English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 306 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
as to that <adv.> U به این ترتیب
concerning this <adv.> U به این ترتیب
for this purpose <adv.> U به این ترتیب
hereto <adv.> U به این ترتیب
hereunto <adv.> U به این ترتیب
on this <adv.> U به این ترتیب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
rough and tumble U بی نظم و ترتیب
management U ترتیب
managements U ترتیب
burst U ترتیب مختصری از سیگنالهای ارسالی
bursts U ترتیب مختصری از سیگنالهای ارسالی
alternating current U جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است
direct objects U ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری
indirect objects U ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری
object U ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری
objected U ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری
objecting U ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری
objects U ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری
accession به ترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن
lobbied U تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
lobbies U تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
lobby U تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
respectively U به ترتیب
arrangement U ترتیب
arrangement U ترتیب اصلاح
arrangement U ترتیب تنظیم
arrangements U ترتیب
arrangements U ترتیب اصلاح
arrangements U ترتیب تنظیم
organisations U ترتیب
organization U ترتیب
organizations U ترتیب
message U ترتیب داده در ابتدای پیام که حاوی اطلاعات مسیر و مقصد است
messages U ترتیب داده در ابتدای پیام که حاوی اطلاعات مسیر و مقصد است
part U قالب زمان معروف برای ترتیب استاندارد MIDI
list U نمایش برنامه خط به خط به ترتیب درست
basic U روش ذخیره و بازیابی بلاکهای داده به ترتیب
basics U روش ذخیره و بازیابی بلاکهای داده به ترتیب
job U صف دستورات کترل کار که به ترتیب دریافت اجرا می شوند
jobs U صف دستورات کترل کار که به ترتیب دریافت اجرا می شوند
merge U ترکیب دو فایل داده که هنوز ترتیب خود را دارند
merges U ترکیب دو فایل داده که هنوز ترتیب خود را دارند
string U سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند
layout U ترتیب وسایل
layouts U ترتیب وسایل
physical U ترتیب فعلی کابلها در شبکه
random U بی ترتیب
randomly U بی ترتیب
configuration U ترتیب
configuration U ترتیب فضایی کلی اجزاء اصلی
configurations U ترتیب
configurations U ترتیب فضایی کلی اجزاء اصلی
chronologically U به ترتیب زمان یا تاریخ
chronological U ترتیب زمانی وقوع
chronological U به ترتیب تاریخ
queue U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queue U که به ترتیب بررسی می شوند
queued U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queued U که به ترتیب بررسی می شوند
queueing U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queueing U که به ترتیب بررسی می شوند
queues U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queues U که به ترتیب بررسی می شوند
structure U ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
structures U ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
structuring U ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
circuitry U مداربندی کردن ترتیب مدارها
train U نظم ترتیب
trained U نظم ترتیب
trains U نظم ترتیب
flag U ترتیب کدها در شبکه ارسال بسته برای معرض شروع و خاتمه یک فریم داده
flag U ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
flags U ترتیب کدها در شبکه ارسال بسته برای معرض شروع و خاتمه یک فریم داده
flags U ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
serial U فایل ذخیره شده که رکوردهای آن به ترتیب قابل دستیابی هستند
serial U حافظهای که در آن داده به ترتیب ذخیره شده است که فقط امکان دستیابی ترتیبی میدهد
serials U فایل ذخیره شده که رکوردهای آن به ترتیب قابل دستیابی هستند
serials U حافظهای که در آن داده به ترتیب ذخیره شده است که فقط امکان دستیابی ترتیبی میدهد
