English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
restrict U بازداشت طبقه بندی مدارک
restricting U بازداشت طبقه بندی مدارک
restricts U بازداشت طبقه بندی مدارک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
defense classification U طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
classified material U مدارک طبقه بندی شده
access to classified material U دسترسی به مدارک طبقه بندی شده
accountable cryptomaterial U مدارک و وسایل طبقه بندی شده
reserve on board U مدارک و اییننامههای طبقه بندی شده ناو
downgraded U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
security classification U طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification U از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
black designation U علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
army class manager activity U سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classifications U طبقه بندی کردن طبقه بندی
classification U طبقه بندی کردن طبقه بندی
evaluation rating U درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
black concept U علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
carpet classification U طبقه بندی [درجه بندی] فرش
rating U طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings U طبقه بندی کردن درجه بندی
classification U طبقه بندی رده بندی
classifications U طبقه بندی رده بندی
cost records U مدارک قیمت تمام شده مدارک تعیین ارزش
regrade U تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
classifications U طبقه بندی
bracket U طبقه بندی
grading U طبقه بندی
assortment U طبقه بندی
assortments U طبقه بندی
systemization U طبقه بندی
sorting U طبقه بندی
stratification U طبقه بندی
classification U طبقه بندی
typification U طبقه بندی
division U طبقه بندی
low grade U کم طبقه بندی
divisions U طبقه بندی
denominations U طبقه بندی
taxonomy U طبقه بندی
denomination U طبقه بندی
taxonomies U طبقه بندی
vendor rating U طبقه بندی فروشندگان
accounting classification U طبقه بندی حساب
classification of soil U طبقه بندی خاک
classification of aggregate U طبقه بندی خاکدانه ها
classification chart U نمودار طبقه بندی
aggroup U طبقه بندی کردن
zootaxy U طبقه بندی جانوران
classifiable U قابل طبقه بندی
graduates U طبقه بندی کردن
classifying U طبقه بندی کردن
budget classification U طبقه بندی بودجه
systemize U طبقه بندی کردن
rug classification U طبقه بندی فرش
classification U طبقه بندی پیام
harmonic division U طبقه بندی متناسب
harmonic proportion U طبقه بندی متناسب
taxonomist U متخصص طبقه بندی
computer classifications U طبقه بندی کامپیوتر
layer U طبقه بندی کردن
classified U طبقه بندی شده
layers U طبقه بندی کردن
graduating U طبقه بندی کردن
classificatory U مربوط به طبقه بندی
route classification U طبقه بندی جاده ها
pigeonhole U طبقه بندی کردن
nosology U طبقه بندی بیماریها
classifies U طبقه بندی کردن
market grades and grading U طبقه بندی بازار
categorizing U طبقه بندی کردن
map classification U طبقه بندی نقشه ها
categorizes U طبقه بندی کردن
service rating U طبقه بندی پرسنلی
categorized U طبقه بندی کردن
to categorize U طبقه بندی کردن
classify U طبقه بندی کردن
categorize U طبقه بندی کردن
categorising U طبقه بندی کردن
unclassified U طبقه بندی نشده
unclassified U بدون طبقه بندی
industrial classifications U طبقه بندی صنعتی
suborder U طبقه بندی فرعی
standardization U همگونی طبقه بندی
speed rate increment U طبقه بندی سرعت
soil class U طبقه بندی خاک
job classification U طبقه بندی شغل
job classification U طبقه بندی شغلی
secrets U طبقه بندی سری
graduate U طبقه بندی کردن
secret U طبقه بندی سری
categorises U طبقه بندی کردن
categorised U طبقه بندی کردن
nondescript U غیرقابل طبقه بندی
classifications U طبقه بندی پیام
glossography U طبقه بندی و شرح زبانها
intergrade U طبقه بندی داخلی کردن
coinage U طبقه بندی بهای مسکوک
classified items U اقلام طبقه بندی شده
brussels nomenclature U طبقه بندی تعرفه برکسل
classes U طبقه بندی کردن رده
class U طبقه بندی کردن رده
classified items U اماد طبقه بندی شده
classified advertisement آگهی طبقه بندی شده
classing U طبقه بندی کردن رده
classed U طبقه بندی کردن رده
restricted data U اطلاعات طبقه بندی شده
integrade U [طبقه بندی داخلی کردن]
topsecret U طبقه بندی به کلی سری
labels U برچسب زدن طبقه بندی کردن
labelled U برچسب زدن طبقه بندی کردن
taxon U واحد طبقه بندی گیاهی یاجانوری
label U برچسب زدن طبقه بندی کردن
systematist U متخصص فائده سازی و طبقه بندی
classification yard line U سایدینگ راه اهن طبقه بندی خط
