Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
discolourment
U
بدرنگ سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tinty
U
بدرنگ شده
rectification
U
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating
U
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
U
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant
U
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
U
الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment
U
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
U
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustrations
U
خنثی سازی محروم سازی
imagery
U
مجسمه سازی شبیه سازی
ouster
U
بی بهره سازی محروم سازی
subjugation
U
مقهور سازی مطیع سازی
frustration
U
خنثی سازی محروم سازی
formularization
U
کوتاه سازی ضابطه سازی
irritancy
U
پوچ سازی باطل سازی
erasable
U
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
save
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
U
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sort
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
U
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo
U
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump
U
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
external
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
individualising
U
تک سازی
individualises
U
تک سازی
padding
U
له سازی
individualization
U
تک سازی
individualised
U
تک سازی
idolization
U
بت سازی
deflexion
U
خم سازی
individualize
U
تک سازی
flection
U
خم سازی
individualized
U
تک سازی
individualizes
U
تک سازی
individuation
U
تک سازی
stylization
U
مد سازی
compaction
U
تو پر سازی
local anasthesia
U
سر سازی
bridgework
U
پل سازی
individualizing
U
تک سازی
repk lection
U
پر سازی
bridge building
U
پل سازی
flooring
U
کف سازی
retortion
U
خم سازی
retortion
U
کج سازی
pavements
U
کف سازی
pavement
U
کف سازی
truncation
U
بی سر سازی
gnomonics
U
فن شاخص سازی
municipalize
U
شهر سازی
mutualization
U
دو طرفه سازی
gaingiving
U
مشتبه سازی
forgery
U
صورت سازی
simulations
U
همانند سازی
forgery
U
سند سازی
mystification
U
گیج سازی
gold beating
U
زرورق سازی
optimization
U
بهینه سازی
nonlinear optimization
U
بهینه سازی
optimality
U
بهینه سازی
grillwork
U
شبکه سازی
stripping
U
برهنه سازی
scheme
U
سامان سازی
solution
U
چاره سازی
solutions
U
چاره سازی
immunization
U
ایمن سازی
fumigation
U
ضد عفونی سازی
forgeries
U
سند سازی
forgeries
U
صورت سازی
obscuration
U
تیره سازی
obliteration
U
پاک سازی
nidification
U
اشیانه سازی
nidificate
U
لانه سازی
networking
U
شبکه سازی
simulation
U
فاهر سازی
simulation
U
شبیه سازی
mythopoetic
U
اساطیر سازی
glycogenesis
U
گلیکوژن سازی
glasswork
U
شیشه سازی
notification
U
اگاه سازی
relocation
U
جابجا سازی
gemination
U
جفت سازی
nest building
U
لانه سازی
frame-up
U
پرونده سازی
simulation
U
همانند سازی
oblieration
U
پاک سازی
portrayals
U
مجسم سازی
implementation
U
پیاده سازی
roofing
U
سقف سازی
reduction
U
ساده سازی
reductions
U
ساده سازی
simulations
U
فاهر سازی
liquefaction
U
ابگونه سازی
portrayal
U
مجسم سازی
severance
U
جدا سازی
simulations
U
شبیه سازی
frame-ups
U
پرونده سازی
gelatination
U
دلمه سازی
popularization
U
محبوب سازی
punctation
U
نقطه سازی
puppydom
U
خود سازی
flatting
U
تنکه سازی
puppyhood
U
خود سازی
purification
U
خالص سازی
quadrature
U
مربع سازی
rarafaction
U
رقیق سازی
pulverization
U
پودر سازی
proportionment
U
متناسب سازی
precipitousness work
U
خلاصه سازی
prefabrication
U
پیش سازی
inversion
U
وارون سازی
weaponry
U
اسلحه سازی
preformation
U
پیش سازی
procurance
U
فراهم سازی
inversions
U
وارون سازی
rarafaction
U
لطیف سازی
re construction
U
دوباره سازی
rearrngement
U
پس وپیش سازی
rectification
U
دائم سازی
ordering
U
مرتب سازی
refrigerating technique
U
فن سرما سازی
unification
U
یکی سازی
decentralization
U
نامتمرکز سازی
restoration to life
U
زنده سازی
retardment
U
کند سازی
retrenchment
U
مستحکم سازی
statue
U
پیکر سازی
statues
U
پیکر سازی
simplification
U
ساده سازی
accommodation
U
برون سازی
simplifications
U
ساده سازی
accommodations
U
برون سازی
urbanization
U
شهری سازی
reviviscence
U
زنده سازی
netting
U
تور سازی
abbreviations
U
کوته سازی
abbreviation
U
کوته سازی
replacements
U
جانشین سازی
replacement
U
جانشین سازی
formularization
U
فرمول سازی
optometry
U
عینک سازی
extinction
U
خاموش سازی
separating
U
جدا سازی
mutilation
U
معیوب سازی
foundation materials
U
مصالح پی سازی
curtailment
U
کوتاه سازی
schemed
U
سامان سازی
optimize
U
بهینه سازی
schemes
U
سامان سازی
revelation
U
فاش سازی
revelations
U
فاش سازی
form work
U
کاذب سازی
ostosis
U
استخوان سازی
overconditioning
U
پرشرطی سازی
peneplanation
U
دشت سازی
perpetuation
U
جاودان سازی
foliation
U
برگ سازی
suffocation
U
خفه سازی
pilework foundation
U
پی سازی با شمع
pimpling
U
حباب سازی
plasticization
U
نرم سازی
pedogenesis
U
جلگه سازی
pattern making
U
مدل سازی
pattern making
U
نمونه سازی
forging signatures
U
امضا سازی
paling
U
نرده سازی
panel work
U
تنکه سازی
paneling
U
قاب سازی
panification
U
نان سازی
paralysation
U
فلج سازی
paralyzation
U
فلج سازی
vaporization
U
بخار سازی
enslavement
U
بنده سازی
intriguing
U
زمینه سازی
negation
U
خنثی سازی
inculcation
U
جایگیر سازی
evacuation
U
تهی سازی
strangling
U
خفه سازی
individualization
U
منفرد سازی
coaching
U
اماده سازی
individualization
U
فرد سازی
braziers
U
برنج سازی
inceration
U
موم سازی
immortalization
U
جاوید سازی
flooding
U
غرقه سازی
regionalism
U
منطقه سازی
shipbuilding
U
کشتی سازی
brazier
U
برنج سازی
impregnation
U
ابستن سازی
incavation
U
پوک سازی
refreshments
U
تازه سازی
refreshment
U
تازه سازی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com