Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
approach
U
برداشت روش
approached
U
برداشت روش
approaches
U
برداشت روش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
overdraft
U
برداشت اب بیش از اندازه مجاز
overdraft
U
دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
overdraft
U
اضافه برداشت
overdrafts
U
برداشت اب بیش از اندازه مجاز
overdrafts
U
دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
overdrafts
U
اضافه برداشت
takings
U
برداشت
forbore
U
دست برداشت امتناع کرد
remove
U
برداشت کردن
removes
U
برداشت کردن
removing
U
برداشت کردن
stripping
U
برداشت لایه رو
acceptance
U
برداشت
acceptances
U
برداشت
net
U
برداشت خالص کردن
nets
U
برداشت خالص کردن
nett
U
برداشت خالص کردن
target
U
نقطه برداشت یا قرائت
targeted
U
نقطه برداشت یا قرائت
targeting
U
نقطه برداشت یا قرائت
targets
U
نقطه برداشت یا قرائت
targetted
U
نقطه برداشت یا قرائت
targetting
U
نقطه برداشت یا قرائت
withdraw
U
برداشت از حساب
withdraws
U
برداشت از حساب
removal
U
برداشت
cropper
U
برداشت کننده محصول
sampling
U
نمونه گیری برداشت نمونه
impression
U
برداشت
impressions
U
برداشت
acceptance test
آزمایش کوچک شدگی آزمایش برداشت
agronomy
U
علم برداشت محصول وبهره برداری از خاک
authorized stoppage
U
برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
demand deposit
U
سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
draw off
U
برداشت
draw off
U
بده برداشت
dual impression
U
برداشت دوگانه
first impression
U
برداشت نخستین
land surveying
U
برداشت
make a copy of
U
سواد برداشت
metal removal
U
برداشت براده
offtake
U
برداشت
overdraw
U
اضافه برداشت کردن
overdrawn account
U
حساب اضافه برداشت شده حساب با مانده منفی
paper gold
U
منظور حق برداشت مخصوص است
removal of chips
U
برداشت براده
removal of cinder
U
برداشت تفاله
removal of phosphorus
U
برداشت فسفر
removal of slag
U
برداشت سرباره
safe yield
U
بده قابل برداشت
site survey
U
برداشت نقشه تکهای از زمین
special drawing right
U
حق برداشت مخصوص
special drawing right
U
حق برداشت ویژه
special drawing rights
U
حق برداشت ویژه
take off distributor
U
اب پخشکن مقسم برداشت اب
take off divisor
U
مقسم برداشت اب
the timber warped
U
تیر تاب برداشت
under ground survey
U
برداشت زیرزمینی
withdrawal warrant
U
مجوز برداشت
impressionist
U
برداشت گرای
impressionists
U
برداشت گرای
impressionistic
U
برداشت گذار
impressionistic
U
برداشت گرایانه
. She dropped her demands (claim).
U
دست از تقاضاهای خود برداشت
The police officer took down the car number .
U
افسر پلیس نمره اتوموبیل را برداشت
No man can serve two masters.
<proverb>
U
با یک دست نمى شود دو هندوانه را برداشت .
combine harvester
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine
[combine harvester]
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combined harvester
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
corn harvester
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester-thresher
[rare]
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
handpick
U
برداشت محصول با دست
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com