English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
expendable packing U بسته بندی یکبار مصرف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
packaging U ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
gift wrap U بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
throwaway U یکبار مصرف
TAN [Transaction authentication number] U رمز یکبار مصرف
old wool U پشم یکبار مصرف شده
slated items U مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
dunnage U بسته بندی
packaging U بسته بندی
covers U بسته بندی
packing U بسته بندی
cover U بسته بندی
coverings U بسته بندی
package U بسته بندی
packaged U بسته بندی
packages U بسته بندی
semimonthly U دوهفته یکبار نشریه دو هفته یکبار
pre packing U بسته بندی از قبل
wisps U بسته بقچه بندی
wisp U بسته بقچه بندی
put-up U بسته بندی کردن
packing U بسته بندی کردن
packing density U تراکم بسته بندی
pack U بسته بندی کردن
packs U بسته بندی کردن
trade pack U بسته بندی تجاری
stripping U بسته بندی کردن
packing note U گواهی بسته بندی
packing note U فهرست بسته بندی
packing list U صورت بسته بندی
packed U بسته بندی شده
packing list U فهرست بسته بندی
palletized U بسته بندی شده
parceling U بسته بندی کردن
put up U بسته بندی کردن
packaging cost U هزینه بسته بندی
packet U بسته بندی کردن
all-expense tour U مسافرت بسته بندی
package holiday U مسافرت بسته بندی
package tour U مسافرت بسته بندی
export packing U بسته بندی صادراتی
parcels U بسته بندی کردن
straws U پوشال بسته بندی
straw U پوشال بسته بندی
packets U بسته بندی کردن
wrap U بسته بندی کردن
case numbers U شماره بسته بندی
wraps U بسته بندی کردن
parcel U بسته بندی کردن
packaged U قوطی بسته بندی کردن
packages U قوطی بسته بندی کردن
packinghouse U محل بسته بندی اجناس
pre-packed ازقبل بسته بندی شده
impaction U بهم فشردگی بسته بندی
food packet U جیره بسته بندی شده
bulk cargo U کالای بسته بندی نشده
package U قوطی بسته بندی کردن
wrapper U بسته بندی کاغذ روپوش
packingplant U محل بسته بندی اجناس
break bulk cargo U محموله بسته بندی شده
locker paper U کاغذ بسته بندی اغذیه
contents note U فهرست محتوای بسته بندی
wrappers U بسته بندی کاغذ روپوش
shipping marks U علامتهای روی بسته بندی
packing list U صورت کالاهای بسته بندی شده
loose issue U تدارکات خارج شده از بسته بندی
docket U لیست محتوای بسته بندی برچسب
docketed U لیست محتوای بسته بندی برچسب
docketing U لیست محتوای بسته بندی برچسب
wrapper U لفاف بسته بندی جلد کتاب
wrappers U لفاف بسته بندی جلد کتاب
case marks U علامتهای روی جعبه یا بسته بندی
dockets U لیست محتوای بسته بندی برچسب
unpacks U غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
corrugated cardboard U مقوای محکمی که در بسته بندی بکار می رود
unpacking U غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpack U غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
bulk stock U ذخایر بسته بندی شده اماد قوال و یک جا
kraft U کاغذ محکم قهوهای رنگ مخصوص بسته بندی
tagboard U مقوای محکم بسته بندی وبرچسب زنی وغیره
routines U برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
routine U برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
routinely U برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
case U جعبه مقوایی یا چوبی جهت بسته بندی و حمل کالا
cases U جعبه مقوایی یا چوبی جهت بسته بندی و حمل کالا
form utility U کیفیتی که دراثر جمع اوری و بسته بندی مواد اولیه
unitized load U بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
packing U عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
assembly lines U دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
crates U صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
assembly line U دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
crate U صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
unpacking U حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
unpacks U حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
unpack U حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
rig U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigs U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigged U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
stripped U علامت گذاری شده بسته بندی شده
overpacking U دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
tare U وزن بسته بندی وزن وسیله حمل
average propensity to consume U میل متوسط به مصرف نسبتی از درامد که به مصرف اختصاص می یابد
diminishing utility U اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
consumer logistics U امور امادی مصرف کنندگان مصرف کالا و اماد
