English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bug U بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bugging U بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bugs U بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
underfoot U بطورپنهانی
somewhither U درمحلی
situate U واقع شده درمحلی گذاردن
sit-in U حضور درمحلی بعنوان اعتراض
sit in U حضور درمحلی بعنوان اعتراض
sit-ins U حضور درمحلی بعنوان اعتراض
situating U واقع شده درمحلی گذاردن
situates U واقع شده درمحلی گذاردن
discomfit U ایجاد اشکال کردن
debug U اشکال زدایی کردن
debugged U اشکال زدایی کردن
discomfiting U ایجاد اشکال کردن
discomfits U ایجاد اشکال کردن
discomfited U ایجاد اشکال کردن
To raise difficulties . To creat obstacles. U اشکال تراشی کردن
debugs U اشکال زدایی کردن
debugs U اشکال زدائی کردن
debug U اشکال زدائی کردن
debugged U اشکال زدائی کردن
saltshaker U میکروفون
microphones U میکروفون
mikes U میکروفون
mike U میکروفون
microphone U میکروفون
smoothest U صاف کردن بدون اشکال بودن
smooths U صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothed U صاف کردن بدون اشکال بودن
smooth U صاف کردن بدون اشکال بودن
double button carbon microphone U میکروفون دو زغالی
lapel microphone U میکروفون یقهای
microphone transformer U مبدل میکروفون
contact microphone U میکروفون کنتاکتی
crystal microphone U میکروفون بلوری
dynamic microphone U میکروفون دینامیکی
condenser microphone U میکروفون خازنی
velocity microphone U میکروفون نواری
carbon microphone U میکروفون زغالی
microphone button U کپسول میکروفون
microphone stand U پایه میکروفون
single button carbon microphone U میکروفون تک زغالی
ribbon microphone U میکروفون نواری
intercommunication system U ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
microphone pre amplifier U پیش فزون ساز میکروفون
graphs U اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
graph U اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
filling out U [پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
utility U برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
gadroon U اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
mike U مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
mikes U مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
disadvantage U اشکال
bugs U اشکال
nodus U اشکال
disadvantages U اشکال
traverse U اشکال
traversed U اشکال
traversing U اشکال
worriment U اشکال
traverses U اشکال
bugging U اشکال
bug U اشکال
snaggy U پر اشکال
spinosity U اشکال
drawbacks U اشکال
drawback U اشکال
dead lock U اشکال
node U اشکال
nodes U اشکال
barely U با اشکال
demurrable U اشکال کردنی
defect description U توضیح اشکال
hardness U اشکال سفتی
debugger U اشکال زدائی
debugger U اشکال یابی
diversely U به اشکال مختلف
i can add rapidly U به اشکال ما افزود
debugging U اشکال زدائی
forms of currency U اشکال پول
geometrical figures U اشکال هندسی
impediments U محظور اشکال
fault description U توضیح اشکال
impediment U محظور اشکال
error description U توضیح اشکال
description of error U توضیح اشکال
debugging U اشکال زدایی
nuclide U اشکال اتمی
difficulty U اشکال زحمت
difficulties U اشکال زحمت
burbling U اشکال بی نظمی
debugs U اشکال زدایی
burbled U اشکال بی نظمی
burble U اشکال بی نظمی
geometric shapes U اشکال هندسی
troubleshooting U اشکال یابی
to make difficulties U اشکال تراشیدن
debugged U اشکال زدایی
burbles U اشکال بی نظمی
to tide over a difficulty U اشکال را بر طرف
smooth delivery U تحویل بی اشکال
baboon U اشکال مضحک
trouble shooting U رفع اشکال
debug U اشکال زدایی
baboons U اشکال مضحک
debugger U برنامه اشکال زدایییثلاعللهگل
handicap U امتیاز دادن اشکال
similar figures U اشکال همانندیا متشابه
debug aids U ادوات اشکال زدایی
handicaps U امتیاز دادن اشکال
dysphagia U اشکال دربلعیدن غذا
There is the rub. U اشکال درهمین جااست
dysphonia U اشکال در حرف زدن
debugging aids U وسائل اشکال زدایی
To get into difficulties. U دچار اشکال شدن
kaleidoscopes U لوله اشکال نما
kaleidoscope U لوله اشکال نما
to create a difficulty U اشکال پیش اوردن
debugging a program U اشکال زدایی یک برنامه
wells U بدون اشکال اوه
bottle neck U مانع اشکال کار
well U بدون اشکال اوه
it is particularly difficult U یک اشکال بخصوصی دارد
debugging aids U ادوات اشکال زدایی
acataposis U اشکال عمل بلع
swarm U چندین اشکال برنامه
swarmed U چندین اشکال برنامه
swarms U چندین اشکال برنامه
diversiform U دارای اشکال مختلف
program debugging U اشکال زدایی برنامه
adds U قرار دادن اشکال کنار هم
adding U قرار دادن اشکال کنار هم
