Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 241 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
a lot of times
<adv.>
U
به تکرار
frequently
<adv.>
U
به تکرار
many times
<adv.>
U
به تکرار
often
<adv.>
U
به تکرار
oft
[archaic, literary]
<adv.>
U
به تکرار
on any number of occasions
<adv.>
U
به تکرار
regularly
[often]
<adv.>
U
به تکرار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
use
U
تکرار ممارست
uses
U
تکرار ممارست
practice
U
تکرار
cyclic
U
عملی که مرتب تکرار میشود
recidivist
U
عامل تکرار جرم
recidivist
U
تکرار کننده جرم
recidivists
U
عامل تکرار جرم
recidivists
U
تکرار کننده جرم
rehearsal
U
تکرار
rehearsal
U
تکرار عملیات
rehearsal
U
تکرار مجدد
rehearsals
U
تکرار
rehearsals
U
تکرار عملیات
rehearsals
U
تکرار مجدد
frequent
U
تکرار شونده
frequent
U
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequented
U
تکرار شونده
frequented
U
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequenting
U
تکرار شونده
frequenting
U
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequents
U
تکرار شونده
frequents
U
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
hold
U
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا توسط عمل قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هستیم از صفحه کلید یا وسیله
holds
U
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا توسط عمل قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هستیم از صفحه کلید یا وسیله
force
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forcing
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
recapitulation
U
تکرار رئوس مطالب
recapitulation
U
تکرار رشدو نمو
recapitulation
U
تکرار
recapitulations
U
تکرار رئوس مطالب
recapitulations
U
تکرار رشدو نمو
recapitulations
U
تکرار
repetition
U
باز گو تکرار
repetition
U
تکرار
repetitions
U
باز گو تکرار
repetitions
U
تکرار
frequencies
U
تکرار
frequencies
U
زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequencies
U
تعداد سیکل ها یا دوره زمانی از حالت موج با قاعده که در هر ثانیه تکرار می شوند
frequency
U
تکرار
frequency
U
زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequency
U
تعداد سیکل ها یا دوره زمانی از حالت موج با قاعده که در هر ثانیه تکرار می شوند
pattern
U
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
patterns
U
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
duplication
U
تکرار
auto
U
امکان تکرار مجدد حرف در صورتی که کلید پایین نگه داشته شود
autos
U
امکان تکرار مجدد حرف در صورتی که کلید پایین نگه داشته شود
repeat
U
تکرار کردن تکرار شدن
repeat
U
تکرار تجدید
repeat
U
تکرار کنید
repeat
U
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeat
U
تکرار کردن
repeat
U
مکرر کردن تکرار شدن
repeat
U
تکرار
repeat
U
کلیدی روی صفحه کلید که حرف انتخاب شده را تکرار میکند
repeats
U
تکرار کردن تکرار شدن
repeats
U
تکرار تجدید
repeats
U
تکرار کنید
repeats
U
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeats
U
تکرار کردن
repeats
U
مکرر کردن تکرار شدن
repeats
U
تکرار
repeats
U
کلیدی روی صفحه کلید که حرف انتخاب شده را تکرار میکند
monotone
U
صدای یکنواخت تکرار هماهنگ
loop
U
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
loop
U
ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
loop
U
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
loop
U
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
loop
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
U
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
looped
U
ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
looped
U
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
looped
U
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
looped
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
U
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
loops
U
ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
loops
U
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
loops
U
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
loops
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
main
U
مجموعه دستورات که پیاپی تکرار می شوند و عمل اصلی برنامه را انجام می دهند. این حلقه معمولا برای ورودی کاربر صبر میکند پیش از پردازش رویداد
quote
U
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quoted
U
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quotes
