English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
prisoners base U بازی گرگم بهوا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
prisoners bars U بازی گرگم به هوا
tag U گرگم بهوابازی کردن
tags U گرگم بهوابازی کردن
neglectful U سر بهوا
wantoner U سر بهوا
wafted U بهوا راندن بحرکت در اوردن
wafting U بهوا راندن بحرکت در اوردن
wafts U بهوا راندن بحرکت در اوردن
jump spin U چرخش با اغاز پرش بهوا
waft U بهوا راندن بحرکت در اوردن
skyrocketed U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrocketing U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrockets U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
To be transported with joy . To be over joyed . To throw up ones cap. U کلاه خود را بهوا ( به آسمان ) انداختن
skyrocket U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
adagio رقص دو نفری که زن روی پنجهء پا میرقصد و بکمک مرد آهسته بهوا میپرد
shinny U بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade U بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame U مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
cutthroat U بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
misplay U بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
gamesmanship U مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
game U وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
to make a trick U با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
shinney U بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
dib U ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
fire fight U ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
kiss in the ring U بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
inning U گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
harlepuinade U نمایش لال بازی ودلقک بازی
charlatanic U امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
crampet game U بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
Bureaucracy . Red tape . U کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
batting order U ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
round robin (tournament or contest) <idiom> U بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point U در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the score U افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game U افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
plain dealing U بازی
slackness U بازی
patulousness U بازی
fun U بازی
game U بازی
watermanship U اب بازی
plays U بازی
solitaire U تک بازی
solitaires U تک بازی
falconine U بازی
partie U بازی
playing U بازی
dibasic U دو بازی
basics U بازی
sportiveŠetc U بازی کن
basic U بازی
home U بازی
homes U بازی
gaming U بازی
played U بازی
openness U بازی
action U بازی
actions U بازی
play U بازی
clearance U بازی
grey hound U سگ بازی
hopscotch U بازی لی لی
ingenuousness U راست بازی
knuckle bone U قاب بازی
pederasty U بچه بازی
hocus pocus U ورودحقه بازی
playthings U اسباب بازی
hopscotch U بازی اکرودوکر
passive play U بازی غیرفعال
indirection U دغل بازی
let us play U بازی کنیم
plaything U اسباب بازی
papistry U پاپ بازی
tricked U شعبده بازی
fences U شمشیر بازی
fence U شمشیر بازی
lusory U بازی کن خنده کن
malversation U دغل بازی
middle game U وسط بازی
footballer U فوتبال بازی کن
misplay U بازی اشتباه
mountebankery U زبان بازی
mountebankery U چاچول بازی
jugglery U شعبده بازی
off hand game U بازی غیررسمی
off hand game U بازی جنبی
on side U پایان بازی
job stick U دسته بازی
open heartedness U راست بازی
footballers U فوتبال بازی کن
inning U یک دوره بازی
legerdemain U حقه بازی
badminton U بازی بدمینتون
ropery U طناب بازی
rope dancing U ریسمان بازی
rope dancing U بند بازی
paraphrase U بازی با الفاظ
paraphrased U بازی با الفاظ
paraphrases U بازی با الفاظ
paraphrasing U بازی با الفاظ
rooker U یکجورکفش یخ بازی
red tapery U قرطاس بازی
radial play U بازی شعاعی
radial play U بازی عرضی
quiot U لیس بازی
sheep's eyes U نظر بازی
shell game U گردو بازی
miscast U بد بازی کردن
team game U بازی گروهی
taw U مهره بازی
swordsmanship U شمشیر بازی
surf riding U موج بازی
stoppage of the game U توقف بازی
toy U اسباب بازی
toy U بازی کردن
toys U اسباب بازی
toys U بازی کردن
stock jobbing U سفته بازی
stock jobbery U سفته بازی
sodomyh U بچه بازی
quackery U حقه بازی
pyrotechny U فن اتش بازی
playing the man U بازی با حریف
playing the board U بازی فی نفسه
playing the board U بازی بر صفحه
playing court U زمین بازی
playact U رل بازی کردن
play therapy U بازی درمانی
play away U به بازی گذراندن
twiddle U بازی کردن
twiddled U بازی کردن
twiddles U بازی کردن
pedophilia U بچه بازی
twiddling U بازی کردن
playing the man U بازی روانی
playing time U مدت بازی
popery U پاپ بازی
rink U یخ بازی کردن
rinks U میدان یخ بازی
rinks U یخ بازی کردن
pyrotechnic display U اتش بازی
football U بازی فوتبال
puppetry U عروسک بازی
footballs U بازی فوتبال
puppetry U خیمه شب بازی
puppet show U خیمه شب بازی
pugilism U بوکس بازی
rink U میدان یخ بازی
priestcraft U کشیش بازی
pederasty or pae U بچه بازی
hustle U بازی هشیارانه
skiing U اسکی بازی
dangerous play U بازی خطرناک
cunningly U به حیله بازی
skate U بازی تهاجمی
crampet game U بازی شطرنج
skated U بازی تهاجمی
skates U بازی تهاجمی
conjury U شعبده بازی
video game U بازی دیدنی
video games U بازی دیدنی
sharp practice U حقه بازی
computer game U بازی کامپیوتری
cock fighting U خروس بازی
acrobacy U بند بازی
stanzas U بخشی از بازی
stanza U بخشی از بازی
hustled U بازی هشیارانه
hustles U بازی هشیارانه
hustling U بازی هشیارانه
cage U بازی بسکتبال
cages U بازی بسکتبال
rugby U بازی رگبی
double dealing U حقه بازی
doll play U عروسک بازی
factionalism U فرقه بازی
dib U تیله بازی
dib U قاپ بازی
power game U بازی قدرتی
power games U بازی قدرتی
closed game U بازی بسته
chuck farthing U بازی شیریاخط
bosh U حقه بازی
bonefire U اتش بازی
billiard U بازی بیلیارد
basket ball U یکجورتوپ بازی
basification U بازی شدن
basicity U قدرت بازی
basic salt U نمک بازی
basic dye U رنگینه بازی
basketball U بازی بسکتبال
agiotage U سفته بازی
achate U مهرهء بازی
actuble U بازی کردن
active sodomy U بچه بازی
box score U حساب بازی
winners U برنده بازی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com