English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
many a man U بسا اشخاص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
ether U مایع سبکی که ازتقطیر الکل و جوهرگوگردبدست میایدو برای بیهوش کردن اشخاص بکارمی رود
damage U صدمهای که به اشیا ونه اشخاص وارد شود
panel U صورت اسامی اشخاص
panels U صورت اسامی اشخاص
feather bedding U مقصود حقوقی است که به اشخاص بی علاقه به کار یا کسانی که از کارمی دزدند پرداخت میشود
feather-bedding U مقصود حقوقی است که به اشخاص بی علاقه به کار یا کسانی که از کارمی دزدند پرداخت میشود
talent scout U کسیکه اشخاص لایق وذیفن رابرای کار مخصوصی کشف واستخدام کند
talent scouts U کسیکه اشخاص لایق وذیفن رابرای کار مخصوصی کشف واستخدام کند
bouncer U ماموری که درنمایش هاوغیره اشخاص اخلالگر راخارج میکند
bouncers U ماموری که درنمایش هاوغیره اشخاص اخلالگر راخارج میکند
camp follower U اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
camp followers U اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
inter alia U میان اشخاص دیگر
intelligentsia U اشخاص با هوش و خردمند طبقه روشنفکر
vampire U روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
vampires U روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
governess U زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
governesses U زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
blacklist U صورت اشخاص بدحساب
blacklisted U صورت اشخاص بدحساب
blacklisting U صورت اشخاص بدحساب
blacklists U صورت اشخاص بدحساب
dais U سکوب مخصوص جلوس اشخاص برجسته
persona U اشخاص یک کتاب
personae U اشخاص یک کتاب
personas U اشخاص یک کتاب
infant U در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
infants U در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
anachronism U اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
anachronisms U اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
restrict U محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
restricting U محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
restricts U محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
acidosis U فساد خون در اشخاص مبتلا به بیماری قند
adhominem U حمله یا اعتراض به اشخاص
apportionment U تقسیم پولی بین اشخاص ذی نفع
artificial persons U اشخاص حقوقی
common touch U استعدادایجاد حس همدردی وتعاون در اشخاص
covenantor U اجتماع اشخاص هم پیمان برای انجام کاری
credit union U موسسهای که به اشخاص کم درامد وام های کوچکی میدهد
displaced persons U اشخاص پناهنده
dog paddle U شنای اشخاص مبتدی
few men U اشخاص کمی
great persons U اشخاص بزرگ
he is not of that type U ازان قبیل اشخاص نیست
interested parties U اشخاص ذی نفع یا علاقه مند
knowledge of persons U شناسایی اشخاص
many people U خیلی اشخاص
many persons U خیلی اشخاص
mixed laws U قوانین مربوط به اشخاص واموال economy mixed
natural persons U اشخاص طبیعی
offences against persons U جرائم بر علیه اشخاص
omnium gatherum U مجموعه اشخاص
parting salute U سلام نظامی با توپ و غیره برای عزیمت اشخاص سلام بدرقه
person perception U ادراک اشخاص
personals U بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
pork barrel U برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
round up U جمع اوری اشیا یا اشخاص پراکنده
so many menŠso many minds U هر چه اشخاص بیشتر
subjects of international law U اشخاص حقوق بین الملل
these people U این اشخاص
to suck eggs U اشخاص ازموده ترازخودراپنددادن
utilitarianism U بر اساس این مکتب معیار سنجش همه چیزحداکثر خوبی و فایده برای حداکثر تعداد اشخاص است
withindoors U اشخاص داخل منزل
character actor هنرپیشه ای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
character actors U هنرپیشهای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
criss-cross U امضای اشخاص بیسواد
criss-crossed U امضای اشخاص بیسواد
criss-crosses U امضای اشخاص بیسواد
criss-crossing U امضای اشخاص بیسواد
high-powered U مرکب از اشخاص بلندپایه و قدرتمند
lonely hearts U اشخاص مجرد و خواهان مصاحب
One must not judge by appearances . U بظاهر اشخاص نباید قضاوت کرد
get one's own way <idiom> U اجبار اشخاص برای انجام هر کاری که تو میخواهی
play off <idiom> U رفتار مختلف با اشخاص
sucker list <idiom> U لیستی از اشخاص ساده لوح
through the grapevine <idiom> U از اشخاص دیگری پرسیدن
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com