Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (42 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bug
U
بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bugging
U
بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bugs
U
بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
underfoot
U
بطورپنهانی
somewhither
U
درمحلی
sit-in
U
حضور درمحلی بعنوان اعتراض
sit-ins
U
حضور درمحلی بعنوان اعتراض
situates
U
واقع شده درمحلی گذاردن
sit in
U
حضور درمحلی بعنوان اعتراض
situating
U
واقع شده درمحلی گذاردن
situate
U
واقع شده درمحلی گذاردن
To raise difficulties . To creat obstacles.
U
اشکال تراشی کردن
debugged
U
اشکال زدائی کردن
debugs
U
اشکال زدایی کردن
debugs
U
اشکال زدائی کردن
debugged
U
اشکال زدایی کردن
debug
U
اشکال زدایی کردن
discomfiting
U
ایجاد اشکال کردن
debug
U
اشکال زدائی کردن
discomfit
U
ایجاد اشکال کردن
discomfits
U
ایجاد اشکال کردن
discomfited
U
ایجاد اشکال کردن
microphones
U
میکروفون
saltshaker
U
میکروفون
microphone
U
میکروفون
mike
U
میکروفون
mikes
U
میکروفون
smoothest
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothed
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smooth
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smooths
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
velocity microphone
U
میکروفون نواری
carbon microphone
U
میکروفون زغالی
lapel microphone
U
میکروفون یقهای
single button carbon microphone
U
میکروفون تک زغالی
double button carbon microphone
U
میکروفون دو زغالی
crystal microphone
U
میکروفون بلوری
ribbon microphone
U
میکروفون نواری
dynamic microphone
U
میکروفون دینامیکی
microphone button
U
کپسول میکروفون
contact microphone
U
میکروفون کنتاکتی
microphone stand
U
پایه میکروفون
condenser microphone
U
میکروفون خازنی
microphone transformer
U
مبدل میکروفون
microphone pre amplifier
U
پیش فزون ساز میکروفون
intercommunication system
U
ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
graphs
U
اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
graph
U
اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
filling out
U
[پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
utility
U
برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
gadroon
U
اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
mikes
U
مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
mike
U
مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
traversed
U
اشکال
spinosity
U
اشکال
barely
U
با اشکال
traversing
U
اشکال
traverse
U
اشکال
bugs
U
اشکال
traverses
U
اشکال
nodes
U
اشکال
nodus
U
اشکال
node
U
اشکال
bug
U
اشکال
drawbacks
U
اشکال
bugging
U
اشکال
drawback
U
اشکال
dead lock
U
اشکال
worriment
U
اشکال
snaggy
U
پر اشکال
disadvantages
U
اشکال
disadvantage
U
اشکال
to tide over a difficulty
U
اشکال را بر طرف
difficulties
U
اشکال زحمت
geometrical figures
U
اشکال هندسی
nuclide
U
اشکال اتمی
baboon
U
اشکال مضحک
baboons
U
اشکال مضحک
description of error
U
توضیح اشکال
debugging
U
اشکال زدائی
hardness
U
اشکال سفتی
forms of currency
U
اشکال پول
debugs
U
اشکال زدایی
impediment
U
محظور اشکال
debugged
U
اشکال زدایی
impediments
U
محظور اشکال
defect description
U
توضیح اشکال
fault description
U
توضیح اشکال
debug
U
اشکال زدایی
error description
U
توضیح اشکال
smooth delivery
U
تحویل بی اشکال
debugging
U
اشکال زدایی
difficulty
U
اشکال زحمت
burbling
U
اشکال بی نظمی
demurrable
U
اشکال کردنی
burbles
U
اشکال بی نظمی
burbled
U
اشکال بی نظمی
i can add rapidly
U
به اشکال ما افزود
trouble shooting
U
رفع اشکال
troubleshooting
U
اشکال یابی
geometric shapes
U
اشکال هندسی
burble
U
اشکال بی نظمی
to make difficulties
U
اشکال تراشیدن
debugger
U
اشکال یابی
debugger
U
اشکال زدائی
diversely
U
به اشکال مختلف
dysphonia
U
اشکال در حرف زدن
handicap
U
امتیاز دادن اشکال
acataposis
U
اشکال عمل بلع
similar figures
U
اشکال همانندیا متشابه
to create a difficulty
U
اشکال پیش اوردن
swarmed
U
چندین اشکال برنامه
kaleidoscope
U
لوله اشکال نما
debug aids
U
ادوات اشکال زدایی
debugger
U
برنامه اشکال زدایییثلاعللهگل
debugging a program
U
اشکال زدایی یک برنامه
debugging aids
U
ادوات اشکال زدایی
it is particularly difficult
U
یک اشکال بخصوصی دارد
debugging aids
U
وسائل اشکال زدایی
kaleidoscopes
U
لوله اشکال نما
program debugging
U
اشکال زدایی برنامه
handicaps
U
امتیاز دادن اشکال
swarm
U
چندین اشکال برنامه
bottle neck
U
مانع اشکال کار
To get into difficulties.