U
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
endless
U
بخش متمادی نواز ضبط یا چندین دستور کامپیوتری که پیامی تکرار میشود
practicing
U
تکرار
practise
U
تکرار
practises
U
تکرار
practising
U
تکرار
reiterate
U
تکرار کردن
reiterated
U
تکرار کردن
reiterates
U
تکرار کردن
reiterating
U
تکرار کردن
renew
U
تکرار کردن
renewing
U
تکرار کردن
renews
U
تکرار کردن
replicate
U
تکرار کردن
replicated
U
تکرار کردن
replicates
U
تکرار کردن
replicating
U
تکرار کردن
Other Matches
repeater coil
U
سیم پیچ تکرار کننده صدا کوبیل تکرار
recidivism
U
تکرار جرم یا تکرار عمل ضداجتماعی
gyro repeater
U
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
reiteration
U
تکرار
tautologies
U
تکرار
iterance
U
تکرار
ingemination
U
تکرار
iteration
U
تکرار
frequentness
U
تکرار
frequentation
U
تکرار
frequence
U
تکرار
epanalepsis
U
تکرار
recidivism
U
تکرار
reduplication
U
تکرار
tautology
U
تکرار
replication
U
تکرار
renewal
U
تکرار
renewals
U
تکرار
ibidem
U
تکرار میشود
ingeminate
U
تکرار کردن
frequency of vibration
U
تکرار ارتعاش
recurs
U
تکرار شدن
recurred
U
تکرار شدن
recur
U
تکرار شدن
circular frequency
U
تکرار دورانی
auto repeat
U
خود تکرار
iterable
U
تکرار کردنی
iterant
U
تکرار کننده
repetition instruction
U
دستوالعمل تکرار
repetition instruction
U
دستورالعمل تکرار
repetition of an act
U
تکرار کاری
repetition of position
U
تکرار وضعیت
repetitous
U
تکرار کننده
replication
U
پاسخگویی تکرار
reptition compulstion
U
وسواس تکرار
tautologic
U
بیهوده تکرار کن
to repeat oneself
U
تکرار شدن
Come again
<idiom>
دوباره تکرار کن.
repeater
U
تکرار کننده
repeatable
U
قابل تکرار
repeatability
U
قابلیت تکرار
iterate
U
تکرار کردن
iterative
U
تکرار کننده
iterative
U
تکرار شده
merism
U
تکرار متشابهات
palilogy
U
تکرار تاکیدی
pleonasm
U
تکرار بیمورد
pulse repetition
U
تکرار تپش
pulse repetition
U
تکرار ضربان
recidivism
U
تکرار جرم
repeat counter
U
شمارنده تکرار
repeat key
کلید تکرار
typematic key
کلید تکرار
ingeminate
U
تکرار و تاکید کردن
recidivism
U
بازگشت به تکرار جنایات
recidivation
U
بازگشت به تکرار جنایات
polysyndeton
U
تکرار حرف ربط
recurring costs
U
هزینههای تکرار شونده
overeun error
U
خطای تکرار شده
reduplicate
U
تکرار کردن دوچندان
regenerative repeater
U
تکرار کننده باززا
repeat action key
U
کلید تکرار عمل
over and over
<idiom>
U
مکرا تکرار کردن
spaced repetition
U
تکرار فاصله دار
to make repeat
U
وادار به تکرار کردن
frequency function
U
تابع تکرار
[ریاضی]
autorepeat key
U
کلید تکرار خودکار
duplication check
U
مقابله از راه تکرار
iteration
U
تکرار یک برنامه برای حل مشکل
recapitulating
U
رئوس مطالب را تکرار کردن
cycled
U
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
name plugging
U
تکرار نام یا علامت تجارتی
rehashed
U
تکرار مکررات چیز تکراری
rehash
U
تکرار مکررات چیز تکراری
cycle
U
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
cycles
U
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
anaphora
U
تکرار یک یا چند عبارت متوالی
recapitulates
U
رئوس مطالب را تکرار کردن
that will be the day
<idiom>
U
چیزی که هرگز تکرار نخواهد شد
cumulative distribution function
U
تابع تکرار تجمعی
[ریاضی]
recapitulate
U
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulated
U
رئوس مطالب را تکرار کردن
rehashes
U
تکرار مکررات چیز تکراری
unfrequented
U
دور افتاده تکرار نشدنی
backtell
U
رله کردن دستورات تکرار فرامین
to repeat oneself
U
کاریا گفته خودرا تکرار کردن
lets
U
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
superfix
U
تکرار مرتب ومداوم موضوعی درسخن
theme song
U
ملودی یا قطعه موسیقی تکرار شونده
letting
U
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
to haunt
U
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
to walk
U
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
let
U
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
iterative process
U
فرآیندی که تکرار میشود تا به شرطی برسد
raise a fuss
<idiom>
U
قول برای تکرار دعوت درتاریخی دیگر
brush up on something
<idiom>
U
تکرار(مرور)چیزی که ازقبل یادگرفته شده
demand frequency
U
نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
wait loop
U
پردازندهای که یک حلقه برنامه را تکرار میکند تا عملی رخ دهد
drop repeat
U
واگیره
[تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
Could you repeat what you said, please?
