Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cold
U
بدون آماده بودن
colder
U
بدون آماده بودن
coldest
U
بدون آماده بودن
colds
U
بدون آماده بودن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to stand ready for
[+ noun]
U
آماده بودن برای
to stand ready to
[+ verb]
U
آماده بودن برای
able
آماده بودن آرایش دادن
to be in season
[in heat]
U
آماده جفتگیری بودن
[جانورشناسی]
to be about to do something
<idiom>
U
آماده انجام کاری بودن
[اصطلاح روزمره]
to be on the verge
[brink]
of doing something
<idiom>
U
آماده انجام کاری بودن
[اصطلاح روزمره]
to be on-call
U
در آماده باش برای ترک درخدمت بودن
configured in
U
وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده آماده بودن آن برای استفاده است
smoothed
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smooth
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smooths
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothest
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
cads
U
پست و بدون مبادی اداب بودن
cad
U
پست و بدون مبادی اداب بودن
shack up with
<idiom>
U
هم خانه با جنس مخالف بودن بدون ازدواج
freedoms
U
آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
freedom
U
آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
listening silence
U
به گوش بودن از نظر رادیویی بدون ارسال پیام
pre-treatment
U
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
to be a fifth wheel
[to be in the way]
U
آدم اضافه
[بدون همسر]
بودن
[در جشنی که همه زوج دارند]
paces
U
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paced
U
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
to be exposed to a constant stream of something
U
در معرض چیزی به طور مداوم بودن
[بدون اینکه مستقیمآ به آن چیز توجه شود]
pace
U
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
extending
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extends
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
informally
U
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
U
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed
U
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flat
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
U
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
U
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
Taoism
U
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis
U
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
U
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
offhand
U
بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched
U
بدون انشعاب بدون شعبه
achylous
U
بدون کیلوس بدون قیلوس
unstressed
U
بدون اضطراب بدون کشش
able
آماده
at one's fingertips
<idiom>
U
آماده
make arrangements
U
آماده کردن
here goes nothing
<idiom>
U
آماده شروع
get ready
<idiom>
U
آماده شدن از
in the pipeline
[Colloquial]
U
در آماده سازی
accommodate
آماده کردن
handshaking
U
آماده دریافت
set out
<idiom>
U
آماده سفرشدن
up in arms
<idiom>
U
آماده حمله
make preparations
U
آماده کردن
accessible
آماده پذیرایی
in arms
<idiom>
U
آماده جنگیدن
give-and-take
U
آماده به توافق
make provisions
U
آماده کردن
take up arms
<idiom>
U
آماده جنگیدن
up to
<idiom>
U
آماده شیطنت
To be very conspicuous . To stick out a mile . To be a marked person .
U
مثل گاو پیشانی سفید بودن ( انگشت نما ومشخص بودن )
peregrinate
U
سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
prone to do something
آماده کردن برای
to prepare
[for]
U
آماده شدن
[به یا برای]
preparations
U
آماده کردن چیزی
red alerts
U
حالت آماده باش
preparation
U
آماده کردن چیزی
red alert
U
حالت آماده باش
luncheon meat
U
گوشت پخته و آماده
fair game
U
طعمهی حاضر و آماده
up for grabs
<idiom>
U
آماده رقابت شدن
psyched up
<idiom>
U
آماده انجام کار
promise the moon
<idiom>
U
آماده انجام کار
in store
<idiom>
U
آماده بوقوع پیوستن
go ahead
<idiom>
U
آماده کار شدن
get set
<idiom>
U
آماده شروع شدن
at someone's beck and call
<idiom>
U
همیشه آماده پذیرایی
dinner etc. is served
U
غذا آماده است
to have short views
U
د راندیشه حال بودن وبس کوته نظر بودن
contains
U
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contained
U
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contain
U
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
Since you are not ready ...
U
چونکه هنوز آماده نیستی...
As you are not ready ...
U
چونکه هنوز آماده نیستی...
prone to do something
آماده برای کردن کاری
forthcoming
<adj.>
U
آماده به ارائه
[نزدیک به تحقق]
precompiled code
U
کد خروجی کامپایلر و آماده اجرا
retaken
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
retake
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
retakes
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
retaking
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
on call
<idiom>
U
آماده برای ترک خدمت
to prepare something
U
چیزی را آماده کردن
[آشپزی]
Please have my bill ready.
لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
My room hasn't been prepared.