international classification of U طبقه بندی بین المللی بیماریها
agct U ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
labeling U برچسب زدن طبقه بندی کردن
army genetal classification test U ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
assort U طبقه بندی کردن مناسب بودن
grade U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
stapling U فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
stapled U فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
staple U فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
grain size classification U طبقه بندی خاک از نظر اندازه ذرات
age grouping U طبقه بندی اقلام بر حسب عمرقانونی انها
marshalling yard U محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
unified soil classification system (uscs U نوعی طبقه بندی خاک که به 51 قسمت تقسیم شده است
unit citation U جشن طبقه بندی یکانها از نظر عملیات یاامادگی رزمی
phytography U طبقه بندی گیاهان روی زمین گیاه شناسی توضیحی وتشریحی
concurrently U مراجعه کنید به چهار طبقه بندی پردازندههای MIMD , MISD , SIMD , SISD ,
indexes U لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexed U لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
index U لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
abc analysis U طبقه بندی مخصوص کالاهای موجود درانبار که معمولابراساس قیمت موجودی هریک از اقلام تنظیم میگردد
group U طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
groups U طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
proficiency rating U طبقه بندی بر حسب پایه مهارت یا مهارت شغلی
faulted U یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faults U یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
fault U یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
type U ماشین کردن طبقه بندی کردن
grades U طبقه بندی کردن کلاسه کردن
grade U طبقه بندی کردن کلاسه کردن
sorted U دسته کردن طبقه بندی کردن
sorts U دسته کردن طبقه بندی کردن
break down U تجزیه کردن طبقه بندی کردن
types U ماشین کردن طبقه بندی کردن
resorts U جدا کردن طبقه بندی کردن
typed U ماشین کردن طبقه بندی کردن
resorted U جدا کردن طبقه بندی کردن
resort U جدا کردن طبقه بندی کردن
sort U دسته کردن طبقه بندی کردن
entresol U طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
standardised U بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardize U بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardizes U بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardizing U بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardising U بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardises U بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
lower classes U طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
intermediate U آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
lower class U طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
red concept U جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
reference U مدارک
resources U مدارک
references U مدارک
application papers U مدارک درخواستنامه
application credentials U مدارک درخواستنامه
record management U مدیریت مدارک
privileged communication U مدارک محرمانه
record count U شمار مدارک
application documents U مدارک درخواستنامه
training publication U مدارک اموزشی
to form into groups U دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
record gap U شکاف بین مدارک
office of records U بایگانی یا دفتراسناد و مدارک
lost documents U اسناد و مدارک گم شده
undocumented U فاقد مدارک قانونی
interrecord gap U شکاف بین مدارک
internal evidence U مدارک یاگواه درونی
cumulative evidence U قرائن یا مدارک اضافی
record blocking U کنده یی کردن مدارک
documentation U ارائه اسناد یا مدارک
documentation U مدرک یا مدارک اسناد
administrative crypto account U نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
document comparison utility U برنامه کمکی مقایسه مدارک
medical records U پرونده پزشکی مدارک بهداشتی
limited access U دراری محدودیت مدارک محدود
indirect evidence U مدارک و ادله غیر مستقیم
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor. U ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
Here are my car registration papers. بفرمائید این مدارک مالکیت اتومبیل من است.
internal evidence U مدارک یا گواهی که از درون چیزی بدست میاید
disposal U انهدام اسناد و مدارک یا وسایل مصرف واگذار کردن
pull back U بازداشت
apprehension U بازداشت
arrested U بازداشت
arrests U بازداشت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com