English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Vote (write) against a proposallll. U بر ضد پیشنهادی رأی دادن ( مطلبی نوشتن )
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to carry out a proposal U پیشنهادی را اجرا کردن پیشنهادی را بموقع اجراگذاشتن
write protect U غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
feedback U اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
to put one's name down U نام خود را دادن یا نوشتن
photodigital memory U سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
front U مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
fronting U مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
recommend units U واحدهای پیشنهادی
offering price U قیمت پیشنهادی
proposal U طرح پیشنهادی
conference circuit U اتصال پیشنهادی
to make a suggestion U پیشنهادی کردن
To turn down (reject) an offer. U پیشنهادی را رد کردن
to kick against a proposal U با پیشنهادی مخالفت
withdraw an offer U پیشنهادی را پس گرفتن
make shift construction U طرح پیشنهادی
proposals U طرح پیشنهادی
centre U قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
centered U قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
centred U قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
centers U قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
center U قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
passed U عمل حرکت دادن تمام طول نوار مغناطیسی روی نوکهای خواندن /نوشتن
passes U عمل حرکت دادن تمام طول نوار مغناطیسی روی نوکهای خواندن /نوشتن
pass U عمل حرکت دادن تمام طول نوار مغناطیسی روی نوکهای خواندن /نوشتن
to carry a motion U پیشنهادی را اجرا کردن
scrawling U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
tax havens U نرخ پائین مالیات پیشنهادی
Hobson's choice U پیشنهادی که چارهای جز قبول ان نیست
tax haven U نرخ پائین مالیات پیشنهادی
thematic U مطلبی مقالهای
imply U مطلبی را رساندن
a horse of another colour [different colour] U مطلبی دیگر
intimate U مطلبی را رساندن
implies U مطلبی را رساندن
intimated U مطلبی را رساندن
intimates U مطلبی را رساندن
implying U مطلبی را رساندن
intimating U مطلبی را رساندن
encipher U برمز نوشتن رمز نوشتن
To bring up a topic . To introduce a subject . U مطلبی راعنوان کردن
to pierce a mystery U بکنه مطلبی پی بردن
To do justice to something. U حق مطلبی را ادا کردن
to inquire into a matter U مطلبی را باز جویی
parks U حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
park U حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
parked U حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
throw in U مطلبی بر صحبت کسی افزودن
antiphrasis U بیان مطلبی به معنی مخالف ان
mental reservation U خود داری از ذکر مطلبی
to smack of something <idiom> U مطلبی را رساندن [اصطلاح مجازی]
to e. into a matter U مطلبی را بازجویی یا تحقیق کردن
To drum something into someones head . U مطلبی را به گوش کسی خواندن
To bring something to someones ears . U مطلبی را به گوش کسی رساندن
shrug U بالا انداختن شانه مطلبی را فهماندن
To know it backwards. U مطلبی رافوت آب بودن (خوب دانستن )
slur U مطلبی را حذف کردن طاس گرفتن
To spell something out for some one .To drive it home to someone . U مطلبی را به کسی شیر فهم کردن
slurred U مطلبی را حذف کردن طاس گرفتن
To give it straight from the shoulder. U مطلبی راصاف وپوست کنده گفتن
slurring U مطلبی را حذف کردن طاس گرفتن
slurs U مطلبی را حذف کردن طاس گرفتن
shrugging U بالا انداختن شانه مطلبی را فهماندن
shrugged U بالا انداختن شانه مطلبی را فهماندن
to grind a person in a subject U مطلبی راخوب حالی کسی کردن
to a. letter U روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
It was inappropriate to make such a remark . U مناسبت نداشت چنین مطلبی اظهار گردد
nuncupation U افهار مطلبی در پیش گواه بزبان گویی
declamatory U مربوط به قرائت مطلبی باصدای بلند وغرا
