English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
trapping U بدام اندازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
inveigles U بدام انداختن
inveigling U بدام انداختن
ensnarl U بدام انداختن
enticement U بدام انداختن
decoying U بدام انداختن
decoyed U بدام انداختن
decoy U بدام انداختن
entoil U بدام انداختن
entraps U بدام انداختن
decoys U بدام انداختن
inveigled U بدام انداختن
snare U بدام انداختن
entrapped U بدام انداختن
entrap U بدام انداختن
trap U بدام انداختن
ensnare U بدام انداختن
ensnared U بدام انداختن
ensnares U بدام انداختن
ensnaring U بدام انداختن
trepanation U بدام انداختن
inveigle U بدام انداختن
snares U بدام انداختن
entrapping U بدام انداختن
insnare U بدام انداختن
To go out of fashion (style). U بدام افتادم
meshes U : بدام انداختن
mesh U : بدام انداختن
snard U بدام انداختن
hook U بدام انداختن
hooks U بدام انداختن
meshing U : بدام انداختن
entices U تطمیع بدام کشیدن
enchants U بدام عشق انداختن
enchant U بدام عشق انداختن
psyche U بدام عشقش گرفتارشد
nett U اصلی بدام افکندن
nets U اصلی بدام افکندن
net U اصلی بدام افکندن
entice U تطمیع بدام کشیدن
enticed U تطمیع بدام کشیدن
lure U بوسیله تطمیع بدام انداختن
lures U بوسیله تطمیع بدام انداختن
lured U بوسیله تطمیع بدام انداختن
trammel U تعدیل کردن بدام افتادن
luring U بوسیله تطمیع بدام انداختن
nail U با میخ الصاق کردن بدام انداختن
nails U با میخ الصاق کردن بدام انداختن
nailed U با میخ الصاق کردن بدام انداختن
hauling U همه ماهیهایی که دریک وهله بدام کشیده میشوند
hauled U همه ماهیهایی که دریک وهله بدام کشیده میشوند
hauls U همه ماهیهایی که دریک وهله بدام کشیده میشوند
haul U همه ماهیهایی که دریک وهله بدام کشیده میشوند
fillings U اب اندازی
wrist wrestling U مچ اندازی
expectoration U تف اندازی
arm wrestling U مچ اندازی
diving U اب اندازی
filling U اب اندازی
exspuition U تف اندازی
triggering U راه اندازی
starting U راه اندازی
gunfire U تیر اندازی
shading U سایه اندازی
sputtering U بیرون اندازی
moulting U شاخ اندازی
trapping U در تله اندازی
moulting U پوست اندازی
contortion U ازشکل اندازی
inbreak U دست اندازی
lead work U شیشه اندازی
snash U دست اندازی
lead work U جام اندازی
leg pull U دست اندازی
molt U پوست اندازی
supersedure U تعویق اندازی
sortition U قرعه اندازی
sortition U پشک اندازی
glaziery U جام اندازی
extrajection U برون اندازی
contortions U ازشکل اندازی
actuation U بکار اندازی
basket dam U بندسله اندازی
bootstrap U خودراه اندازی
cannonade U توپ اندازی
cannonry U توپ اندازی
chrematistics U علم پس اندازی
dockage U حق بار اندازی
ecdysis U پوست اندازی
ejection U بیرون اندازی
start up U راه اندازی
gunshot U تیر اندازی
triggered U راه اندازی
trigger U راه اندازی
encroachments U دست اندازی
gunshots U تیر اندازی
firing U توپ اندازی
boot U راه اندازی
encroachment U دست اندازی
trap U در تله اندازی
launghing U براه اندازی
abortions U بچه اندازی
abortion بچه اندازی
triggers U راه اندازی
postponements U تاخیر اندازی
postponement U تاخیر اندازی
starting procese U فرایند راه اندازی
starting time U زمان راه اندازی
starting torque U کشتاور راه اندازی
soft start U راه اندازی نرم
operating handle U دستگیره راه اندازی
starting lever U اهرم راه اندازی
ectuating switch U سوئیچ راه اندازی
start up disk U دیسک راه اندازی
cockfight U جنگ اندازی خروس ها
start button U تکمه راه اندازی
tournament casting U مسابقه قلاب اندازی
skish U مسابقه قلاب اندازی
shadow ball U تمرین گوی اندازی
starting motor U موتور راه اندازی
starting current U جریان راه اندازی
self assertion U خودرا جلو اندازی
starting position U وضعیت راه اندازی
starting power U توانایی راه اندازی
releasing mechanism U مکانیسم راه اندازی
reboot U راه اندازی مجدد
starting power U قدرت راه اندازی
cockfights U جنگ اندازی خروس ها
driver U برنامه راه اندازی
gabion U سله اندازی گابیون
to set intrigues on foot U پشت سر هم اندازی کردن
encroach U دست اندازی کردن
boot U خود راه اندازی
attemptable U قابل دست اندازی
encroaches U دست اندازی کردن
boot record U رکورد راه اندازی
