English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
live up to one's income U به اندازه درامد خود خرج کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
disposable personal income U درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
processor U ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gini coefficient U شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
functional distribution of income U توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
to out run the constable U بیش از درامد خرج کردن
to make both ends meet U در حدود درامد خود خرج کردن
to i. any one into abenefice U کسیرابرای دریافت درامد کلیسا معرفی کردن
regressive income tax U مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
angles U اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angle U اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
If the cap fit,wear it. <proverb> U اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
zahn cup U محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
typefaces U اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface U اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
analogue U نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues U نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter U روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analog U نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
shoots U زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoot U زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
size U به اندازه کردن
sizes U به اندازه کردن
to take measures U اندازه گیری کردن
vary infinitely U بی اندازه تغییر کردن
to a agarment to the body U جامهای را اندازه تن کردن
measure U اندازه گیری کردن
superpurgation U بی اندازه ازکار کردن
gauge=gage U اندازه کردن اشل
gage U اندازه وسیله اندازه گیری
gage U اندازه گیر اندازه گرفتن
size U 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes U 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
to set a U اندازه گرفتن باطل کردن
margins U مشخص کردن اندازه و حاشیه
margin U مشخص کردن اندازه و حاشیه
burdens U بار کردن به اندازه فرفیت
burden U بار کردن به اندازه فرفیت
stack up U جمع کردن اندازه گرفتن
to fit U برازاندن [اندازه کردن] جامه
metres U بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meters U بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
to overexert U خود را بیش از اندازه خسته کردن
metre U بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
to set measures to anything U برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
meter U بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
to fit a dress on somebody U جامه ای را برای کسی اندازه کردن
quantize U با تئوری و فرمول صفات وکیفیت چیزی را تعیین کردن نیرو را با فرمول اندازه گیری کردن
minimise U کوچک کردن پنجره برنامه به اندازه یک نشانه
overwind U بیش از اندازه کوک کردن زیاد پیچیدن
measure U 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
leave (let) well enough alone <idiom> U دل خوش کردن به چیزی که به اندازه کافی خوب است
meter U اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
metre U اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
metres U اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
size U سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
sizes U سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
meters U اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
halving adjustment U تنظیم نیم حبابها به منظورتراز کردن دستگاههای اندازه گیر
batch U اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batches U اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
gauged U اندازه اندازه گیر
gauge U اندازه اندازه گیر
gauges U اندازه اندازه گیر
bottoming reamer U وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
returning U درامد
returns U درامد
makings U درامد
gainings U درامد
emoluments U درامد
total revenue U درامد کل
total income U درامد کل
return U درامد
means U درامد
returned U درامد
emolument U درامد
comings in U درامد
earnings U درامد
revenue U درامد
hatches U درامد
hatched U درامد
prelusion U درامد
hatch U درامد
proceeds U درامد
admission U درامد
admissions U درامد
income U درامد
it wasprologue to the nextmove U درامد
remunerative U پر درامد
earning U درامد
moment of momentum U اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
stream gaging U اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
measuring converter U مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
angular momentum U اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
national income U درامد ملی
net income U درامد خالص
median income U درامد متوسط
municipal revenue U درامد شهرداری
ordinary income U درامد عادی
net revenue U درامد خالص
money income U درامد پولی
nominal income U درامد اسمی
benefice U درامد کلیسایی
notional income U درامد فرضی
notional income U درامد خیالی
average revenue U درامد متوسط
median income U درامد میانی
meanest U منابع درامد
marginal revenue U درامد نهائی
marginal income U درامد نهائی
incremental revenue U درامد نهائی
income per capita U درامد سرانه
income leakage U کسر درامد
income leakage U نشت درامد
income determination U تعیین درامد
income consumption curve U منحنی درامد
income and expenditure U درامد و هزینه
income analysis U تحلیل درامد
imputed income U درامد انتسابی
imputed income U درامد ضمنی
imperial decree U درامد نامشروع
immoral earning U درامد نامشروع
illicit earning U درامد نامشروع
meaner U منابع درامد
flow of income U گردش درامد
flow of income U جریان درامد
current income U درامد جاری
deduction from income U کسور درامد
deferred credits U درامد پس افتاده
means U توانائی درامد
it scaled kilograms U ده کیلوگرم درامد
mean income U درامد متوسط
disposable income U درامد دریافتی
distribution of income U توزیع درامد
earnings per share U درامد هر سهم
aura U پیش درامد
economic income U درامد اقتصادی
prologues U پیش درامد
prologue U پیش درامد
auras U پیش درامد
it weighed kilogrammes U سه کیلوگرم درامد
fixed income U درامد ثابت
it proved false U دروغ درامد
gross income U درامد ناخالص
revenue sharing U سهیم در درامد
supplementary income U درامد تکمیلی
total revenue function U تابع درامد کل
overture U پیش درامد
temporary income U درامد موقتی
internal revenue U درامد داخلی
income taxes U مالیات بر درامد
Inland Revenue U درامد داخلی
tax revenue U درامد مالیاتی
present income U درامد جاری
present income U درامد حال
transfer income U درامد انتقالی
actual income U درامد واقعی
revenue sources U منابع درامد
revenue function U تابع درامد
income distribution U توزیع درامد
broken-down U ازپای درامد
personal income U درامد سرانه
broken down U ازپای درامد
mean U منابع درامد
personal income U درامد شخصی
sinfonia U پیش درامد
overtures U پیش درامد
total revenue curve U منحنی درامد کل
to bring a return U درامد دادن
relative income U درامد نسبی
stream of income U جریان درامد
transitory income U درامد انتقالی
real income U درامد واقعی
attachment of earnings U توقیف درامد
income tax U مالیات بر درامد
earn U درامد داشتن
earned U درامد داشتن
unremunerative careers U مشاغل کم درامد
prelude U پیش درامد
preludes U پیش درامد
earns U درامد داشتن
per capita income U درامد سرانه
psychic income U درامد بی دردسر
permanent income U درامد دائمی
annual income U درامد سالانه
unearned revenue U درامد باداورده
annual earnings U درامد سالانه
unearned revenue U درامد نامکتسب
personal income tax U مالیات بر درامد شخصی
marginal revenue function U تابع درامد نهائی
disposable income U درامد قابل تصرف
earned income U درامد تحصیل شده
marginal revenue curve U منحنی درامد نهائی
income multiplier U ضریب فزاینده درامد
progressive income tax U مالیات بر درامد تصاعدی
deferred income U پیش دریافت درامد
marginal revenue product U درامد محصول نهائی
margin revenue U سهم درامد از فروش
marginal utility of income U مطلوبیت نهائی درامد
depleted U تقلیل درامد ملی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com