U
میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟
repeating key
روش رمزی که همراه با تکرار یک کلید رمز میباشد
cycle
U
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
echolalia
U
تکرار و تقلید سخنان دیگران که گاهی نوعی مرض میشود
cycles
U
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
cycled
U
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
pseudo random
U
رشته تولید شده تصادفی که در مدت طولانی تکرار بشود
nowel
U
کلمه ایست که درسرود خوانی و هلهلههای عید میلادمسیح تکرار میکنند
typematic
U
هر کاراکتر صفحه کلید که تاوقتی بر ان فشار وارد میشود تکرار می گردد
for next loop
U
حلقه یا تابعی که تکرار میشود تا وقتی که شرط دیگر صدق نکند
overlap
U
روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب
overlapped
U
روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب
overlaps
U
روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب
fractal
<adv.>
<noun>
O
شکل هندسی که در خودش تکرار میشود هر قدر که آنرا بزرگ کنید یک حالت دارد
leitmotive
U
عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
cane pattern
U
طرح بندی که بصورت تکرار نقوش با نواری نازک به شکل بند کل متن را فرا می گیرد
It must be left to the future to repeat the study under better controlled conditions
U
این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
leitmotif
U
عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
continuous wave
U
امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
iterate
U
حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود
iterative routine
U
حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود
cycles
U
تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
cycle
U
تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
cycled
U
تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
persistent offender
U
مجرم مصر به تکرار جرم در CL هر گاه کسی پس ازرسیدن به 12 سال سه بارمرتکب جرایمی که مجازاتشان حبس است بشودمشمول تجدید مجازات میشود
phoneme
U
برای بررسی صدای ورودی برای تشخیص کلمات یا تولید صحبت با تکرار چندین صدا
gyro repeater
U
تکرار کننده قطبنمای الکتریکی قطبنمای ثانوی
high frequency
U
دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
cartouche border
U
قاب و کتیبه ای که بیشتر در حواشی بکار گرفته شده و نقش درون آن بصورت یک در میان در هر قاب تکرار می شود
sampler
U
واگیره
[تکرار طرح در متن فرش جهت پوشش کل زمینه. در واگیره یا از مشابه بته جقه و یا نگاره های مختلف استفاده می شود.]
lattice design
U
طرح شبکه ای
[این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
Temerchin motife
U
نگاره تمرچین
[این نقش هشت ضلعی در فرش های افغانی، ترکمنی و قفقازی بکار رفته و ویژگی خاص آن تکرار حالتی از ماهی در طراحی است و بصورت چهار قاب مشابه با تضاد رنگی می باشد.]
offset knots
U
گره نامتقارن
[گاه جهت ایجاد سایه و تفاوت ظاهری طرح با دیگر قسمت ها به جای تکرار گره زدن بر روی دو تار مشابه در ردیف بافت بعدی از سه تار شماره یک، دو، سه و یا یک، سه، دو استفاده می کنند.]
Safavid period
U
دوران صفویه
[اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
sustained rate
U
سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com