English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 225 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pack U بسته بندی کردن
packs U بسته بندی کردن
packet U بسته بندی کردن
packets U بسته بندی کردن
stripping U بسته بندی کردن
packing U بسته بندی کردن
put up U بسته بندی کردن
put-up U بسته بندی کردن
parcel U بسته بندی کردن
parcels U بسته بندی کردن
wrap U بسته بندی کردن
wraps U بسته بندی کردن
parceling U بسته بندی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
rig U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigged U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigs U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
unpack U غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpacking U غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpacks U غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
package U قوطی بسته بندی کردن
packaged U قوطی بسته بندی کردن
packages U قوطی بسته بندی کردن
bin storage U انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
gift wrap U بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
overpacking U دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
Other Matches
packaging U ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
slated items U مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
cover U بسته بندی
packaged U بسته بندی
dunnage U بسته بندی
packaging U بسته بندی
package U بسته بندی
packages U بسته بندی
covers U بسته بندی
coverings U بسته بندی
packing U بسته بندی
packing note U گواهی بسته بندی
packing list U فهرست بسته بندی
pre packing U بسته بندی از قبل
packaging cost U هزینه بسته بندی
wisp U بسته بقچه بندی
trade pack U بسته بندی تجاری
packing list U صورت بسته بندی
packing note U فهرست بسته بندی
wisps U بسته بقچه بندی
export packing U بسته بندی صادراتی
palletized U بسته بندی شده
case numbers U شماره بسته بندی
package tour U مسافرت بسته بندی
packed U بسته بندی شده
packing density U تراکم بسته بندی
all-expense tour U مسافرت بسته بندی
package holiday U مسافرت بسته بندی
straw U پوشال بسته بندی
straws U پوشال بسته بندی
locker paper U کاغذ بسته بندی اغذیه
bulk cargo U کالای بسته بندی نشده
shipping marks U علامتهای روی بسته بندی
impaction U بهم فشردگی بسته بندی
contents note U فهرست محتوای بسته بندی
wrappers U بسته بندی کاغذ روپوش
pre-packed ازقبل بسته بندی شده
wrapper U بسته بندی کاغذ روپوش
packingplant U محل بسته بندی اجناس
expendable packing U بسته بندی یکبار مصرف
food packet U جیره بسته بندی شده
packinghouse U محل بسته بندی اجناس
break bulk cargo U محموله بسته بندی شده
loose issue U تدارکات خارج شده از بسته بندی
wrappers U لفاف بسته بندی جلد کتاب
case marks U علامتهای روی جعبه یا بسته بندی
wrapper U لفاف بسته بندی جلد کتاب
dockets U لیست محتوای بسته بندی برچسب
docketing U لیست محتوای بسته بندی برچسب
docketed U لیست محتوای بسته بندی برچسب
docket U لیست محتوای بسته بندی برچسب
packing list U صورت کالاهای بسته بندی شده
corrugated cardboard U مقوای محکمی که در بسته بندی بکار می رود
bulk stock U ذخایر بسته بندی شده اماد قوال و یک جا
tagboard U مقوای محکم بسته بندی وبرچسب زنی وغیره
kraft U کاغذ محکم قهوهای رنگ مخصوص بسته بندی
routinely U برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
form utility U کیفیتی که دراثر جمع اوری و بسته بندی مواد اولیه
case U جعبه مقوایی یا چوبی جهت بسته بندی و حمل کالا
cases U جعبه مقوایی یا چوبی جهت بسته بندی و حمل کالا
routines U برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
routine U برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
unitized load U بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
packing U عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
crate U صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
crates U صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
assembly lines U دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly line U دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
unpacking U حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
unpacks U حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
unpack U حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
tare U وزن بسته بندی وزن وسیله حمل
stripped U علامت گذاری شده بسته بندی شده
rating U طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings U طبقه بندی کردن درجه بندی
grade U درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades U درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
group U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
dangerous goods by road agreement U موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
laggin U اب بندی کردن اب بندی ناوها
downgrading U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
packets U بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packet U بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
declassification U از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
bin storage space U فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
packs U بسته کردن
pack U بسته کردن
shook U بسته کردن
to commit oneself U خودراگرفتاریا بسته کردن
child window U پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
size up <idiom> U بسته به شرایط ،برانداز کردن
botton U بسته شدن تکمه کردن
shunt U موازی کردن بستن بسته شدن
shunts U موازی کردن بستن بسته شدن
packs U بسته کردن یکدست ورق بازی
shunted U موازی کردن بستن بسته شدن
packets U یچ کردن بسته ها داده ارسال میکند
pack U بسته کردن یکدست ورق بازی
packet U یچ کردن بسته ها داده ارسال میکند
multicast packet U بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
evaluation rating U درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
time U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
timed U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
times U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
area U دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
areas U دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
revamped U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
bumbled U اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bumble U اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bumbles U اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bollix U سرهم بندی کردن قاطی پاتی کردن
To do something slapdash. U کاری را سرهم بندی کردن ( سمبل کردن )
classifications U طبقه بندی کردن طبقه بندی
classification U طبقه بندی کردن طبقه بندی
word warp U فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
carpet classification U طبقه بندی [درجه بندی] فرش
padding U حرف یا رقم افزوده برای پر کردن رشته یا بسته تا به طور مورد نظر برسد.