U
دچار اشکال شدن
There is the rub.
U
اشکال درهمین جااست
diversiform
U
دارای اشکال مختلف
well
U
بدون اشکال اوه
dysphagia
U
اشکال دربلعیدن غذا
swarms
U
چندین اشکال برنامه
wells
U
بدون اشکال اوه
adding
U
قرار دادن اشکال کنار هم
add
U
قرار دادن اشکال کنار هم
adds
U
قرار دادن اشکال کنار هم
pressed for time
<idiom>
U
با اشکال وبه سختی وقت
filet
U
توری دارای اشکال مربع
proteus
U
خدای دریا که اشکال مختلف بخودمیگرفته
galanty show
U
نمایش اشکال بوسیله سایه انداختن
To put obstacles in the way.
U
سنگ انداختن درکاری (اشکال تراشیدن )
patterns
U
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
pleomorphic
U
چند شکلی دارای اشکال وصور مختلف
zoomorphism
U
استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
primitive
U
برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی
pattern
U
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
intarsia
U
منبت کاری و تزئین گل و بوته و اشکال بر روی چوب
transversal
U
اجرای هر جمله از یک برنامه برای اهداف اشکال زدایی
bioastronautics
U
مطالعه اثرات مسافرتهای فضایی در اشکال مختلف حیات
setting up
U
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
annular
U
وسایل و ابزار حلقه دار دارای علائم و اشکال حلقوی
planimeter
U
دستگاهی که مساحت اشکال غیر هندسی رابا ان اندازه می گیرند
numerical indicator tube
U
هر گونه لامپ الکترونی که توانایی نمایش اشکال عددی را دارد
tessellate
U
کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
error handling
U
به حداقل رساندن احتمال وقوع خطا روش رفع اشکال
sets
U
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
set
U
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
symbolically
U
برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
symbolic
U
برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
surge
U
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surged
U
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
regional breakpoint
U
نقط ه توقف که در هر جایی از برنامه میتواند قرار بگیرد تا رفع اشکال شود
snapshot
U
چاپ ثباتها و بخش حافظه در یک لحظه مشخص , در هنگام رفع اشکال برنامه
snapshots
U
چاپ ثباتها و بخش حافظه در یک لحظه مشخص , در هنگام رفع اشکال برنامه
surges
U
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
godroon
U
اشکال محدب حاشیه بشقاب وفروف قدیمی که برای زینت ترسیم میشود
troubleshoot
U
1-رفع اشکال نرم افزار کامپیوتری .2-محل دادن ترمیم خطاهای سخت افزاری
step
U
اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است
stepping
U
اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است
aerodynamics
U
شاخهای از علوم در موردتولید نیروها در اثر حرکت سطوح و اشکال مختلف درهوا یا سایر گازها
maintenance
U
بررسی کننده برنامه که اشکال فرعی یا خطایی که به بخشهای اصلی آسیب نمیزند را صحیح میکند
hemophilia
U
بیماری موروثی که دران خون دیر لخته میشودودرنتیجه اشکال در بندامدن خونریزی پدید می اید
click art
U
صفحهای از اشکال و تصاویرکه اماده بریده شدن هستند تادر اسناد کامپیوتری مورداستفاده قرار گیرند
trace
U
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
traced
U
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
traces
U
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
glitches
U
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitch
U
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
toolkit
U
مجموعه توابعی که به برنامه نویس درنوشتن و رفع اشکال برنامه کمک میکند
problem
U
خرابی یا اشکال در سخت افزار یا نرم افزار
problems
U
خرابی یا اشکال در سخت افزار یا نرم افزار
rosette
U
اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
rosettes
U
اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
Honey comb design
U
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
medallion
U
ترنج
[نقش اصلی که در مرکز فرش قرار گرفته و در طرح لچک ترنج به ابعاد و اشکال مختلف مانند الماسی، خورشیدی، شش وجهی، و بیضی بافته می شود.]
Kasim Ushag design
U
طرح قسیم اوشاق
[عشاق]
[مربوط به فرش های کاراباغ در قرن نوزدهم میلادی می باشد که در آن ترنج بزرگی به شکل لوزی متن را در بر گرفته و اشکال قلاب مانند در جهات مختلف بافته می شوند.]
stereoscope
U
جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
motif
U
گلی خاص در زمینه فرش
[این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
lattice design
U
طرح شبکه ای
[این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
lappets
U
[حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
stepped lines
U
خطوط کنگره ای
[خطوط شکسته]
[در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
reciprocal border
U
حاشیه قرینه
[گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
rashwan medallion
U
ترنج رشوان
[این شهر در استان کردستان قرار داشته و به بافت قالیچه های خورجینی، گلیم و فرش های هندسی با ترنج مخصوص به این ناحیه شهرت دارد. ترنج این فرش ها بصورت لوزی بزرگ به همراه اشکال هندسی می باشد.]
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com