English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
grid U بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
grids U بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
staffs U با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
staff U با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
staffed U با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
well founded U کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
well found U کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
mixers U انداختن میلههای بولینگ با میلههای دیگر
mixer U انداختن میلههای بولینگ با میلههای دیگر
tool U مجهز کردن
equips U مجهز کردن
equipping U مجهز کردن
habilitate U مجهز کردن
busk U مجهز کردن
busked U مجهز کردن
busking U مجهز کردن
equip U مجهز کردن
imps U مجهز کردن
busks U مجهز کردن
imp U مجهز کردن
reflecterize U مجهز به بازتابنده کردن
reflectorize U مجهز به بازتابنده کردن
grate U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grates U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
mash U خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mashing U خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mashes U خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mashed U خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
preparing U مهیا ساختن مجهز کردن
prepare U مهیا ساختن مجهز کردن
mast U دیرک بادکل مجهز کردن
masts U دیرک بادکل مجهز کردن
prepares U مهیا ساختن مجهز کردن
to provide oneself U خودرا اماده یا مجهز کردن
christmass tree U ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 7 و 01 را برای راست دست و میلههای 2 و7 و 01 را برای چپ دست باقی می گذارد
furnishes U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnish U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishing U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
pleach U درهم پیچیدن درهم گیر افتادن
intertwines U درهم بافتن درهم بافته شدن
intertwining U درهم بافتن درهم بافته شدن
intertwine U درهم بافتن درهم بافته شدن
intertwined U درهم بافتن درهم بافته شدن
furnishes U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnish U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
buckets U جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
bucket U جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
mechanises U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizing U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizes U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanised U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanising U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
dight U اماده کردن مجهز کردن
clutters U درهم ریختگی درهم وبرهمی
cluttered U درهم ریختگی درهم وبرهمی
clutter U درهم ریختگی درهم وبرهمی
mixes U درهم کردن
hash U درهم کردن
mix U درهم کردن
consolidation U درهم امیختن تحکیم کردن یکجا کردن یکپارچه
disorganised U درهم وبرهم کردن
disorganizing U درهم وبرهم کردن
muddle U درهم وبرهم کردن
muddled U درهم وبرهم کردن
to make hay of U درهم برهم کردن
disorganises U درهم وبرهم کردن
muddling U درهم وبرهم کردن
disorganising U درهم وبرهم کردن
disorganize U درهم وبرهم کردن
tangle U درهم وبرهم کردن
muddles U درهم وبرهم کردن
disorganizes U درهم وبرهم کردن
discombobulate U درهم و برهم کردن
inweave U درهم متقاطع کردن
intertwist U درهم کشبک کردن
tangles U درهم وبرهم کردن
engage U مجذوب کردن درهم انداختن
huddled U مخفی کردن درهم ریختگی
huddling U مخفی کردن درهم ریختگی
huddles U مخفی کردن درهم ریختگی
huddle U مخفی کردن درهم ریختگی
engages U مجذوب کردن درهم انداختن
fazes U درهم ریختن پریشان کردن
faze U درهم ریختن پریشان کردن
fazed U درهم ریختن پریشان کردن
fazing U درهم ریختن پریشان کردن
snafu U اشفته بودن درهم وبرهم کردن
tangle U درهم گیر انداختن گوریده کردن
muss U درهم وبرهم یاکثیف کردن تلاش
tangles U درهم گیر انداختن گوریده کردن
equipped U مجهز
barbed U مجهز
in full fig U مجهز
accoutered U مجهز
accoutred U مجهز
armed U مجهز
acoutre U مجهز
barded U مجهز
weaponed U مجهز
full sail U تبار مجهز
panoplied U مجهز و اراسته
supportive U مجهز کننده
jet-propelled U مجهز به موتور جت
jet propelled U مجهز به موتور جت
fusion welding U اتصال دولبه فلزی به یکدیگرکه با ذوب کردن مستقیم انهاصورت میگیرد و دو فلز درهم نفوذ میکنند
on a war footing U مجهز واماده جنگ
bugged U مجهز به میکروفن مخفی
turboprop jet engine U موتور جت مجهز به موتورتوربین
weaponed U مجهز به جنگ افزار
under arms U مجهز باسلحه سبک و انفرادی
tower wagon U اتومبیل مجهز به جرثقیل یانردبان
fuse cut out switch U کلید قطع مجهز به فیوز
