English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
He took no heed of my warning. U به اخطار من توجهی نکرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
My salary is too small for me . U کمترین توجهی نکرد
he did his level best U کوتاهی نکرد
he did not d. to go U جرات نکرد که برود
he durst not go U جرات نکرد که برود
He did not live long enough to … U آنقدر عمر نکرد که ...
there was no ring U کسی تلفن نکرد
inattention U بی توجهی
inobservance U بی توجهی
forgetfulness U بی توجهی
incuriosity U بی توجهی
heedlessness U بی توجهی
inadvertence or tency U بی توجهی
inattentiveness U بی توجهی
She did not ask about this. U او [زن] دراین باره پرسش نکرد.
inadvertence U ندانستگی بی توجهی
carelessness U غفلت بی توجهی
anomy U بی توجهی به اصول دین
anomie U بی توجهی به اصول دین
it did not meet our views U منظور مارا انجام نداد نظرماراتامین نکرد
it was beneath my notice U مراعارمی امدازاینکه بدان توجهی کنم
jaywalk U با بی توجهی از وسط خیابان راه رفتن
criminal inattention to signal U بزه بی اعتنائی به نشانها جرم بی توجهی بعلائم
He was killed when his parachute malfunctioned. U بخاطر اینکه چترش کار نکرد [عیب فنی داشت] او [مرد] کشته شد.
The victim had done nothing to incite the attackers. U شخص مورد هدف کاری نکرد که ضاربین [مجرمین] را تحریک کرده باشد.
critical raynold's number U عددی رینولدی که در ان تغییرات قابل توجهی از قبیل تبدیل جریان اشفته یا کاهش ناگهانی پسا صورت میگیرد
premonition U اخطار
premonitions U اخطار
tip off U اخطار
notice U اخطار
tip-off U اخطار
tip-offs U اخطار
bidding U اخطار
noticed U اخطار
noticing U اخطار
talking-to U اخطار
talking to U اخطار
notices U اخطار
caveats U اخطار
signal U اخطار
penalties U اخطار
penalty U اخطار
signaled U اخطار
signalled U اخطار
warning line U خط اخطار
warning U اخطار
warnings U اخطار
caveat U اخطار
notification U اخطار
yello card U اخطار
monition U اخطار
prenotion U اخطار
till further notice U تا اخطار ثانوی
until further notice U تا اخطار ثانوی
previse U اخطار کردن
warner U اخطار کننده
warning sign U علامت اخطار
point of order U اخطار نظامنامهای
signaller U اخطار کننده
cognizance U اخطار رسمی
cautioned U اخطار کردن به
admonishment U اخطار تنبیه
caveat emptor U اخطار به خریدار
points of order U اخطار نظامنامهای
caveat subscriptor U اخطار به عضو
caveat subscriptor U اخطار به مشترک
caveat venditor U اخطار به فروشنده
cognizance U اخطار قانونی
misfeasance U اخطار کردن
notifiable U اخطار کردنی
penalty U پنالتی اخطار
cautioned U اخطار توجه
caution U اخطار توجه
cites U اخطار کردن
citing U اخطار کردن
caution U اخطار کردن به
denunciation U اخطار تهدیدامیز
notify U اخطار کردن به
warns U اخطار کردن به
penalties U پنالتی اخطار
warned U اخطار کردن به
notified U اخطار کردن به
warn U اخطار کردن به
notifies U اخطار کردن به
notifying U اخطار کردن به
cautioning U اخطار کردن به
cautioning U اخطار توجه
forewarning U اخطار قبلی
premonitory U اخطار کننده
cite U اخطار کردن
cited U اخطار کردن
premonition U اخطار قبلی
premonitions U اخطار قبلی
cautions U اخطار توجه
cautions U اخطار کردن به
denunciations U اخطار تهدیدامیز
bleeps U ایجاد صدای اخطار
bleeping U ایجاد صدای اخطار
short notice U اخطار کوتاه مدت
serve notice on U اخطار کتبی دادن به
issue a warning U اخطار صادر کردن
bleep U ایجاد صدای اخطار
premonitor U از پیش اخطار کننده
notify someone U به کسی اخطار کردن
monitorial U مبصر اخطار امیز
bleeped U ایجاد صدای اخطار
alarm U اعلان خطر اخطار
alarmingly U اعلان خطر اخطار
alarum U اخطار شیپور حاضرباش
at his call U بر حسب اخطار یا احضار او
at ten minutes notice U با ده دقیقه اخطار قبلی
alarmed U اعلان خطر اخطار
forewarn U ازپیش اخطار کردن
premonitory U متضمن اخطار قبلی
forewarns U ازپیش اخطار کردن
forewarned U ازپیش اخطار کردن
alarms U اعلان خطر اخطار
serve a notice on someone U برای کسی اخطار فرستادن
to serve notice on a person U رسما بکسی اخطار کردن
bleeped U صدای اخطار قابل شنیدن
bleeping U صدای اخطار قابل شنیدن
beep U صدای اخطار قابل شنیدن
bleeps U صدای اخطار قابل شنیدن
give two months notice U دو ماه پیشتر اخطار دادن
beeped U صدای اخطار قابل شنیدن
beeping U صدای اخطار قابل شنیدن
bleep U صدای اخطار قابل شنیدن
beeps U صدای اخطار قابل شنیدن
monitory U وابسته به اخطار یا اگاهی یاانگیزه
stuck beacon U ایستگاه مرتباگ فریمهای اخطار می فرستد
alert U وضعیت یک شی مشخص که یک اخطار را کنترل میکند
alerted U وضعیت یک شی مشخص که یک اخطار را کنترل میکند
alerts U وضعیت یک شی مشخص که یک اخطار را کنترل میکند
to serve a notice on some one U اخطار یا یاد داشت برای کسی فرستادن
alarmingly U زنگ یا صدای دیگری که اعلام اخطار میکند
alarms U زنگ یا صدای دیگری که اعلام اخطار میکند
alarm U زنگ یا صدای دیگری که اعلام اخطار میکند
alarmed U زنگ یا صدای دیگری که اعلام اخطار میکند
false U اخطار خطا وقتی که هیچ خطایی رخ نداده باشد
disorderly close down U آسیبی در سیستم که اخطار لازم برای قط ع طبیعی نداده است
alert U تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
indicator U نوری که برای اخطار دادن یا بیان وضعیت یک قطعه به کار می رود
alerted U تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
alerts U تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
light strike U اعتصاب با اخطار کم مدت اعتصاب برقی
counter memorial U یادداشت متقابل اخطار متقابل
notify U اعلام کردن اخطار کردن
notifies U اعلام کردن اخطار کردن
notified U اعلام کردن اخطار کردن
announcing U اعلان کردن اخطار کردن
announces U اعلان کردن اخطار کردن
announced U اعلان کردن اخطار کردن
announce U اعلان کردن اخطار کردن
notifying U اعلام کردن اخطار کردن
foul U فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouls U فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foulest U فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouler U فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouled U فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com