به vibraphone
tut-tut U رجوع شود به tut
phrasing U رجوع شود به phraseology
wildebeest U رجوع شود به gun
seagull U رجوع شود به gull
macho U رجوع شود بهmachismo
oops U رجوع شود به whoops
czarinas U رجوع شود به czarina
seagulls U رجوع شود به gull
tie-pins U رجوع شود به stickpin
tie-pin U رجوع شود به stickpin
Peking U رجوع شود به Beijing
petroleum jelly U رجوع شود به petrolatum
sweltering U رجوع شود به sultry
sun-up U رجوع شود به sunrise
sideburns U رجوع شود به burnsides
offloads U رجوع شود به unload
Scandinavia U رجوع شود به PeninsulaScandinavian
offloading U رجوع شود به unload
tsarinas U رجوع شود به czarina
jewellery U رجوع شود به jewelry
tsarina U رجوع شود به czarina
mercy killing U رجوع شود به euthanasia
mercy killings U رجوع شود به euthanasia
mind-blowing U رجوع شود به psychedelic
modernistic U رجوع شود به modern
newsagent U رجوع شود به newsdealer
newsagents U رجوع شود به newsdealer
offload U رجوع شود به unload
substandard U رجوع شود به nonstandard
commonality U رجوع شود به commonalty
chomped U رجوع شود به champ
fistful U رجوع شود به handful
fiefdoms U رجوع شود بهfief
impressionistic U رجوع شود به impressionist
fiefdom U رجوع شود بهfief
chomp U رجوع شود به champ
breastbones U رجوع شود به sternum
discount without recourse U تنزیل بدون حق رجوع
ecumenicism U رجوع شود به ecumensim
down-market U رجوع شود به downscale
charlady U رجوع شود به charwoman
patron U مشتری یا ارباب رجوع
fistfuls U رجوع شود به handful
chomping U رجوع شود به champ
cos U رجوع شود به romaine
commonalities U رجوع شود به commonalty
courgettes U رجوع شود به zucchini
GB U رجوع شود به sarin
court shoe U رجوع شود به pump
court shoes U رجوع شود به pump
curvy U رجوع شود به curvaceous
hardball U رجوع شود به baseball
flysheets U رجوع شود به pamphlet
Christmas Island U رجوع شود به Kiritimati
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com