recoil operated U مجهز به دستگاه عقب نشینی
augmented turbofan U توربوفن مجهز به سیستم پس سوز
squad car U اتومبیل پلیس مجهز به فرستنده
squad cars U اتومبیل پلیس مجهز به فرستنده
four horsemen U جا گذاشتن میلههای 1 و 2 و4 و 7 یا 1 و 3 و 6 و 01
seal bars U میلههای اب بندی
connections U میلههای رابط
rods of corti U میلههای کورتی
net posts U میلههای تور
grate U میلههای اهنی
leaving U میلههای جامانده
grated U میلههای اهنی
leave U میلههای جامانده
grates U میلههای اهنی
picket fence U جاگذاشتن میلههای 1 و 2 و4 و 7 یا 1 و 3 و 6 و 01
split U میلههای باقیمانده
maples U میلههای بولینگ
parallel bars U میلههای پارالل
combined circuit U مین مجهز به مدار عامل مرکب
dieselize U با موتور دیزل مجهز شدن یاکردن
grated U پنجره میلههای اهخنی
stanchion U میلههای عمودی ناو
cross barred U دارای میلههای عرضی
bacillary U بشکل میلههای کوچک
bacillar U بشکل میلههای کوچک
grates U پنجره میلههای اهخنی
driving bit U هویزه میلههای اسب
seat bars U میلههای تکیه گاه
grate U پنجره میلههای اهخنی
hand U میلههای تسخیرشده حریف در پایان
ends U میلههای تحت دفاع بازیگرمعین
pin deck U قسمت زیر میلههای بولینگ
ended U میلههای تحت دفاع بازیگرمعین
end U میلههای تحت دفاع بازیگرمعین
handing U میلههای تسخیرشده حریف در پایان
setup U وضع قرارگرفتن میلههای بولینگ
gridiron U خطوط یا میلههای فلزی مشبک
wicketkeeper U توپگیر مدافع میلههای کریکت
spiller U انداختن تمام میلههای بولینگ با
hig low jack U ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را جا می گذارد
tear down U پاره پاره ومتلاشی کردن درهم دریدن
bedpost U ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را بجا می گذارد
square out U ضربه از خارج محدوده میلههای کریکت
sour apple U ضربهای که میلههای 5 و01 را باقی میگذارد
big four U ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
double pinochle U ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
golden gate U پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
studs U زائدهائی که در میلههای گرد بکار میرود
dead wood U میلههای افتاده بولینگ که درجا می ماند
pocket split U باقی ماندن میلههای 5 و 7یا 5 و 9 بولینگ
half worcester U ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 9 یا 2 و 8 را جامی گذارد
convert U انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
converted U انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
converting U انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
throw out U سوزاندن توپزن با ضربه به میلههای کریکت
converts U انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
compound helicopter U هلی کوپتری که مجهز به سیستم جلو برنده کمکی است
blows U ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
foundation U انداختن تمام میلههای بولینگ در دور نهم
blow U ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
take guard U وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
fills U تعداد میلههای افتاده بولینگ با گوی دوم
pick a cherry U ناتوانی در انداختن تمام میلههای اسان بولینگ
pumpkin U پرتابی که تعداد کمی از میلههای بولینگ را می اندازد
pinsetter U وسیله گذاشتن میلههای بولینگ بجای خود
pinspotter U وسیله گذاشتن میلههای بولینگ بجای خود
pumpkins U پرتابی که تعداد کمی از میلههای بولینگ را می اندازد
baby split U وضعی که میلههای 2 و 7 یا3 و 01 بولینگ باقی می ماند
fill U تعداد میلههای افتاده بولینگ با گوی دوم
titans U نوعی موشک دو طبقه قاره پیمای بالیستیکی مجهز به کلاهک اتمی
bench check U کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
titan U نوعی موشک دو طبقه قاره پیمای بالیستیکی مجهز به کلاهک اتمی
pits U منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
pit U منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
worcester U باقی گذاشتن تمام میله هابجز میلههای 1 و 5 بولینگ
wood U چوب گلف با دسته دراز و سرچوبی میلههای بولینگ
pinfall U تعداد میلههای افتاده با یک گوی بولینگ ضربه فنی کشتی
lanternpinion U چرخ کوچکی که میلههای عمودی داردو مانند است به فانوس
count U حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
sash U قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
chopsticks U میلههای عاج یا چوبی که چینی ها برای خوردن برنج از ان استفاده میکنند
columnar U گرافی که مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی نمایش داده می شوند
sashes U قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
counting U حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counted U تداد میلههای افتاده با گوی اول بولینگ بعد ازکسب استرایک
counting U تداد میلههای افتاده با گوی اول بولینگ بعد ازکسب استرایک
counts U حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com