Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
scientifically
U
بطور علمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
pragmatically
U
بطور علمی یا عبرت اموز فضولانه
Other Matches
irretrievably
U
بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
nauseously
U
بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
inconsiderably
U
بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
scientific
U
علمی
sciential
U
علمی
theoretic
U
علمی
academic
U
علمی
lusciously
U
بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
indisputable
U
بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
horridly
U
بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
object lessons
U
درس علمی
science fiction
U
افسانه علمی
principle
U
اصل علمی
object lesson
U
درس علمی
applied or mixed
U
ریاضیات علمی
practical lawyer
U
حقوقدان علمی
the province of science
U
رشته علمی
the triumphs of science
U
پیروزیهای علمی
scientific method
U
روش علمی
scientific management
U
مدیریت علمی
scientific experiment
U
تجربه علمی
scientific researches
U
پژوهشهای علمی
scientific researches
U
تحقیقات علمی
scientific researches
U
تتبعات علمی
scientific applications
U
کابردهای علمی
theories
U
فرض علمی
theory
U
فرض علمی
scholarism
U
تحقیق علمی
academic freedom
آزادی علمی
field trip
U
گردش علمی
theoretic and practical
U
علمی وعملی
scientail
U
ماهر علمی
memoire
U
مقاله علمی
academian
U
عضوانجمن علمی
horticulture
U
باغبانی علمی
researching
U
تحقیقات علمی
research
U
تحقیقات علمی
faculties
U
هیئت علمی
researched
U
تحقیقات علمی
boffins
U
پژوهشگر علمی
researches
U
تحقیقات علمی
scientific socialism
U
سوسیالیسم علمی
faculty
U
هیئت علمی
boffin
U
پژوهشگر علمی
prescientific
U
پیش علمی
discipline
U
رشته علمی
disciplines
U
رشته علمی
disciplining
U
رشته علمی
principle
U
قانون علمی
poorly
U
بطور ناچیز بطور غیر کافی
grossly
U
بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
indeterminately
U
بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
immortally
U
بطور فنا ناپذیر بطور باقی
homosapiens
U
نام علمی انسان
terminologies
U
اصطلاحات علمی یافنی
theory
U
فرضیه علمی تعلیم
teach-in
U
بحث علمی دانشجویی
ethnography
U
مطالعه علمی نژادها
myrmecologyt
U
مطالعه علمی مورچگان
criminology
U
مطالعه علمی جرم
terminology
U
اصطلاحات علمی یافنی
An immortal scientific work.
U
اثر علمی جاویدان
teach-ins
U
بحث علمی دانشجویی
scientism
U
پیروی از روش علمی
pomology
U
میوه کاری علمی
theories
U
فرضیه علمی تعلیم
ionics
U
مبحث علمی یونها
equivalent knowledge credit
U
تصدیق اعتبار علمی
sciosophy
U
معرفت غیر علمی
scientific notation
U
نشان گذاری علمی
scientific data processing
U
داده پردازی علمی
school
U
مکتب علمی یافلسفی
unscientific
U
خلاف موازین علمی
scientifically
U
موافق اصول علمی
theoretically
U
از لحاظ فرض علمی
equivalent knowledge credit
U
تصدیق دانش علمی
tree surgery
U
تشریح علمی درخت
scientific data processing
U
پردازش داده علمی
schools
U
مکتب علمی یافلسفی
science fiction
U
داستان تخیلی علمی
techincal and scientifici
U
بنگاههای علمی و فنی
interdisciplinary
U
مربوط به رشتههای مختلف علمی
Scientific research.
U
تحقیقات ( پژوهش های ) علمی
He devoted a lifetime to scientific research.