encroached U دست اندازی کردن
encroach U دست اندازی کردن
upcast U بالا اندازی تاه کش
drainage U خشک اندازی فاضلاب
igniter switch U کلید راه اندازی
resets U راه اندازی مجدد
casting U روش قلاب اندازی
cold boot U راه اندازی سرد
reset U راه اندازی مجدد
to lay a wager U دست اندازی کردن
drivers U برنامه راه اندازی
to load off U بار اندازی کردن
impinge U دست اندازی کردن
glazing U شیشه بری جام اندازی
cold starting U راه اندازی در حالت سرد
innate releasing mechanism U مکانیسم راه اندازی فطری
system reset U راه اندازی مجدد سیستم
surf cast U قلاب اندازی از ساحل در موج
master boot record U رکورد راه اندازی اصلی
starting winding U سیم پیچی راه اندازی
offhand position U حالت ایستاده در تیر اندازی
drayage U هزینه بارگیری وبار اندازی
device driver U برنامه راه اندازی دستگاه
cranking capacity of battery U فرفیت راه اندازی باتری
sagittary U سهمی وابسته به تیر اندازی
to bring a bout by intrigue U بدسیسه یا پشت هم اندازی فراهم کردن
pie alley U مسیر اسان برای گوی اندازی
instant start lamp U لامپ با راه اندازی در حالت سرد
grid current starting point U نقطه راه اندازی جریان شبکه
centrifugal starting switch U سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
navy yard U محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
hardware reset U باز راه اندازی سخت افزاری
outfoxing U در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfox U در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxes U در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxed U در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
skip U ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skips U ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
dartboards U صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
dartboard U صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
servomechanism U مکانیسم خودکار جهت راه اندازی ماشین ها
offense U توپ اندازی وتلاش برای انداختن میله
skipped U ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
surfcasting rod U چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
to take a pot shot [pot shots] at somebody [something] U به کسی [چیزی] مثل دیوانه ها تیر اندازی کردن
gun-loop U [دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
sysop U فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ
pyrography U نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
poker work U نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
air man U کشی که کارش بنحوی باپرواز تعمیر یا راه اندازی هواپیما مربوط میشود
practice plug U وسیله کوچک پلاستیکی یالاستیکی شبیه طعمه ولی بدون قلاب برای تمرین یامسابقه نخ اندازی
compressor bleed air U هوایی که از قسمت کمپرسورموتور توربینی برای جلوگیری از واماندگی و یابرای بکار اندازی بعضی متعلقات گرفته میشود
reset U سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
resets U سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
warm boot U فرایند فریب دادن کامپیوتر بااین تفکر که برق ان با وجودروشن بودن خاموش شده است راه اندازی گرم
seam bowler U توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
seamer U توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
To quibble and equivocate. U پشت هم اندازی کردن ( طفره رفتن ،دوپهلو صحبت کردن )
swing bowler U توپ اندازی که از پرتاب توپ با حرکات قوسی اش استفاده میکند
boot U اولین شیار دیسک راه اندازی روی فلاپی دیسک سازگار IBM
machines U کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machined U کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machine U کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
icos U System OutputControl/Input مجموعه استانداردی از روالهای ورودی و خروخی که برای راه اندازی و کنترل فرایندورودی و خروجی طراحی شده است
kilim [glim] U گلیم [زیر اندازی ساده از پشم گوسفند یا بز که پرز نداشته و پود نما است و رنگ آمیزی و نقشه آن با استفاده از پودهای رنگی تعیین می شود.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com