To speake in great detail. U مطلبی رابا طول وتفصیل بیان کردن
why i think i can U هنگام کشف مطلبی دلالت برتعجب میکند
To give it to someone straight from the shoulder . To tell someonestraight U صاف وپوست کنده مطلبی را به کسی گفتن
non commital U از گرفتارکردن خویش بویسله تصدیق یا تکذیب مطلبی
merism U بیان مطلبی کلی با ذکر وقیاس مخالف
DVD U درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
issue of fact U نکته موضوع بحث که درنتیجه انکار مطلبی پیدامیشود
fallacy of composition U استدلال نادرست به اینکه هرگاه بعض مطلبی درست باشد کل ان صحیح است
erasable U قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write U نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
apophasis U افهار مطلبی درعین حالی که گوینده بی میلی خود را نسبت به افهار ان بیان داشته
post script U مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
To weight up the pros and cons of something . U مطلبی راسبک وسنگین کردن (بررسی کردن )
reserve price U قیمت پنهانی [در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
reducing U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
scribbled U بد نوشتن
put down <idiom> U نوشتن
pens U نوشتن
scribbles U بد نوشتن
penning U نوشتن
to reduce to writing U نوشتن
to set down U نوشتن
penned U نوشتن
scrawls U بد نوشتن
scrawling U بد نوشتن
pen U نوشتن
scrawled U بد نوشتن
to put down U نوشتن
set down U نوشتن
scribbling U بد نوشتن
scribble U بد نوشتن
to drive a pen or quill U نوشتن
inscribes U نوشتن
pt down U نوشتن
write U نوشتن
writes U نوشتن
indite U نوشتن
scrawl U بد نوشتن
write head U هد نوشتن
inscribed U نوشتن
inscribing U نوشتن
inscribe U نوشتن
superscrible U نوشتن
preface U دیباچه نوشتن
wirte only U تنها نوشتن
program U برنامه نوشتن
preambles U مقدمه نوشتن
preamble U مقدمه نوشتن
annotate U یادداشت نوشتن
list U در فهرست نوشتن
prefaced U دیباچه نوشتن
jot U با شتاب نوشتن
jots U با شتاب نوشتن
prefaces U دیباچه نوشتن
prefacing U دیباچه نوشتن
annotate U حاشیه نوشتن
demythologize U تفسیر نوشتن
programs U برنامه نوشتن
enlist U درفهرست نوشتن
enlisting U درفهرست نوشتن
enlists U درفهرست نوشتن
noting U نت موسیقی نوشتن
elegize U قصیده نوشتن
notes U نت موسیقی نوشتن
write out U به تفصیل نوشتن
scribble U باشتاب نوشتن
scribbled U باشتاب نوشتن
scribbles U باشتاب نوشتن
tablet U بر لوح نوشتن
scribbling U باشتاب نوشتن
write head U نوک نوشتن
note U نت موسیقی نوشتن
double space U یک خط درمیان نوشتن
graphic U وابسته به فن نوشتن
annotate U تفسیر نوشتن
allegorize U تمثیل نوشتن
annotating U یادداشت نوشتن
itemises U به اقلام نوشتن
penning U خامه نوشتن
itemising U به اقلام نوشتن
itemize U به اقلام نوشتن
tablets U بر لوح نوشتن
itemized U به اقلام نوشتن
annotating U حاشیه نوشتن
itemised U به اقلام نوشتن
annotating U تفسیر نوشتن
scroll U کتیبه نوشتن
jotted U با شتاب نوشتن
to write off U به اسانی نوشتن
penned U خامه نوشتن
pens U خامه نوشتن
penmanship U طرز نوشتن
prose U نثر نوشتن
scrolls U کتیبه نوشتن
annotates U تفسیر نوشتن
annotates U یادداشت نوشتن
tables U در فهرست نوشتن
editorialising U سرمقاله نوشتن
editorialize U سرمقاله نوشتن
editorialized U سرمقاله نوشتن
editorializes U سرمقاله نوشتن
editorializing U سرمقاله نوشتن
tabling U در فهرست نوشتن
gloss U حاشیه نوشتن بر
editorialises U سرمقاله نوشتن
editorialised U سرمقاله نوشتن
itemizes U به اقلام نوشتن
annotates U حاشیه نوشتن
annotated U تفسیر نوشتن
table U در فهرست نوشتن
annotated U یادداشت نوشتن
tabled U در فهرست نوشتن
itemizing U به اقلام نوشتن
annotated U حاشیه نوشتن
pen U خامه نوشتن
engross U درشت نوشتن
write-off U زود نوشتن
overwrite U جای نوشتن
overwrite U زیاد نوشتن
write-offs U زود نوشتن
rewrites U باز نوشتن
i am weary of writing U از نوشتن خسته
precis U خلاصه نوشتن
overwrite U دومرتبه نوشتن
rewrite U باز نوشتن
commentates U تقریظ نوشتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com