اتاق من آماده نشده است.
cast the first stone
<idiom>
U
همیشه آماده جنگیدن است
hit the books
<idiom>
U
برای کلاس آماده شدن
outnumbers
U
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
up to it/the job
<idiom>
U
مناسب بودن ،برابربودن ،قادربه انجام بودن
to mind
U
مراقب بودن
[مواظب بودن]
[احتیاط کردن]
outnumbered
U
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
corresponds
U
بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
outnumbering
U
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumber
U
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
corresponded
U
بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
to be in one's right mind
U
دارای عقل سلیم بودن بهوش بودن
correspond
U
بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
address
آماده شدن برای ضربه یا هدفگیری
standby
U
که در صورت خرابی آماده استفاده است
sixth forms
U
دورهی آماده سازی برای دانشگاه
rework
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
sixth form
U
دورهی آماده سازی برای دانشگاه
to dress
[food]
U
آماده کردن
[پختن]
[غذا یا دسرت]
reworking
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
standbys
U
که در صورت خرابی آماده استفاده است
reworks
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
to set about
دست بکاری زدن آماده کاری
design development
U
آماده سازی و تکمیل نقشه فرش
in the market for
<idiom>
U
خواستن یا آماده خرید چیزی شدن
reworked
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
finished
U
کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
To be on top of ones job .
U
بر کار سوار بودن ( مسلط بودن )
fit
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
fittest
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
belong
U
مال کسی بودن وابسته بودن
to be hard put to it
U
درسختی وتنگی بودن درزحمت بودن
fits
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
to be in a habit
U
دارای خویاعادتی بودن دچارخویاعادتی بودن
reasonableness
U
موجه بودن عادلانه یا مناسب بودن
lurks
U
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
lurked
U
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
validity of the credit
U
معتبر بودن یا پادار بودن اعتبار
belongs
U
مال کسی بودن وابسته بودن
belonged
U
مال کسی بودن وابسته بودن
look out
U
منتظر بودن گوش به زنگ بودن
lurking
U
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
to look out
U
اماده بودن گوش بزنگ بودن
lurk
U
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
To stand at attention(ease).
U
بحالت آماده باش ( آزاد ) ایستادن ( ؟ رآمدن )
It's time to prepare the meal.
U
وقتش رسیده است که غذا را آماده کنیم.
page
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
paged
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
pages
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
on-call service
U
آماده برای ترک در خدمت
[اصطلاح رسمی]
to square up
U
خود را آماده کردن
[برای دعوی یا حمله]
on tap
<adj.>
U
همیشه آماده
[برای ریختن از شیره بشکه]
I am prepared for any eventuality.
U
برای هر گونه پیش آمدی آماده هستم
interleaving
U
به طوری که در حین اجرا همزمان آماده می شوند
finished
U
متنی که تایپ شده و آماده چاپ گرفتن است
To work on someone
کسی را پختن
[از نظر فکری وذهنی آماده کردن]
clearer
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
attended operation
U
فرآیندی که در صورت وقوع مشکل یک عملگر آماده دارد
clear
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
clears
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
clearest
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
microprogram
U
مجموعه کامل ریز دستورات ابتدایی آماده در CPU
opened
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
demand
U
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
focussing
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focused
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
demands
U
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
opens
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
contentions
U
مدت زمانی که طول می کشد تا وسیلهای آماده استفاده شود
focuses
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focus
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
open
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
focussed
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focusses
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
contention
U
مدت زمانی که طول می کشد تا وسیلهای آماده استفاده شود
demanded
U
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
handshaking
U
سیگنال ارسالی بین دو وسیله ارتباطی شامل آماده ارسال
action architecture
U
[معماری با طرح های دقیق و مختصر و استفاده از مواد آماده]
stream
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
device handler
U
نرم افزار مخصوص برای کنترل و فرمت دستورات آماده چاپ
preprocessor
U
نرم افزاری که داده را پیش از کامپایل یا ترجمه آماده و پردازش میکند
empty
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
emptied
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
streamed
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
device driver
U
نرم افزار مخصوص برای کنترل و فرمت دستورات آماده چاپ
streams
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
greasy wool
U
پشم چرب
[پشمی که هنوز شسته نشده و آماده ریسندگی نیست.]
empties
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
emptiest
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
prints
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
cts
U
CSR برای بیان اینکه یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
beta version
U
گونهای از برنامه کاربردی نرم افزار که تقریباگ آماده انتشار است
mediums
U
رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
print
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
medium
U
رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
emptier
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
takedown
U
مدت زمانی که یک وسیله جانبی آماده برای کار دیگری میشود
printed
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
monitor
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitors
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitored
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
disagreed
U
مخالف بودن ناسازگار بودن
owed
U
مدیون بودن مرهون بودن
stravaig
U
سرگردان بودن بی هدف بودن
pertained
U
مربوط بودن متعلق بودن
on guard
U
مراقب بودن نگهبان بودن
disagree
U
مخالف بودن ناسازگار بودن
look for
U
منتظر بودن درجستجو بودن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com