English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
soil improvement U بهتر کردن جنس زمین برای بارگذاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
touch judge U هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
bow line U نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
outsold U بیشتر یا بهتر فروختن از بهتر فروش رفتن
outsells U بیشتر یا بهتر فروختن از بهتر فروش رفتن
outselling U بیشتر یا بهتر فروختن از بهتر فروش رفتن
outsell U بیشتر یا بهتر فروختن از بهتر فروش رفتن
quick kick U کوشش در ضربه زدن با پا درضمن پاس برای کسب موقعیت بهتر
sight window U بریدگی بالای کمان برای جاگرفتن تیر و دادن دید بهتر
badminton U بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
descentheight U ارتفاع لازم از سطح زمین برای کم کردن از ارتفاع هواپیما
load point U نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
ameliorate U بهتر کردن
modify U بهتر کردن
modifying U بهتر کردن
modifies U بهتر کردن
ameliorates U بهتر کردن
ameliorating U بهتر کردن
ameliorated U بهتر کردن
inductive earthing U زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
loading U بارگذاری
modification U بهتر کردن مدل
enhanced U بهتر یا واضح تر کردن
enhance U بهتر یا واضح تر کردن
enhances U بهتر یا واضح تر کردن
enhancing U بهتر یا واضح تر کردن
rate of loading U میزان بارگذاری
overloading U اضافه بارگذاری
overloading U بارگذاری اضافه
total charge U بارگذاری کامل
load sharing U شراکت در بارگذاری
indirect loading U بارگذاری غیرمستقیم
direct load U بارگذاری مستقیم
dynamic loading U بارگذاری جنبشی
to get back on one's feet U وضعیت خود را بهتر کردن
amending U بهتر کردن بهبودی یافتن
hardening and temper U بهتر کردن تشویه ی فولاد
amend U بهتر کردن بهبودی یافتن
amended U بهتر کردن بهبودی یافتن
emergency loading U بارگذاری فوق العاده
transverse loading U بارگذاری روی پایه
load reversal U دوره بارگذاری متناوب
follow up <idiom> U بهتر کردن کار با تلاش بیشتر
acre U برای سنجش زمین
acres U برای سنجش زمین
loading on alternate spans U حالت بارگذاری یک در میان در دهانه ها
difficult terrain U زمین مشکل برای عبور
cavation U [حفر زمین برای سرداب]
cavaizion U [حفر زمین برای سرداب]
spin wall U دیوار درون بنا که بران بارگذاری میشود
this ground rides soft U این زمین برای سواری نرم است
improved U بهتر کردن اصلاح کردن
improves U بهتر کردن اصلاح کردن
improving U بهتر کردن اصلاح کردن
improve U بهتر کردن اصلاح کردن
chute U سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
basket hanger U بازیگری که برای گلهای مفت در زمین حریف میماند
chutes U سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
This is a perfect (an excellent) site for a cinema(theatre house). U این زمین برای ساختن یک سینما جان می دهد
dumb well U چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
chop U ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
ground U تماس دادن چوب به زمین پشت گوی برای امادگی
chopped U ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
golf car U وسیله باطری دار برای حرکت دو بازیگر در زمین گلف
golf cart U گاری دوچرخه برای حمل وسایل بازیگران در زمین گلف
lag U زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
acre U واحدی برای مساحت سطح زمین برابر 7404 متر مربع
acres U واحدی برای مساحت سطح زمین برابر 7404 متر مربع
lags U زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
lagged U زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
sightscreen U دیوار یا نرده در طرفین زمین کریکت به عنوان زمینه برای توپ انداز
typhoon U نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
typhoons U نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
check point U نقطه از پیش تعیین شدهای در سطح زمین برای کنترل حرکت رسانگرها یا پرتابه ها
indexing U استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
marker U علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
shields U صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
hp laserjet U چاپگر لیزری ساخت Hewlett Packard که برای شرح صفحات از زمین PCL استفاده میکند
Hewlett Packard LaserJet U چاپگر لیزری ساخت Hewlett Packard که برای شرح صفحات از زمین PCL استفاده میکند
shield U صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
Hewlett Packard U چاپگر لیزری ساخت Hewlett Packard که برای شرح صفحات از زمین PCL استفاده میکند
markers U علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
re entry vehicle U نوعی رسانگرهای فضایی که برای ورود به اتمسفر زمین در بخش پایانی مسیر خودطراحی شده اند
away U بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
overlaps U سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlap U سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlapped U سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
to scramble for something U هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
ground return U انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clown U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
