English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
abutment U بست دیوار نزدیکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
partition wall U دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
counter fert U دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
murage U مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
common wall U دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
retaining wall U دیوار نگهبان دیوار محافظ
adjacent U نزدیک دیوار به دیوار
closeness U نزدیکی
affinity U نزدیکی
contiguity U نزدیکی
propinquity U نزدیکی
affinities U نزدیکی
vicinity U نزدیکی
intimity U نزدیکی
inwarness U نزدیکی
nearby U در نزدیکی
togetherness U نزدیکی
nighness U نزدیکی
vichywater U نزدیکی
nearness U نزدیکی
neiggourhood U نزدیکی
vicinage U نزدیکی
appulse U نزدیکی
approximations U نزدیکی
copulate U نزدیکی
approximation U نزدیکی
copulating U نزدیکی
copulates U نزدیکی
accession نزدیکی
copulated U نزدیکی
proximity U نزدیکی
around U در نزدیکی
sexual intercourse U نزدیکی
imminence U نزدیکی
adduction U نزدیکی
adjacence or cency U نزدیکی
proximity of blood U خویشی نزدیکی
verge U نزدیکی حدود
adjacency U نزدیکی مجاورت
kinder U نزدیکی تشابه
adjacence U نزدیکی مجاورت
going on U نزدیکی تماس
hereabout U درهمین نزدیکی ها
verges U نزدیکی حدود
nodality U نزدیکی به گره
sexual intercourse of doubful nature U نزدیکی به شبهه
offing U دران نزدیکی ها
therabout U در همان نزدیکی
In the vicinity ( neighbourhood ). U همین نزدیکی ها
hang about U در نزدیکی منتظر بودن
imminence U نزدیکی مشرف بودن
in with <idiom> U دررفاقت ،التفات یا نزدیکی با
sexual intercourse U مواقعه نزدیکی جنسی
incestuously U با گناه نزدیکی بمحارم
To have sexual intercourse with a woman . U با زنی نزدیکی کردن
rapprochement U نزدیکی تمایل بدوستی
imminency U نزدیکی مشرف بودن
thereabout U درهمان نزدیکی تقریبا
accessibility U امکان نزدیکی وسیله وصول
umbilical U واقع در نزدیکی ناف مرکزی
Heris U شهر هریس در نزدیکی تبریز
Is there a ... nearby? آیا ... در این نزدیکی ها هست؟
The gas station is nearby . U پمپ بنزین درهمین نزدیکی هاست
land sick U کند رونده بواسطه نزدیکی بخشکی
Is there an inexpensive restaurant around here? U آیا رستوران ارزان این نزدیکی ها پیدا میشود؟
machines U نرم افزاری که با سخت افزار سیستم به نزدیکی کار میکند
machined U نرم افزاری که با سخت افزار سیستم به نزدیکی کار میکند
machine U نرم افزاری که با سخت افزار سیستم به نزدیکی کار میکند
to score with a girl <idiom> U موفق شدن در تلاش نزدیکی کردن با دختری [اصطلاح روزمره]
corona discharge U تخلیه الکتریکی ناقص در نزدیکی الکترودهای یک میدان غیر یکنواخت
aclinic line U خط استوایی مغناطیسی منحنی موهوم و نامنظمی که در نزدیکی خط استواگرداگردزمین مفروض است
run-up [start-up] U نزدیکی به مکان شروع با دویدن [برای جهش یا پرتاب کردن] [ورزش]
estrus U مرحله تحریکات جنسی زنان که دران زن میل به نزدیکی بامرد وقابلیت ابستن شدن رادارد
esturm U مرحله تحریکات جنسی زنان که دران زن میل به نزدیکی بامرد وقابلیت ابستن شدن رادارد
checkpoints U علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
checkpoint U علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
check-points U علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
check mark U علامتی در نزدیکی خط اغاز علامتی نزدیک نقطه اغازپرش یا پرتاب
