English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
clearance U برداشتن مانع
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
burn U کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
burns U کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
Other Matches
transcribes U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribing U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribed U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
hedgehogs U مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehog U مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
dams U سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dam U سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
damming U سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dammed U سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
crest clearing U محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
ocant altitude U ارتفاع خارج از حدود مانع ارتفاع بالای مانع
obstructor U وسیله مانع تخریب مین مانع ضد اکتشاف مین
ingether U برداشتن
sublate U برداشتن
glom U برداشتن
pick up U برداشتن
countertrace U برداشتن از
ingather U برداشتن
lift U برداشتن
take U برداشتن
takes U برداشتن
moistening U نم برداشتن
includes U در برداشتن
include U در برداشتن
flaws U مو برداشتن
delete U برداشتن
deleted U برداشتن
deletes U برداشتن
deleting U برداشتن
pickup U برداشتن
to pick up U برداشتن
remove U برداشتن
remove U از جا برداشتن
lifts U برداشتن
to run away with U برداشتن
removes U برداشتن
to take up U برداشتن
flaw U مو برداشتن
removing U از جا برداشتن
removes U از جا برداشتن
to pull off U برداشتن
lifted U برداشتن
take up U برداشتن
removing U برداشتن
lifting U برداشتن
to mop up U برداشتن
step U گام برداشتن
unmasking U نقاب برداشتن از
stepping U قدم برداشتن
stepping U گام برداشتن
transcribed U رونوشت برداشتن
elided U ازاخر برداشتن
unmasks U نقاب برداشتن از
unmask U نقاب برداشتن از
unmasked U نقاب برداشتن از
remove U برداشتن مهر
transcribe U رونوشت برداشتن
step U قدم برداشتن
warped U تاب برداشتن
warps U تاب برداشتن
spooning U با قاشق برداشتن
spoon U با قاشق برداشتن
removing U برداشتن مهر
unveil U حجاب برداشتن
spoons U با قاشق برداشتن
unveiled U حجاب برداشتن
unveiling U حجاب برداشتن
uncap U کلاه از سر برداشتن
unveils U حجاب برداشتن
elide U ازاخر برداشتن
elides U ازاخر برداشتن
spooned U با قاشق برداشتن
removes U برداشتن مهر
eliding U ازاخر برداشتن
warp U تاب برداشتن
transcribes U رونوشت برداشتن
to take the photograph of U عکس برداشتن از
to take off U برداشتن بردن
to sweep away U ازمیان برداشتن
to receive a wound U زخم برداشتن
to have one's p taken U عکس برداشتن
to fly to arms U سلاح برداشتن
to d. the cloth U رومیزی را برداشتن
to carry arms U سلاح برداشتن
snap up U تند برداشتن
shuffle off U به عجله برداشتن
run away with U برداشتن و در رفتن
uncap U سر پوش برداشتن از
unhood U سرپوش برداشتن از
resign U دست برداشتن
desist U دست برداشتن
cease U دست برداشتن
to come at a bound <idiom> U خیز برداشتن
To co away with . To remove. To eliminate . U ازمیان برداشتن
remove slag U سرباره را برداشتن
picturize U فیلم برداشتن از
off take rudder U سکان برداشتن
flaw U ترک برداشتن
decodes U برداشتن رمز
decoded U برداشتن رمز
decode U برداشتن رمز
twists U تاب برداشتن
twisting U تاب برداشتن
twist U تاب برداشتن
surmounts U ازمیان برداشتن
surmounting U ازمیان برداشتن
surmounted U ازمیان برداشتن
surmount U ازمیان برداشتن
gait U گام برداشتن
flaws U ترک برداشتن
make a copy of U رونوشت برداشتن
ingether U خرمن برداشتن
give up U دست برداشتن از
emarginate U برداشتن حاشیه از
dequeue U برداشتن اقلام یک صف
demountable U قابل برداشتن
to break step U غلط پا برداشتن
break step U غلط پا برداشتن
heaved U خیز برداشتن
heave U خیز برداشتن
feet U پاچنگال برداشتن
transcribing U رونوشت برداشتن
machine U براده برداشتن
polled U نمونه برداشتن
poll U نمونه برداشتن
polls U نمونه برداشتن
machines U براده برداشتن
cracks U شکاف برداشتن
crack U شکاف برداشتن
maps U نقشه برداشتن از
map U نقشه برداشتن از
list U سیاهه برداشتن
machined U براده برداشتن
to get anything out of the way U کاری را ازمیان برداشتن
remove the seal from U مهر چیزی را برداشتن
racing of motor U دور برداشتن موتور
racing of generator U دور برداشتن مولد
overcrop U زیاد حاصل برداشتن از
to whisk away or off U تند بردن برداشتن
to have two strings to one bow U با یک دست دو هندوانه برداشتن
to run away with U برداشتن ودر رفتن
fracturing U مو برداشتن قطعات و وسایل
fractures U مو برداشتن قطعات و وسایل
fracture U مو برداشتن قطعات و وسایل
leave alone <idiom> U دست از سر کسی برداشتن
to sel a person a pup U کلاه کسیرا برداشتن
to take notes of U یاد داشت برداشتن از
to lift up one's hand U دست بدعا برداشتن
to lift one's hand U دست به سوگند برداشتن
multiplicate U چندین نسخه برداشتن از
pace U شیوه گام برداشتن
withdraws U عقب کشیدن برداشتن
withdraw U عقب کشیدن برداشتن
disburden U بار از دوش برداشتن
paced U شیوه گام برداشتن
defusing U فیوز بمب را برداشتن
work in U مشکلات را از میان برداشتن
fractured U مو برداشتن قطعات و وسایل
To pluck ones eyebrows. U زیر ابرو برداشتن
decontrol U دست از کنترل برداشتن
paces U شیوه گام برداشتن
untread U بعقب گام برداشتن
crack U شکاف برداشتن ترکیدن
ingather U انباشتن خرمن برداشتن
defuses U فیوز بمب را برداشتن
yerk U هل دادن شکاف برداشتن
defused U فیوز بمب را برداشتن
defuse U فیوز بمب را برداشتن
curls U تاب برداشتن فردادن
curl U تاب برداشتن فردادن
cracks U شکاف برداشتن ترکیدن
curled U تاب برداشتن فردادن
weeding U برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
vorlage U خیز برداشتن از ناحیه قوزک پا
revving U تند گشتن دور برداشتن
revs U تند گشتن دور برداشتن
to take a step forward U گامی سوی جلو برداشتن
rev U تند گشتن دور برداشتن
pick up <idiom> U برداشتن چیزی ازروی زمین
turbary U حق برداشتن خاک از زمین غیر
opens U برداشتن پوشش یا باز کردن در
opened U برداشتن پوشش یا باز کردن در
striding U گام های بلند برداشتن
open U برداشتن پوشش یا باز کردن در
strides U گام های بلند برداشتن
stride U گام های بلند برداشتن
warp U منحرف کردن تاب برداشتن
warped U منحرف کردن تاب برداشتن
To overstep the limits. To overreach oneself . To become impudent. U دور برداشتن ( جسور شدن )
revved U تند گشتن دور برداشتن
to throw off the mask U پرده از روی کار برداشتن
spread oneself too thin <idiom> U با یک دست چند هندوانه برداشتن
buckles U تاب برداشتن یک قسمت ازساختمان
boning U استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
bones U استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
buckled U تاب برداشتن یک قسمت ازساختمان
boned U استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
to keep pace with any one U گام های برابرباکسی برداشتن
cathodogeaph U بوسیله پرتومجهول عکس برداشتن از
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com