English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
plolinate U با گرده تلقیح کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
inoculated U تلقیح کردن
inoculates U تلقیح کردن
inoculate U تلقیح کردن
inoculating U تلقیح کردن
inseminates U افشاندن تلقیح کردن
inseminating U افشاندن تلقیح کردن
inseminate U افشاندن تلقیح کردن
inseminated U افشاندن تلقیح کردن
to i. the germs of a disease U میکربهای یک ناخوشی را به کسی تلقیح کردن
pollen U گرده افشانی کردن
pollinate U گرده افشانی کردن
pollinating U گرده افشانی کردن
pollinates U گرده افشانی کردن
pollinated U گرده افشانی کردن
cross pollinate U بطورمصنوعی گرده افشانی کردن لقاح
cross polinize U بطورمصنوعی گرده افشانی کردن لقاح
vaccination U تلقیح
inoculation U تلقیح
insemination U تلقیح
inoculations U تلقیح
inoculative U تلقیح کننده
inoculable U قابل تلقیح
inoculable U تلقیح پذیر
inoculator U تلقیح کننده
inseminator U تلقیح کننده
impregnated U پارچه تلقیح شده
vaccinate U برضد بیماری تلقیح شدن
vaccinating U برضد بیماری تلقیح شدن
vaccinates U برضد بیماری تلقیح شدن
vaccinated U برضد بیماری تلقیح شدن
autoinoculation U تلقیح کسی با مایه بدن خودش
impregnated U پارچه تلقیح شده بر علیه اثر موادشیمیایی
immune U مقاوم دربرابرمرض بر اثر تلقیح واکسن دارای مصونیت قانونی وپارلمانی
haunch U گرده
discs U گرده
kidneys U گرده
disc U گرده
kidney U گرده
haunches U گرده
feuilleton U گرده
hunkers U گرده
huckle U گرده
granule U گرده
loins U گرده
loin U گرده
coxa U گرده
disk U گرده
disks U گرده
camber U گرده
cambers U گرده
granules U گرده
pollen U گرده
nephrectomy U برش گرده
nephroptosis U گرده جنبنده
reg U گشن گرده
nephritis U اماس گرده
pollination U گرده افشانی
ridgewise U گرده ماهی
rolls U گرده نان
pollenation U گرده افشانی
disk platter U گرده سینی
floppy discs U گرده لرزان
diskette U گرده کوچک
disk pack U گرده بسته
floppy discs U گرده لغزان
coxarthritis U نقرس گرده
paranephric U نزدیک گرده
disk unit U واحد گرده
induction disk U گرده القائی
floppy disk U گرده لرزان
reg U گرده لقاح
floppy disk U گرده لغزان
floppy disks U گرده لرزان
floppy disks U گرده لغزان
nephroid U گرده مانند
round timber U گرده بینه
nephrotomy U گرده بری
nephritic U دچارناخوشی گرده
pollinizer U گرده افشان
disk drives U گرده چرخان
pouncing U گرده نقاش
disks U گرده قرص
platelet U گرده خون
dome U گرده ماهی
polliniferous U گرده افشان
magnetic disk U گرده مغناطیسی
pounce U گرده نقاش
pounced U گرده نقاش
pounces U گرده نقاش
cambers U گرده ماهی
camber U گرده ماهی
vaults U گرده ماهی
fish backed U گرده ماهی
vault U گرده ماهی
pollen U دانه گرده
disk U گرده قرص
nephrectomy U دراوردن گرده
domes U گرده ماهی
disk drives U گرده ران
ridge U گرده ماهی
color disk U گرده رنگها
nephralgia U درد گرده
convex U گرده ماهی
ridges U گرده ماهی
pollinator U گرده افشان
disk drive U گرده ران
ridged U گرده ماهی
disk drive U گرده چرخان
ridgeways U گرده ماهی
fixed head disk U گرده با نوک ثابت
pollenizer U درخت گرده افشان
paranephros U دژ پیه روی گرده
loculus U حفره کیسه گرده
puffballs U سماروق گرده افشان
pollinose U شبیه گرده گیاهی
puffball U سماروق گرده افشان
farinose U شبیه گرده گیاه
pollenizer U درخت نر گرده افشان
pollinium U توده ذرات گرده گل
disk controller U کنترل کننده گرده
palynology U مبحث گرده افشانی
palynology U گرده افشانی شناسی
gibbous U گرده ماهی گوژپشت
hip roof U پشت بام گرده ماهی
his kidnegs have gone w U گرده هایش درست کارنمیکنند
nephritic U درمان کننده ناخوشی گرده
hydrophilous U گرده افشانی کننده بوسیله اب
paranephritis U اماس غده روی گرده
NCR paper U کاغذ خاص تلقیح شده با مواد شیمیایی که به صورتهای مختلف استفاده میشود. پس از چاپ گرفتن این کاغذ با چاپگر impact
agamic U بی نیازی از جفت گیری بی نیازی از تلقیح
leaf fat U لایه پیه دور گرده خوک
interfruitful U قابل گرده افشانی یا لقاح با یکدیگر
self fruitful U تولید مثل بوسیله گرده خود
styloipodium U گرده بالای میوه گیاهان چتری
autogamy U لقاح وباروری بوسیله گرده خودگل
self pollination U گرده افشانی خود بخود گیاه
sori U خوشههای گرده گیاهی خوشه هاگی
cross pollination U گرده افشانی از گلی بگل دیگر
wind pollinated U گرده افشانی شده بوسیله باد
autogamous U مربوط به لقاح یا باروری گل بوسیله گرده خودش
integrated U ای که حاوی گرده وسایل جانبی است که با هم سیستم کامپیوتری را تشکیل می دهند
stenciled U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
log U گرد بینه گرده بینه
logs U گرد بینه گرده بینه
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
soft-pedalled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
crossest U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crosser U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
correcting U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
exploits U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
corrects U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com