wellhead U سر دیوار
walls have ears U دیوار
bulkheads U دیوار
counter-scrap U دیوار
coping U سر دیوار
cope U سر دیوار
wall-to-wall U از دیوار به دیوار
curtains U دیوار
face wall U دیوار بر
enclosure wall U دیوار بر
f. with the woll U دیوار
alignment frontage U بر دیوار
bulkhead U دیوار
fence U دیوار
bulwark U دیوار
bulwarks U دیوار
fences U دیوار
wall U دیوار
partitions U دیوار
partition U دیوار
walls U دیوار
party wall U دیوار مشترک
wall paint U رنگ دیوار
wall opening U روزنه دیوار
wall lining U اندود دیوار
wall lining U پوشش دیوار
wall insulator U عایق دیوار
front wall U دیوار جلو
gable wall U دیوار سنتوری
gable wall U دیوار لچکی
gravity wall U دیوار وزنی
party walls U دیوار مشترک
weephole U راه اب در دیوار
weephole U ابرو دیوار
partition U دیوار تیغه
partitions U دیوار تیغه
counterfort U دیوار تکیه
counterfort U دیوار تقویتی
cranny U شکاف دیوار
cross wall U دیوار همبر
curtain wall U دیوار پردهای
cut off U دیوار اببند
decorated wall U دیوار تزیینی
cut off wall U دیوار جداکننده
dike U دیوار مانع
common wall U دیوار مشترک
guide bank U دیوار هادی سد
outwall U دیوار بیرونی
non bearing wall U دیوار تیغه
shear wall U دیوار برشی
non load bearing wall U دیوار تیغه
septate U دیوار دار
one brick wall U دیوار یک اجره
seawall U دیوار یا سد دریایی
outer wall U دیوار خارجی
panel wall U اگین دیوار
partition wall U دیوار تیغه
quay wall U دیوار بارانداز
rear wall U دیوار پشت
render a wall U استرکشی دیوار
retaining wall U دیوار ضامن
side wall U دیوار پهلویی
sidewall U دیوار پهلویی
vallation U دیوار خاکی
tow brick wall U دیوار دواجره
tow brick wall U دیوار دو اجری
interior wall U دیوار داخلی
thickness of a wall U ضخامت دیوار
inwall U دیوار گرفتن
thickness of a wall U کلفتی دیوار
key wall U دیوار اب بند
load bearing wall U دیوار باربر
load bearing wall U دیوار حمال
the pictures on the wall U ی روی دیوار
spine wall U دیوار اساسی
sleeper wall U دیوار کرسی
mason up U ساختن دیوار
retaining wall U دیوار حائل
cobwall U دیوار کاهگلی
load-bearing wall U دیوار حمال
cavity walls U دیوار دو جداره
niches U تو رفتگی در دیوار
abutment U دیوار پشتیبان
coping U قرنیس دیوار
niche U تو رفتگی در دیوار
petard U بمب دیوار کن
enclosures U دیوار حصارکشی
conservative wall U دیوار باغچه
sea dike U دیوار ساحلی
cavity walls U دیوار صندوقهای
cavity wall U دیوار دو جداره
posters U دیوار کوب
poster U دیوار کوب
lie-by U تو رفتگی دیوار
hollow walls U دیوار دو جداره
cordons U سرپوش دیوار
cordon U سرپوش دیوار
sonic boom U دیوار صوتی
sonic booms U دیوار صوتی
dwarf wall U دیوار نیمه
cavity wall U دیوار صندوقهای
an interstice in a wall U ترک در دیوار
enclosure U دیوار حصارکشی
bay U فرورفتگی دیوار
batter of a wall U شیب دیوار
load-bearing U دیوار باربر
bearing wall U دیوار باربر
bearing wall U دیوار بارگیر
mural U دیوار نما
embankments U دیوار خاکی
embankment U دیوار خاکی
clay wall U دیوار چینه
batter of a wall U میل دیوار
murals U دیوار نما
quay U دیوار ساحلی
allering U کنگره دیوار
quays U دیوار ساحلی
bailey U دیوار بیرونی
batter of wall U میل دیوار
row stack U فاصله اماد از دیوار
sea dike U دیوار کنار اب دریا
rockeries U دیوار کوه نما
facing U روکش محافظ دیوار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com