Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
hard game
U
بازی دشوار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
money player
U
ارائه کننده بهترین بازی درموقعیتهای دشوار
Other Matches
shinny
U
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
spinose
U
دشوار
nerve racking
U
دشوار
mind-blowing
U
دشوار
rock bound
U
دشوار
mind-boggling
U
دشوار
operous
U
دشوار
strait
U
دشوار
straits
U
دشوار
nerve-racking
U
دشوار
hardest
U
دشوار
inexplicable
U
دشوار
trickly
U
دشوار
roughest
U
دشوار
hard
U
دشوار
harder
U
دشوار
difficult
U
دشوار
operose
U
دشوار
inexplicit
U
دشوار
intolerable
U
دشوار
arduous
U
دشوار
toughest
U
دشوار
metaphisical
U
دشوار
spiny
U
دشوار
tougher
U
دشوار
nerve wrack
U
دشوار
deep
<adj.>
U
دشوار
rough
U
دشوار
tough
U
دشوار
clutching
U
وضع دشوار
clutches
U
وضع دشوار
poseurs
U
پرسش دشوار
poser
U
پرسش دشوار
clutched
U
وضع دشوار
sores
U
سخت دشوار
sore
U
سخت دشوار
laborious
U
دشوار پرزحمت
escapades
U
فراراززندگی دشوار
escapade
U
فراراززندگی دشوار
dilemmas
U
وضع دشوار
tour de force
U
کار دشوار
clutch
U
وضع دشوار
formidable
U
دشوار نیرومند
sticky
U
دشوار سخت
slippery
U
دشوار لغزان
posers
U
پرسش دشوار
dilemma
U
وضع دشوار
knotted
U
سفت دشوار
crux
U
مسئله دشوار
herculean
U
بسیار دشوار
insuperability
U
دشوار گیری
poseur
U
پرسش دشوار
hot potato
U
کار دشوار و ناخوشایند
hot potatoes
U
کار دشوار و ناخوشایند
uphill
U
جاده سربالا دشوار
pickles
U
خیارترشی وضعیت دشوار
glossary
U
فرهنگ لغات دشوار
glossaries
U
فرهنگ لغات دشوار
jaw breaking
U
دشوار برای تلفظ
to be in a pickle
<idiom>
U
در وضعیتی دشوار بودن
pickle
U
خیارترشی وضعیت دشوار
impasse
U
وضع بغرنج و دشوار
succussatory
U
دارای حرکت دشوار
onerous
U
دشوار طاقت فرسا
harlequinade
U
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame
U
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
gamesmanship
U
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
cutthroat
U
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
misplay
U
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
However difficult the circumstances
[are]
, ...
U
هر قدر هم که شرایط دشوار هستند، ...
hydra
U
چیزی که برانداختن ان دشوار است
insupportable
U
دشوار غیر قابل مقاومت
game
U
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring
U
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
fire fight
U
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
dib
U
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
shinney
U
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
to make a trick
U
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
tongue-twister
U
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue-twisters
U
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue twister
U
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
inning
U
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
overparted
U
دارای سهم زیاد یا دشوار سنگین بار
charlatanic
U
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade
U
نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game
U
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
Bureaucracy . Red tape .
U
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
glossarist
U
کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
batting order
U
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
round robin (tournament or contest)
<idiom>
U
بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point
U
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the score
U
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game
U
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
cream-colored wool
U
پشم شکری
[این نوع پشم مخلوطی از پشم سفید درجه یک با پشم های رنگی نیز بوده و جداسازی آن یا غیرممکن و یا دشوار می باشد. این اصطلاح به پشم زرد رنگ نیز اطلاق می شود.]
patulousness
U
بازی
playing
U
بازی
clearance
U
بازی
solitaires
U
تک بازی
homes
U
بازی
sportiveŠetc
U
بازی کن
partie
U
بازی
gaming
U
بازی
dibasic
U
دو بازی
solitaire
U
تک بازی
basic
U
بازی
openness
U
بازی
watermanship
U
اب بازی
basics
U
بازی
played
U
بازی
falconine
U
بازی
hopscotch
U
بازی لی لی
plain dealing
U
بازی
grey hound
U
سگ بازی
game
U
بازی
play
U
بازی
slackness
U
بازی
action
U
بازی
actions
U
بازی
fun
U
بازی
home
U
بازی
plays
U
بازی
rooker
U
یکجورکفش یخ بازی
radial play
U
بازی عرضی
radial play
U
بازی شعاعی
playing the man
U
بازی با حریف
playing the man
U
بازی روانی
front
U
بازی در سانتر
taw
U
مهره بازی
red tapery
U
قرطاس بازی
playing the board
U
بازی فی نفسه
quiot
U
لیس بازی
quackery
U
حقه بازی
pyrotechny
U
فن اتش بازی
twiddled
U
بازی کردن
pugilism
U
بوکس بازی
cage
U
بازی بسکتبال
twiddles
U
بازی کردن
cages
U
بازی بسکتبال
gamesomeness
U
بازی گوشی
priestcraft
U
کشیش بازی
twiddling
U
بازی کردن
popery
U
پاپ بازی
puppet show
U
خیمه شب بازی
puppetry
U
عروسک بازی
pyrotechnic display
U
اتش بازی
rugby
U
بازی رگبی
puppetry
U
خیمه شب بازی
playing time
U
مدت بازی
twiddle
U
بازی کردن
fitting clearance
U
بازی مناسب
four handed game
U
بازی چهارنفره
basic salt
U
نمک بازی
stoppage of the game
U
توقف بازی
miscast
U
بد بازی کردن
stock jobbing
U
سفته بازی
stock jobbery
U
سفته بازی
free handedness
U
دست بازی
skiing
U
اسکی بازی
sodomyh
U
بچه بازی
surf riding
U
موج بازی
fornication
U
جنده بازی
swordsmanship
U
شمشیر بازی
the social evil
U
جنده بازی
the game is up
U
بازی باخت
toy
U
اسباب بازی
toy
U
بازی کردن
toys
U
اسباب بازی
toys
U
بازی کردن
the game is up
U
بازی تمام شد
the fancy
U
مشت بازی
skate
U
بازی تهاجمی
team game
U
بازی گروهی
flimflam
U
حقه بازی
stanzas
U
بخشی از بازی
stanza
U
بخشی از بازی
rinks
U
میدان یخ بازی
rinks
U
یخ بازی کردن
fronting
U
بازی در سانتر
shell game
U
گردو بازی
football
U
بازی فوتبال
sheep's eyes
U
نظر بازی
footballs
U
بازی فوتبال
game theory
U
نظریه بازی
game theory
U
تئوری بازی
ropery
U
طناب بازی
rope dancing
U
ریسمان بازی
rink
U
یخ بازی کردن
rink
U
میدان یخ بازی
factionalism
U
فرقه بازی
power games
U
بازی قدرتی
power game
U
بازی قدرتی
paraphrase
U
بازی با الفاظ
paraphrased
U
بازی با الفاظ
paraphrasing
U
بازی با الفاظ
free play
U
بازی ازاد
game ball
U
توپ بازی
game cycle
U
دوره بازی
game of chance
U
بازی قمار
dart
U
بازی دارت
game plan
U
استراتژی بازی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com