Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
Where do I change for ... ?
برای رفتن به ... کجا باید مترو را عوض کنم؟
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Where do I change for ... ?
برای رفتن به ... کجا باید عوض کنم؟
Which bus do I take for the opera?
U
برای رفتن به اپرا کدام اتوبوس را باید سوار شوم؟
Which bus do I take to Victoria Station?
U
کدام اتوبوس را برای رفتن به ایستگاه ویکتوریا باید سوار شوم؟
bin
U
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
bins
U
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
infra red link
U
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA
U
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
weight belt
U
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
How can you ask?
U
این باید واضح باشد برای تو
You will have to pay duty on this.
شما برای این باید گمرکی پرداخت کنید.
overhead
U
کد اضافی که برای سازماندهی برنامه باید ذخیره شود
I must make a special note of that.
U
من باید یادداشت ویژه ای برای این مورد بکنم.
little go
U
نخستین امتحانی که برای گرفتن درجه در a.b کمبریج باید داد
beadroll
U
صورت مردگانیکه باید برای ارواح انها فاتحه یادعابخوانند
an underground
U
مترو
subways
U
مترو
subway
U
مترو
underground
U
مترو
prospectuses
U
شرح چاپی درباره شرکت یا معدنی که برای ان باید سرمایه جمع اوری شود
prospectus
U
شرح چاپی درباره شرکت یا معدنی که برای ان باید سرمایه جمع اوری شود
Where is the underground?
U
مترو کجاست؟
drops
U
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
job
U
دستوراتی که مشخصات و منابع لازم برای یک کار که توسط کامپیوتر باید پردازش شود را دارد
dropped
U
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
dropping
U
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
drop
U
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
jobs
U
دستوراتی که مشخصات و منابع لازم برای یک کار که توسط کامپیوتر باید پردازش شود را دارد
languages
U
دستوراتی که منابع لازم برای یک کار که باید توسط کامپیوتر انجام شود را مشخص می کنند
powered
U
اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
powers
U
اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
language
U
دستوراتی که منابع لازم برای یک کار که باید توسط کامپیوتر انجام شود را مشخص می کنند
powering
U
اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
power
U
اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
notification message
U
پیام نرم افزار نشر برای تشخیص اشیا دیگر که کار مشخص باید کامل شود
prompt to go
U
اماده برای رفتن
trip the light fantastic
<idiom>
U
رفتن برای رقصیدن
volleyball net
U
بطول 5/9 مترو پهنای 1 متر
Where is the nearest underground station?
U
نزدیکترین ایستگاه مترو کجاست؟
sick call
U
تجمع برای رفتن به بهداری
fluctuability
U
امادگی برای بالاوپایین رفتن
gressorial
U
مناسب برای راه رفتن
to stretch one's legs
U
برای ورزش راه رفتن
Do not lean out!
U
به پنجره تکیه ندهید!
[در اتوبوس یا مترو]
masks
U
طرح مدار مجتمع که برای معرفی الگویی که باید روی قطعه نیمه هادی قرار بگیرد به کار می رود
inherent addressing
U
دستوری که حاوی تمام داده مورد نیاز برای آدرس ی که باید دستیابی شود است بدون عمل اضافی
smoke test
U
بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
mask
U
طرح مدار مجتمع که برای معرفی الگویی که باید روی قطعه نیمه هادی قرار بگیرد به کار می رود
to step out
U
برای مدت کوتاهی بیرون رفتن
sand shoes
U
یکجور گیوه برای رفتن در شن زار
to approach
U
به طرف کسی رفتن برای برخورد
to be coming up to meet
U
به طرف کسی رفتن برای برخورد
shop around
<idiom>
U
به مغازههای مختلفی برای خریدچیزی رفتن
turn out
<idiom>
U
رفتن برای دیدن یا انجام کاری
to come to meet
U
به طرف کسی رفتن برای برخورد
to come towards
U
به طرف کسی رفتن برای برخورد
fetch
U
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
fetches
U
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
fetched
U
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
shore leave
U
مرخصی ملوانان وافسران برای رفتن بخشکی
to go away
U
ترک کردن برای رفتن و آوردن چیزی
to go clubbing
U
به باشگاه
[های]
شب رفتن
[برای رقص و غیره]
to be after somebody
U
پی
[دنبال]
کسی رفتن
[برای کیفری مجازاتی]
to ride on the bus
U
سوار اتوبوس شدن
[برای رفتن به جایی]
to go to
U
ترک کردن برای رفتن و آوردن چیزی
hypnotizable
U
اماده برای خواب رفتن بوسائل مصنوعی
shift
U
روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز
address
U
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
shifted
U
روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز
addresses
U
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
raw
U
1-اطلاعی که هنوز وارد سیستم کامپیوتری نشده است . 2-دادهای که در پایگاه داده ها که برای تامین اطلاعات کاربر باید پردازش شود
addressed
U
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
shifts
U
روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز
transaction
U
رکورد حاوی داده جدید که برای بهنگام سازی رکورد اصلی باید استفاده شود
clearance diving
U
شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
convention
U
استاندارها یا قوانین آشنا که برای ایجاد سازگاری نرم افزار یا سخت افزار باید دنبال شوند
conventions
U
استاندارها یا قوانین آشنا که برای ایجاد سازگاری نرم افزار یا سخت افزار باید دنبال شوند
coach dog
U
یکجورسگ که برای رفتن دنبال درشکه تربیت میکنند
to go catting
[to look for sexual partners]
<idiom>
U
رفتن برای دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
zone ride
U
کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
searched
U
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
search
U
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
searchingly
U
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
searches
U
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
pace lap
U
دور پیست را باهم رفتن برای گرم کردن ماشین در اغازمسابقه
pin money
U
وجهی که شوهر به همسر خود برای حوایج خصوصی و شخصیش می پردازد و زن با صرف ان باید وضع فاهری خود رامتناسب با موقعیت اجتماعی شوهرش بیاراید
restoration
U
احیا و مرمت فرش
[برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
cleans
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
double coincidence of wants
U
زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
carrier
U
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carriers
U
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
bail out
U
کنار رفتن توپ زن از محل ایستادن برای حفافت ازضربه توپ
CSMA CD
U
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
okuns law
U
براساس این قانون رابطه نزدیکی بین تغییرات نرخ بیکاری وافزایش تولید واقعی وجوددارد . اوکان نشان میدهد که در امریکا برای کاهش 1درصد نرخ بیکاری تولیدواقعی باید معادل 3درصدافزایش یابد
pussyfoot
U
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
U
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
queried
U
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
query
U
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
querying
U
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queries
U
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
you have no option but to go
U
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch
U
راه رفتن دولادولاراه رفتن
kiosk
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
trots
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
badminton
U
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
parading
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
U
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
outh
U
باید
the f. of a table
U
باید
in due f.
