English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 226 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
exploit U بهره برداری کردن از
exploiting U بهره برداری کردن از
exploits U بهره برداری کردن از
tap U بهره برداری کردن از
tapped U بهره برداری کردن از
tapping U بهره برداری کردن از
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
exploit U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
operate U عمل کردن بهره برداری کردن
operate U از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated U عمل کردن بهره برداری کردن
operated U از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates U عمل کردن بهره برداری کردن
operates U از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
utilised U بهره برداری کردن
utilised U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises U بهره برداری کردن
utilises U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising U بهره برداری کردن
utilising U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilize U بهره برداری کردن
utilizes U بهره برداری کردن
utilizes U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing U بهره برداری کردن
utilizing U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
Other Matches
utilizations U بهره برداری ها
usages U بهره برداری ها
using U بهره برداری
usage U بهره برداری
utilisations U بهره برداری ها
exploitation [utilization] U بهره برداری
utilisation [British] U بهره برداری
gained U بهره برداری
gain U بهره برداری
utilization U بهره برداری
operation U بهره برداری
exploitation U بهره برداری
gains U بهره برداری
operating budget U بودجه بهره برداری
royalty U حق بهره برداری از چیزی
royalties U حق بهره برداری از چیزی
operating cost U هزینه بهره برداری
emergency operation U بهره برداری اضطراری
maximum value U مقدار بهره برداری
ready for use U اماده بهره برداری
integrated reservoir operation U بهره برداری توام از چندمخزن
escaped water U تلفات اب هنگام بهره برداری
agronomics U علم بهره برداری از زمین
operational research U تحقیق درخصوص بهره برداری
water utilization project U پروژه بهره برداری از منابع اب
tinpenny U حق الارض بهره برداری ازمعدن قلع
super imposed working load U بار مربوط به بهره برداری از بنا
economic life U مدت بهره برداری از ماشین الات
A concession U امتیاز بهره برداری ( از معادن وغیره )
cost in use U هزینه تملک و بهره برداری از ساختمان یا کارخانه
watershed management U کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
arrentation U پروانه یا جواز بهره برداری ار اراضی جنگلی در ازای پرداخت اجاره سالانه معین
operating bridge U پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
european atomic energy community U جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
tontine U تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
usury U گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
xerography U عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerographic U عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
stenciled U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
hectograph U ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
divest U بی بهره کردن
divested U بی بهره کردن
divesting U بی بهره کردن
depriving U بی بهره کردن
deprives U بی بهره کردن
deprive U بی بهره کردن
divests U بی بهره کردن
out law U از حقوق بی بهره کردن
infatute U ازخرد بی بهره کردن
partook U بهره داشتن طرفداری کردن
dispossesses U ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossess U ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossessing U ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossessed U ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
stripping U نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
exploitation U بهره کشی کردن سوء استفاده استثمار
defrauded U کلاه برداری کردن
defrauding U کلاه برداری کردن
defrauds U کلاه برداری کردن
safing U چاشنی برداری کردن
defraud U کلاه برداری کردن
sample U نمونه برداری کردن
sampled U نمونه برداری کردن
mapping U نقشه برداری کردن
unveil U نمودار کردن پرده برداری
unveiled U نمودار کردن پرده برداری
sampling U نمونه برداری مزه کردن
unveiling U نمودار کردن پرده برداری
unveils U نمودار کردن پرده برداری
photo imagery U عکس برداری کردن از زمین
To take an invevtory. U صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
geodesy U نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
common control U کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
exploit U از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploits U از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploiting U از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
geodetic datum U سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark U شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
trig list U لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
phototostat U رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
bessel method U پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
redundancy U نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancies U نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
salami technique U کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
diminishing marginal productivity U بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
maps U نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map U نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
survey station U ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
yield U بهره
yielded U بهره
portions U بهره
efficient U بهره ور
portion U بهره
yields U بهره
efficiency U بهره
productive U بهره زا
exploiter U بهره کش
exploiters U بهره کش
interests U بهره
gains U بهره
quotients U بهره
gained U بهره
interest U بهره
exploited U بهره ده
gain U بهره
quotient U بهره
gains U بهره تقویت
gained U بهره تقویت
gavel U بهره غیرمجاز
divestiture U بی بهره سازی
gavels U بهره غیرمجاز
put out to interest U به بهره گذاشتن
exploitation U بهره کشی
factor payments U بهره وسود
exploiting class U طبقه بهره کش
exploited class U طبقه بهره ده
exploitative character U منش بهره کش
benefic U بهره بردار
pure interest U بهره خالص
bank interest U بهره بانکی
rate of interest U نرخ بهره
quantum yield U بهره کوانتومی
rat of interest U نرخ بهره
dispossessor U بی بهره سازنده
contango U بهره دیرکرد
deprival U بی بهره سازی
default interest U بهره معوق
legal interest U بهره قانونی
declaration of interest U اعلام بهره
interest for delay U بهره دیرکرد
laser gain U بهره لیزر
compound interest U بهره مرکب
interest rate U نرخ بهره
lot U بخش بهره
efficiency U بهره وری
gain U بهره تقویت
economic rent U بهره مالکانه
high interest U بهره گران
high interest U بهره سنگین
resipatory quotient U بهره تنفسی
economic rent U بهره اقتصادی
cheap money U پول با بهره کم
loan interest U بهره وام
productive work U کار بهره زا
rq U بهره تنفسی
divestment U بی بهره سازی
lot U بهره قسمت
interest U سودیا بهره
abusing U بهره کشی
sweatshops U بهره کشخانه
optimising U بهره بردن
share U بهره قسمت
lending rate U بهره - نزولپول
sweatshop U بهره کشخانه
accrued interest U بهره متعلقه
antenna gain U بهره انتن
productivity U بهره وری
at % interest U با بهره 21 درصد
shared U بهره قسمت
interests U سودیا بهره
voltage gain U بهره ولتاژ
abuse U بهره کشی
advantage by illness U بهره بیماری
abused U بهره کشی
interest U بهره [اقتصاد]
abuses U بهره کشی
passive debt U وام بی بهره
shares U بهره قسمت
transducer gain U بهره دگرسازی
field control U نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
copy U پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copied U پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copies U پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copying U پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
interest profit U عایدی حاصل از بهره
beneficiaries U بهره بردار ذیحق
sexual abuse U بهره کشی جنسی
rate of yield U نرخ بهره موثر
to put out money to interest U پول به بهره گذاشتن
gain U سود بردن بهره
secondary gain U بهره ثانوی بیماری
per capita productivity U بهره وری سرانه
real interest rate U نرخ بهره واقعی
real rate of interest U نرخ بهره واقعی
market rate of interest U نرخ بهره بازار
child abuse U بهره کشی از کودک
beneficiary U بهره بردار ذیحق
underutilization of labor U کم بهره گیری از کارگر
pure rate of interest U نرخ بهره خالص
exploitation of colonies U بهره کشی مستعمرات
interest free loan U وام بدون بهره
passives U پدافندغیر عامل بی بهره
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com