bin storage U انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
dangerous goods by road agreement U موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
power consumer U مصرف انرژی مصرف توان
margin propensity to consume U تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد
packet U بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packets U بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
bin storage space U فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
once in a whiled U یکبار
child window U پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
Every now and then . Occassionally . U هر چند یکبار
once U یکبار دیگر
once U فقط یکبار
just for once U یکبار استثناء
monthly U ماهی یکبار
semiannual U شش ماه یکبار
write once read many U یکبار نویس
from time to time U هرچندوقت یکبار
triennial U هر سه سال یکبار
sexennial U شش سال یکبار
sextan U 6 روز یکبار
trimonthly U هر سه ماه یکبار
biyearly U دوسال یکبار
biweekly U دوهفته یکبار
quatrerly U سه ماه یکبار
horary U هرساعت یکبار
for once U یکبار استثناء
this once U همین یکبار
ever and anon U هرچندوقت یکبار
every now and then U هرچندوقت یکبار
that once U همین یکبار
fortnights U هر دوهفته یکبار
weeklies U هفتهای یکبار
weekly U هفتهای یکبار
fortnight U هر دوهفته یکبار
triweekly U هر سه هفته یکبار
septan U هفت وز یکبار
septennial U هفت سال یکبار
again باز [یکبار دیگر]
sepennial U هفت سال یکبار
Wednesdays U هر چهار شنبه یکبار
Wednesday U هر چهار شنبه یکبار
septennially U هفت سال یکبار
quartan U چهار روز یکبار
tertian U هرسه روز یکبار
octennially U هشت سال یکبار
trimensual U سه ماه یکبار رخ دهنده
quadrennial U چهار سال یکبار
How often ? U چند وقت یکبار ؟
triennal U سه سال یکبار رخ دهنده
quinquennial U هر پنج سال یکبار
multicast packet U بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
off and on U گاهی هرچند وقت یکبار
biannual U سالی دوبار دوسال یکبار
sabbatic year مرخصی هر هفت سال یکبار
sabbatical year U مرخصی هر هفت سال یکبار
bidental U دوسال یکبار رخ دهنده دوساله
Fortune Knocks at least once at everymans gate. <proverb> U خوشبختى بالاخره یکبار در خانه هر کس را مى زند.
worms U چند بار بخوان یکبار بنویس
wormed U چند بار بخوان یکبار بنویس
worm U چند بار بخوان یکبار بنویس
needleful U نخی که یکبار درته سوزن میکنند
She comes here at least once a week . U دست کم هفته ای یکبار اینجا می آید
evaluation rating U درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
She comes here once in a blue moon . U سالی ماهی یکبار می آید اینجا ( بسیار بندرت )
leet U دادگاهی که تیول داران سالی یا ششماه یکبار برپا می کردند
word warp U فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
carpet classification U طبقه بندی [درجه بندی] فرش
ratings U طبقه بندی کردن درجه بندی
rating U طبقه بندی کردن درجه بندی
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
casual labour U کارگری که برای حمل و نقل مواد تولیدشده هر چند گاه یکبار به کارگرفته میشود
telescopic U دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
open cycle reactor system U سیستم راکتوری که دران ماده سردکننده تنها یکبار از مبدل حرارتی مرکزی عبور میکند
defense classification U طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
wording U جمله بندی کلمه بندی
classification U طبقه بندی رده بندی
laggin U اب بندی کردن اب بندی ناوها
lineaments U طرح بندی صورت بندی
lineament U طرح بندی صورت بندی
classifications U طبقه بندی رده بندی
downgrades U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade U تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrade U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
pigou effect U اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
trey U پیشوندیست بمعنی دارای سه قسمت وسه قسمتی وسه تایی وهرسه واحد یکبار
security classification U طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification U از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
line astern U صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
black designation U علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
bimestrial U هر دوماه یکبار دوماه ادامه یابنده
transparent U نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently U نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
typeover U توانایی یک چاپگر تماسی درضربه زدن بیش از یکبار به کاراکتر و در نتیجه ایجاد اثردرشت و برجستهای از ان روی نسخه چاپی تایپ روی مطلب
good for nothing U بی مصرف
income consumption curve U مصرف
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com