sealing U اب بندی کردن
to pin up U بی بندی کردن
lacevi U بندی کردن
underpinned U پی بندی کردن
caulk U اب بندی کردن
batten down U اب بندی کردن
underpins U پی بندی کردن
to mull a mull of U سر هم بندی کردن
to nails up U سر هم بندی کردن
to make a mess of U سر هم بندی کردن
underpin U پی بندی کردن
to make a muddle of U سر هم بندی کردن
to take a snack U ته بندی کردن
seal U اب بندی کردن
seals U اب بندی کردن
sorts U دسته کردن طبقه بندی کردن
typed U ماشین کردن طبقه بندی کردن
gaduate U درجه بندی کردن تغلیظ کردن
segregation U جدا کردن درجه بندی کردن
grades U طبقه بندی کردن کلاسه کردن
type U ماشین کردن طبقه بندی کردن
partition U جدا کردن جزء بندی کردن
grade U طبقه بندی کردن کلاسه کردن
sort U دسته کردن طبقه بندی کردن
resort U جدا کردن طبقه بندی کردن
resorted U جدا کردن طبقه بندی کردن
types U ماشین کردن طبقه بندی کردن
sorted U دسته کردن طبقه بندی کردن
partitions U جدا کردن جزء بندی کردن
break down U تجزیه کردن طبقه بندی کردن
portion U تسهیم کردن سهم بندی کردن
portions U تسهیم کردن سهم بندی کردن
resorts U جدا کردن طبقه بندی کردن
gradate U درجه بندی کردن مخلوط کردن
to put on U شرط بندی کردن تحمیل کردن
vamp U وصله کردن سرهم بندی کردن
to categorize U دسته بندی کردن
ratings U دسته بندی کردن
partitions U جزء بندی کردن
flimflam U سرهم بندی کردن
classifying U دسته بندی کردن
to categorize U طبقه بندی کردن
layers U طبقه بندی کردن
layer U طبقه بندی کردن
compartmentalized U بخش بندی کردن
compartmentalized U فصل بندی کردن
classifying U رده بندی کردن
to categorize U رده بندی کردن
slub U سرهم بندی کردن
compartmentalizes U بخش بندی کردن
rationing U جیره بندی کردن
compartmentalizing U فصل بندی کردن
impost U تعرفه بندی کردن
compartmentalizes U فصل بندی کردن
take stock <idiom> U جمع بندی کردن
compartmentalizing U بخش بندی کردن
compartmentalize U فصل بندی کردن
paginate U صفحه بندی کردن
compartmentalises U فصل بندی کردن
compartmentalises U بخش بندی کردن
resort U دسته بندی کردن
compartmentalising U بخش بندی کردن
sort U دسته بندی کردن
resorted U دسته بندی کردن
compartmentalising U فصل بندی کردن
formulating U فرمول بندی کردن
rally U دسته بندی کردن
jerry build U سرهم بندی کردن
to pay court U عرض بندی کردن
tabulate U جدول بندی کردن
classifying U طبقه بندی کردن
partition U جزء بندی کردن
compartmentalize U بخش بندی کردن
formulated U فرمول بندی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com