read U ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده
reads U ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده
rearrangement U ترتیب مجدد
rearrangements U ترتیب مجدد
hire purchase U کرایه چیزی به این ترتیب که کرایه کننده با پرداخت یک عده اقساط مالک ان شی بشود
irregular U بی ترتیب
formation U ترتیب قرارگرفتن
formation U ارایش یکان ترتیب نیرو
sequential U فایل ذخیره شده که رکوردهای آن به ترتیب قابل دستیابی هستند
sequential U داده یا دستوراتی که به ترتیب پردازش می شوند , به ترتیبی که دستیابی می شوند
sequence U رشته ترتیب
sequence U به ترتیب مرتب کردن دنباله
sequence U ترتیب دادن
sequence U ترتیب
sequences U رشته ترتیب
sequences U به ترتیب مرتب کردن دنباله
sequences U ترتیب دادن
sequences U ترتیب
instrumentation U ترتیب اهنگ
index U لیست موضوعات در حافظه کامپیوتر که به ترتیب الفبا مرتبند
indexed U لیست موضوعات در حافظه کامپیوتر که به ترتیب الفبا مرتبند
indexes U لیست موضوعات در حافظه کامپیوتر که به ترتیب الفبا مرتبند
order U ترتیب
order U ترتیب انجام کار
ring U تویولوژی شبکه که در آن سیم پیچی به ترتیب ایستگاههای کاری را بهمم وصل میکند
operator U ترتیب اجرای عملیات ریاضی
operators U ترتیب اجرای عملیات ریاضی
caption U کامپیوتر یا وسیله الکترونیکی که به کاربر امکان میدهد به یک ترتیب ویدیویی نام یا عنوان بدهد
Other Matches
random processing U پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
schedules U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
scheduled U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedule U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
collocation U ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
chain U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chains U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
firing order U ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
batting order U ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
regvlarity U ترتیب
pial U بی ترتیب
to order <idiom> U به ترتیب
arr U ترتیب
to make an arrangement U ترتیب
set up U ترتیب
serialization U ترتیب
out of kelter U بی ترتیب
ordonnance U ترتیب
orderless U بی ترتیب
assortments U ترتیب
arrangment U ترتیب
arramgement U ترتیب
disorderly U بی ترتیب
collocation U ترتیب
ordering U ترتیب
anomaly U بی ترتیب
anomalies U بی ترتیب
catenation U ترتیب
orderliness U ترتیب
immethodical U بی ترتیب
system U ترتیب
systems U ترتیب
lay out U ترتیب
kelter or kilter U ترتیب
kelter U ترتیب
regularities U ترتیب
regularity U ترتیب
in series U به ترتیب
assortment U ترتیب
ataxic U بی ترتیب
expandede order U ترتیب مبسوط
descending sort U ترتیب نزولی
descending order U ترتیب نزولی
decreasing order U ترتیب کاهنده
data set U ترتیب داده
critical assembly U ترتیب بحرانی
control sequence U ترتیب کنترل
connecting arrangement U ترتیب متصل
connecting arrangement U ترتیب پیوسته
dress U ترتیب دادن
dresses U ترتیب دادن
compose sequence U ترتیب ساختگی
desultorily U بطور بی ترتیب
fifo U به ترتیب ورود
kelter U بی ترتیب مختل
tactics U نظم و ترتیب
line up U به ترتیب ایستادن
line-up U به ترتیب ایستادن
line-ups U به ترتیب ایستادن
indue order U به ترتیب صحیح
in chronological order U به ترتیب تاریخ
gradational U به ترتیب درجه
rating U ترتیب تقدم
ratings U ترتیب تقدم
first in first out U به ترتیب ورود
firing order U ترتیب احتراق
otherwise <adv.> U به ترتیب دیگر
collating sequence U ترتیب تلفیقی
discipline U تادیب ترتیب
curialism U ترتیب دربارپاپ
alphabetical order U ترتیب رکوردها
orchestrations U ترتیب هم اهنگی
schemes U ترتیب رویه
disordered U بی ترتیب اشفته
schemed U ترتیب رویه
scheme U ترتیب رویه
make-up U ترتیب گریم
permanency U ترتیب همیشگی
disciplines U تادیب ترتیب
disciplining U تادیب ترتیب
castrametation U فن ترتیب اردو
calling sequence U ترتیب فراخوانی
birth order U ترتیب ولادت
ordain U ترتیب دادن
ordained U ترتیب دادن
ordaining U ترتیب دادن
ordains U ترتیب دادن