add U قرار دادن اشکال کنار هم
pressed for time <idiom> U با اشکال وبه سختی وقت
filet U توری دارای اشکال مربع
To put obstacles in the way. U سنگ انداختن درکاری (اشکال تراشیدن )
galanty show U نمایش اشکال بوسیله سایه انداختن
proteus U خدای دریا که اشکال مختلف بخودمیگرفته
primitive U برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی
patterns U مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
pattern U مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
zoomorphism U استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
pleomorphic U چند شکلی دارای اشکال وصور مختلف
bioastronautics U مطالعه اثرات مسافرتهای فضایی در اشکال مختلف حیات
intarsia U منبت کاری و تزئین گل و بوته و اشکال بر روی چوب
transversal U اجرای هر جمله از یک برنامه برای اهداف اشکال زدایی
annular U وسایل و ابزار حلقه دار دارای علائم و اشکال حلقوی
numerical indicator tube U هر گونه لامپ الکترونی که توانایی نمایش اشکال عددی را دارد
sets U معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
error handling U به حداقل رساندن احتمال وقوع خطا روش رفع اشکال
planimeter U دستگاهی که مساحت اشکال غیر هندسی رابا ان اندازه می گیرند
tessellate U کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
set U معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
setting up U معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
symbolically U برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
symbolic U برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
surges U افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
godroon U اشکال محدب حاشیه بشقاب وفروف قدیمی که برای زینت ترسیم میشود
snapshots U چاپ ثباتها و بخش حافظه در یک لحظه مشخص , در هنگام رفع اشکال برنامه
surge U افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
regional breakpoint U نقط ه توقف که در هر جایی از برنامه میتواند قرار بگیرد تا رفع اشکال شود
snapshot U چاپ ثباتها و بخش حافظه در یک لحظه مشخص , در هنگام رفع اشکال برنامه
surged U افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
step U اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است
troubleshoot U 1-رفع اشکال نرم افزار کامپیوتری .2-محل دادن ترمیم خطاهای سخت افزاری
stepping U اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است
hemophilia U بیماری موروثی که دران خون دیر لخته میشودودرنتیجه اشکال در بندامدن خونریزی پدید می اید
maintenance U بررسی کننده برنامه که اشکال فرعی یا خطایی که به بخشهای اصلی آسیب نمیزند را صحیح میکند
aerodynamics U شاخهای از علوم در موردتولید نیروها در اثر حرکت سطوح و اشکال مختلف درهوا یا سایر گازها
click art U صفحهای از اشکال و تصاویرکه اماده بریده شدن هستند تادر اسناد کامپیوتری مورداستفاده قرار گیرند
traces U برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
traced U برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
trace U برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
glitches U یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitch U یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
toolkit U مجموعه توابعی که به برنامه نویس درنوشتن و رفع اشکال برنامه کمک میکند
problem U خرابی یا اشکال در سخت افزار یا نرم افزار
problems U خرابی یا اشکال در سخت افزار یا نرم افزار
rosette U اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
rosettes U اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
Honey comb design U طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
medallion U ترنج [نقش اصلی که در مرکز فرش قرار گرفته و در طرح لچک ترنج به ابعاد و اشکال مختلف مانند الماسی، خورشیدی، شش وجهی، و بیضی بافته می شود.]
Kasim Ushag design U طرح قسیم اوشاق [عشاق] [مربوط به فرش های کاراباغ در قرن نوزدهم میلادی می باشد که در آن ترنج بزرگی به شکل لوزی متن را در بر گرفته و اشکال قلاب مانند در جهات مختلف بافته می شوند.]
stereoscope U جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
motif U گلی خاص در زمینه فرش [این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
lattice design U طرح شبکه ای [این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
lappets U [حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
stepped lines U خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
reciprocal border U حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
rashwan medallion U ترنج رشوان [این شهر در استان کردستان قرار داشته و به بافت قالیچه های خورجینی، گلیم و فرش های هندسی با ترنج مخصوص به این ناحیه شهرت دارد. ترنج این فرش ها بصورت لوزی بزرگ به همراه اشکال هندسی می باشد.]
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com