hercules U نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
geotaxis U گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field U قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancake U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
frost heave U برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus U نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
auto U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
autos U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
personal U متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
intubation U فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
potatoes and point U سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
liberal education U اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
bread and point U سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
off side U سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john U نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth U از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
turnaround time U زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics U اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
weight belt U کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
geognosy U زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian U ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up U از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
skimming U محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
so much the better for me U بهتر من
better than U بهتر از
better U بهتر
the more better the best U بهتر
so much the better U چه بهتر
all the better U چه بهتر
perelotok U زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
styx U نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain U زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
ameliorator U بهتر کننده
above rubies U بهتر از یاقوت
preferably U بطور بهتر
meliorate U بهتر شدن
the best of all U از همه بهتر
amelioration U بهتر شدن
The more the better . U هر چه بیشتر بهتر
So much the better. U دیگه بهتر
cote U بهتر بودن از
ameliorative U بهتر شونده
meliorative U بهتر شونده
might as well <idiom> U ترجیحا بهتر
on the mend <idiom> U بهتر شدن
to change to the better U بهتر شدن
grounding U زمین کردن
ground U زمین کردن
paralyses U زمین گیر کردن خنثی کردن
paralysing U زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzes U زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyse U زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzed U زمین گیر کردن خنثی کردن
paralysed U زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzing U زمین گیر کردن خنثی کردن
he works better U او بهتر کار میکند
I feel it is appropriate ... U به نظر من بهتر است که ...
outplay U بازی بهتر از حریف
ammunition modification U بهتر سازی مهمات
more the merrier <idiom> U هرچی بیشتر بهتر
An ounce of prevention is worth a pound of cure. <proverb> U پیشگیری بهتر از درمانه.
out act U بهتر انجام دادن از
the better plan is to U بهتر این است که .....
Just as well you didnt come . U همان بهتر که نیامدی
to get back on one's feet U بهتر شدن [از بیماری]
tea is preferable to water U چایی از اب بهتر است
An ounce of prevention is worth a pound of cure. [Benjamin Franklin] <proverb> U پیشگیری بهتر از درمانه.
An ounce of prevention is better than a pound of cure. <proverb> U پیشگیری بهتر از درمانه.
it would be preferble to U بهتر خواهد بود
it was no better U هیچ بهتر نبود
ikon U نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
searched U کاوش کردن زمین
dibble U گود کردن زمین
searches U کاوش کردن زمین
searchingly U مراقبت کردن از زمین
terrain spotting U دیدبانی کردن زمین
terrain spotting U تجسس کردن زمین
searchingly U کاوش کردن زمین
searches U مراقبت کردن از زمین
search U مراقبت کردن از زمین
search U کاوش کردن زمین
dig , in U گود کردن زمین
searched U مراقبت کردن از زمین
peneplain U فرسوده کردن زمین
peneplane U فرسوده کردن زمین
to cultivate land U زمین را کشت کردن
protective earthing U زمین کردن حفافتی
to till the soil U زمین را کشت کردن
to work the land U زمین را زراعت کردن
geodesy U مساحی کردن زمین
harrow U صاف کردن زمین
to dig out U گود کردن زمین
harrows U صاف کردن زمین
to clear land U زمین راصاف کردن
covenant runing with land U شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
timed U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
i should p stay at home U بهتر است در خانه بمانم
rounding U ایجاد یک حرف با فاهر بهتر
It is better to know each others mind than to know each others language. <proverb> U همدلى از همزبانى بهتر است .
surpassed U بهتر بودن از تفوق جستن
surpasses U بهتر بودن از تفوق جستن
Better late then never. <proverb> U تاخیر بهتر از هرگز است .
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com