run U ترتیب محوطه
runs U ترتیب محوطه
on the other side <adv.> U به ترتیب دیگر
ascending order U ترتیب صعودی
arrengement U ترتیب دادن
permanencies U ترتیب همیشگی
lighting scheme U ترتیب روشنایی
orchestration U ترتیب هم اهنگی
sequence number U شماره ترتیب
sequence counter U ترتیب شمار
sequence control U کنترل ترتیب
sequence check U مقابله ترتیب
alternatively <adv.> U به ترتیب دیگر
relative location U ترتیب نسبی
apart from that <adv.> U به ترتیب دیگر
rearrngement U ترتیب مجد د
precedence U ترتیب تقدم
random fill U خاکریز بی ترتیب
at the same time [on the other hand] <adv.> U به ترتیب دیگر
word order U ترتیب واژه ها
untune U بی ترتیب کردن
to map out U ترتیب دادن
sort order U نظم ترتیب
sort key کلید ترتیب
sequencing U ترتیب دهی
sequencing U ترتیب گذاری
sequencer U ترتیب سنج
In this order. In this way. U باین ترتیب
by the same token <adv.> U به ترتیب دیگر
order of battle U ترتیب نیرو
system U نظم ترتیب
march order U ترتیب راهپیمایی
partial order U پاره ترتیب
partial order U ترتیب جزئی
systems U نظم ترتیب
on the other hand <adv.> U به ترتیب دیگر
last but not least U اخر از حیث ترتیب
input output order U ترتیب ورودی- خروجی
lay out U باغچه بندی ترتیب
alphabetical order U به ترتیب حروف الفبا
alphabetically U به ترتیب حروف تهجی
alphabetically U به ترتیب حروف الفبا
bell and hopper arrangement U ترتیب قیف و مخروط
lexicographic order U ترتیب لغت نویسی
multilevel sort U ترتیب چند سطحی
Order theory U ترتیب جزئی [ریاضی]
adhibit U ترتیب دادن پذیرفتن
good order U خوش ترتیب [فلسفه]
sequentially U یکی پس از دیگری به ترتیب
to get up U بلندکردن ترتیب دادن
march order U ترتیب حرکت دستورراهپیمایی
phase in U به ترتیب داخل شدن
to arrange matters U ترتیب دادن امور
lifo U به ترتیب عکس ورود
issue priority U ترتیب تقدم توزیع
last in first out U به ترتیب عکس ورود
ordered U دارای نظم و ترتیب
match maker U ترتیب دهنده مسابقه
coarse adjustment U نظم و ترتیب دانهای
order of fire U ترتیب توالی اتش
fifo U خروج به ترتیب ورود
record layout U ترتیب کلی رکوردها
rearrngement U ترتیب دوم باره
sequence of command U ترتیب توالی فرامین
dictionary sort U ترتیب واژه نامهای
prearrange U قبلا ترتیب دادن
daa U ترتیب دستیابی داده ها
data access arangement U ترتیب دستیابی داده ها
phase out U به ترتیب خارج کردن
well-order U خوش ترتیب [ریاضی]
basic circuit arrangement U ترتیب مدار ساده
Lattice [order] U توری [ترتیب] [ریاضی]
balustrade Order U ترتیب نرده ستون ها
To arrange (fix up) something. U ترتیب کاری را دادن
heterotaxy U ترتیب خلاف قاعده
sequence number U شماره ترتیب توالی
heterotaxis U ترتیب خلاف قاعده
pre arrenge U از پیش ترتیب دادن
bibliotic U مربوط به ترتیب کتب
order of fire U ترتیب احتراق موتور
force designator U شماره ترتیب یکان
flow cycle U مدار ترتیب کار
well-ordering U خوش ترتیب [ریاضی]
pre arrange U از پیش ترتیب دادن
ranks U طلب شده ترتیب
ranked U طلب شده ترتیب
chime U ترتیب زنگهای موسیقی
chimed U ترتیب زنگهای موسیقی
chimes U ترتیب زنگهای موسیقی
chiming U ترتیب زنگهای موسیقی
arrange U ترتیب دادن اراستن
rank U طلب شده ترتیب
arranged U ترتیب دادن اراستن
arranging U ترتیب دادن اراستن
pagination U ترتیب صفحات در کتاب
arranges U ترتیب دادن اراستن
marshals U به ترتیب نشان دادن
marshalled U به ترتیب نشان دادن
marshaling U به ترتیب نشان دادن
marshaled U به ترتیب نشان دادن
desultory U بی ترتیب درهم و برهم
marshal U به ترتیب نشان دادن
rhyme scheme U ترتیب وقوع قوافی در بندشعری
agreeing U ترتیب دادن درست کردن
agrees U ترتیب دادن درست کردن
mussculature U بخش یا ترتیب ماهیچه هادربدن
consequentiality U پیروی به ترتیب منطقی خودگیری
dispose U ترتیب کارها رامعین کردن
force activity designator U شماره ترتیب فعالیت یکان
rotation billiard U بیلیارد امریکایی به ترتیب شماره
normal U معمولا یا آنچه به ترتیب رخ دهد
measuring arrangement U نطم و ترتیب اندازه گیری
embarkation order U ترتیب سوار شدن یا بارگیری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com