U
باید
there is a rule that...
U
که باید.....
maun
U
باید
shall
U
باید
should
U
باید
must
U
باید
ought
U
باید
to have to
U
باید
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
i must go
U
باید بروم
We have to go as well.
U
ما هم باید برویم .
i ought to go
U
باید بروم
it is necessary for him to go
U
باید برود
it is to be noted that
U
باید دانست که
how shall we proceed
U
چه باید کرد
i ougth to go
U
باید بروم
one must go
U
باید رفت
i ougth to go
U
باید رفت
as it deserves
U
چنانکه باید
ought
U
باید وشاید
It must be granted that …
U
باید تصدیق کر د که …
you must know
U
باید بدانید
it is necessary to go
U
باید رفت
microsoft
U
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
to do a thing the right way
U
کاری راچنانکه باید
One must suffer in silence.
U
باید سوخت وساخت
shall i go?
U
ایا باید بروم
I must leave at once.
باید فورا بروم.
you might have come
U
باید امده باشید
the needful
U
انچه باید کرد
You should have told me earlier.
U
باید زودتر به من می گفتی
Let us see how it turns out.
U
باید دید چه از آب در می آید
to d. what to say
U
اندیشیدن که چه باید گفت
comme il faut
U
چنانکه باید وشاید
chicane
U
مانعی که باید دور زد
you must go
U
شما باید بروید
we must winnow away the refuse
U
اشغال انرا باید
Water must be stopped at its source .
<proverb>
U
آب را از سر بند باید بست .
meetly
U
چنانکه باید و شاید
it is to be noted that
U
باید توجه کردکه
enow
U
بسنده انقدرکه باید
prettily
U
بخوبی چنانکه باید
What can't be cured must be endured.
<idiom>
U
باید سوخت و ساخت.
he needs must go
U
ناچار باید برود
it is to be noted that
U
باید ملتفت بود که
he must have gone
U
باید رفته باشد
loads
U
کاری که باید انجام شود
I have some letters to write .
U
چند تا کاغذ باید بنویسم
One must take time by the forelock .
U
وقت را باید غنیمت شمرد
to which side do I have to turn?
U
به کدام طرف باید بپیچم؟
he is much to be pitted
U
بحالش باید رحم کرد
Two witnesses should testify.
U
دو شاهد باید شهادت بدهند
some one must stay here
U
یک کسی باید اینجا بماند
I must take the kid to school .
U
باید بچه راببرم مدرسه
We must find a basic solution.
U
باید یک فکر اساسی کرد
There must be a catch(trick)in it.
U
باید حقه ای درکار باشد
One must keep up with the times.
U
باید با زمان آهنگ بود
I must be going now.
U
الان دیگه باید بروم
I must make do with this low salary. I must somehow manage on this low salary.
U
بااین حقوق کم باید بسازم
you shoud rinse it in lukewarm water.
U
در آب ولرم باید آنرا آب بکشید
One must tackle it in the right way.
U
هرکاری را باید از راهش وارد شد
I've got to watch what I eat.
U
باید مواظب رژیمم باشم.
load
U
کاری که باید انجام شود
It must be quiet.
باید ساکت و آرام باشد.
how shall we proceed
U
چگونه باید اقدام کرد
i must answer for the damages
U
ازعهده خسارت ان باید برایم
You have to go back to ...
شما باید به طرف ... برگردید.
She must be at least 40.
U
او
[زن]
کم کمش باید ۴۰ ساله باشد.
if i know what to do
U
اگر میدانستم چه باید کرد
Protocol must be observed.
U
تشریفات باید رعایت شود
Every day that you go unheeded, you need to count on that day
U
هر روز که بیفتید، باید در آن روز حساب کنید
One must draw the line somewhere.
<proverb>
U
هر کس باید ید و مرزش را مشخص کند .
There must be some mistakes.
باید اشتباهی شده باشد.
What must be must be .
<proverb>
U
آنچه باید بشود خواهد شد .
it needs to be done carefully
U
باید بدقت کرده شود
backlog
U
کاری که باید انجام شود
backlogs
U
کاری که باید انجام شود
We had to queue
[line]
up for three hours to get in.
U
ما باید سه ساعت در صف می ایستادیم تا برویم تو.
You must make allowances for his age .
U
باید ملاحظه سنش را بکنی
parting of the ways
U
جایی که باید یکی از چندچیزرابرگزید
do the necessary
U
انچه باید کرد بکنید
you must know this
U
شما باید این مطلب را بدانید
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com