U
یک عمر به پژوهشهای علمی پرداخت
floating point calculation
U
محاسبات اعداد نمایی یا علمی
objectives
U
علمی و بدون نظر خصوصی
objective
U
علمی و بدون نظر خصوصی
hydrotherapy
U
استفاده علمی اب دردرمان بیماریها
laity
U
غیر فنی وغیر علمی
paranormal
U
ماورای پدیدههای علمی مکشوف
chronometry
U
وقت سنجی بطریق علمی
terminological
U
وابسته به اصطلاحات علمی وفنی
proving ground
U
محل تحقیقات علمی ازمایشگاه
neurology
U
بحث علمی عصب شناسی
to keep one's feet on the ground
<idiom>
U
علمی ماندن و بدون نظر خصوصی
Scientic experiments show that …
U
تجربه های علمی نشان می دهد که
market research
U
تحقیقات علمی در بازار ودادوستد کالا
academic
مربوط به فرهنگستان ادبی یا انجمن علمی
organon
U
سبک علمی مجموعهای از عقایدعلمی ومدون
technologies
U
اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
zymurgy
U
مبحث عمل تخمیر در شیمی علمی
technology
U
اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
appraised
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
reference
U
کتاب مخصوص مراجعات علمی وادبی و غیره
appraise
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
references
U
کتاب مخصوص مراجعات علمی وادبی و غیره
appraising
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
Delphinium
U
[نام علمی گل اسپرک در تهیه رنگینه زرد]
appraises
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
incisively
U
بطور نافذ بطور زننده
improperly
U
بطور غلط بطور نامناسب
indecorously
U
بطور ناشایسته بطور نازیبا
martially
U
بطور جنگی بطور نظامی
abusively
U
بطور ناصحیح بطور دشنام
latently
U
بطور ناپیدا بطور پوشیده
genuinely
U
بطور اصل بطور بی ریا
thermostatics
U
اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
ethic
U
روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
mechanics
U
علمی که درباره اثر نیرو بر اجسام بحث میکند
mixed ability
کلاسی که درآن شاگردان سطح علمی وتوانائی متفاوتی دارند
pseudoscience
U
مجموعه تئوریها وفرضیه هاوروشهایی که بغلط علمی قلمداد میگردند
aerostatics
U
علمی که درمورد گازها درحالت سکون و تعادل بحث میکند
fortran
U
زبان برنامه نویسی که مقام اول را در استفادههای علمی دارد
histochemistry
U
علمی که درباره پدیدههای شیمیایی سلول وبافت بحث میکند
fortran
U
یک زبان سطح بالابرای انجام محاسبات ریاضی علمی و مهندسی
king's english
U
اصطلاحات و لغات خاص انگلیسی علمی مصطلح درجنوب انگلیس
bachelors
U
مردیا زنی که بگرفتن اولین درجهء علمی دانشگاه نائل میشود
geochemistry
U
علمی که درباره ترکیب وتغییرات شیمیایی پوسته زمین بحث میکند
bachelor
U
مردیا زنی که بگرفتن اولین درجهء علمی دانشگاه نائل میشود
researches
U
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
research
U
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
researched
U
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
researching
U
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
apl
U
زبان برنامه نویسی سطح بالا قابل استفاده در کارهای علمی و ریاضی
geomorphology
U
علمی که درباره برجستگیهای سطح زمین وعلل پیدایش انها بحث میکند
glaciology
U
علمی که در باره تجمع برف ویخ و انجماد در دورههای یخبندان بحث میکند
pl/
U
زبان برنامه نویسی سطح بالا در کارهای ارتباطی و علمی روی کامپیوترهای بزرگ
epiphytology
U
علمی که درباره خواص و بوم شناسی وعلل شیوع امراض گیاهی بحث میکند
ada
U
زبان برنامه نویسی سطح بالا که اغلب در ارتش و صنعت و موضوعات علمی به کار می رود
geopolitic
U
علمی که روابط بین موقعیت جغرافیایی سرزمینها را باپیدایش و نابودی قدرتهای بزرگ و امپراطوریها مطالعه میکند
association for computing machinery
U
بزرگترین جامعه جهانی اموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی وصلاحیتهای حرفهای متخصصان کامپیوتر
irrevocably
U
بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
combined speed indicator
U
عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
ethnography
U
تشریح علمی نژادهای بشراز نظر اداب ورسوم و اختلافاتی که ازاین نقطه نظر با هم دارند
jargonize
U
بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
pteridology
U
مطالعه علمی سرخس ها سرخس شناسی
inexplicably
U
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
nsfnet
U
یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد
streakily
U
بطور خط خط
meanly
U
بطور بد
atilt
U
بطور کج
wetly
U
بطور تر
lastingly
U
بطور پا بر جا
transtively
U
بطور
confusedly
U
بطور در هم و بر هم
loosely
U
بطور شل یا ول
flabbily
U
بطور شل و ول
rediculously
U
بطور مضحک
compositely
U
بطور مرکب
determinately
U
بطور معین
desultorily
U
بطور بی ترتیب
comprehensibly
U
بطور مفهوم
comprehensively
U
بطور جامع
destructively
U
بطور مهلک
catercorner
U
بطور مورب
compulsorily
U
بطور اجباری
detestably
U
بطور منفور
rankly
U
بطور فاسد
quartan
U
بطور چهارگانه
by contract
U
بطور مقاطعه
cannily
U
بطور عاقلانه
cardinally
U
بطور مهم
primely
U
بطور اعلی
divergently
U
بطور متباین
dispersedly
U
بطور متفرق
problematically
U
بطور مشکوک
disconnectedly
U
بطور منفصل
discernibly
U
بطور معلوم
disagreeably
U
بطور نامطبوع
dingily
U
بطور تیره
digressively
U
بطور منحرف
catercornered
U
بطور مورب
centrically
U
بطور مرکزی
cloudily
U
بطور تیره
circularly
U
بطور مدور
declaredly
U
بطور اعلام
prosperouly
U
بطور مساعد
on a daily basis
<adv.>
U
بطور روزانه
raggelly
U
بطور ناهموار
connectedly
U
بطور متصل
cozily
U
بطور راحت
raggedly
U
بطور ناهموار
contrarily
U
بطور متضاد
clandestinely
U
بطور مخفی
contagiously
U
بطور مسری
contrary to nature
U
بطور معجزه
doubliy
U
بطور مضاعف
deplorably
U
بطور اسفناک
cephalad
U
بطور راسی
choicely
U
بطور پسندیده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com