English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
it is in good keep U انراخوب نگاه میدارند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
jew's harp U سازی که با دندان نگاه میدارند و باانگشت میزنند
pull-backs U چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
pull back U چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
pull-back U چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
gloating U نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats U نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated U نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat U نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
keek U باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
look at me U بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
glances U نگاه نگاه مختصر
glanced U نگاه نگاه مختصر
glance U نگاه نگاه مختصر
looks U نگاه
ganders U : نگاه
leered U نگاه کج
leers U نگاه چپ
leer U نگاه چپ
look U نگاه
by sight U از نگاه
gander U : نگاه
i say U نگاه کن
gloatingly U با نگاه
glimpse U نگاه کم
glimpsed U نگاه کم
glimpses U نگاه کم
look here U نگاه کن
glimpsing U نگاه کم
observantion U نگاه
leers U نگاه کج
regard U نگاه
view U نگاه
regarded U نگاه
leered U نگاه چپ
slant U نگاه کج
regards U نگاه
slanted U نگاه کج
slants U نگاه کج
leer U نگاه کج
leering U نگاه کج
leering U نگاه چپ
looked U نگاه
leontief table U نگاه کنید به :
keek U نگاه دزدانه
looker U نگاه کننده
retains U نگاه داشتن
sheep's eyes U نگاه عاشقانه
retaining U نگاه داشتن
retained U نگاه داشتن
to hang up U نگاه داشتن
to give support to U نگاه داشتن
stares U رک نگاه کردن
shim U نظر یک نگاه
sheep's eye U نگاه دزدکی
stared U رک نگاه کردن
sheep's eye U نگاه عاشقانه
retrospection U نگاه به قهقرا
to catch a glimpse of U نگاه مختصرکردن
to dwell on U نگاه کردن
stare U رک نگاه کردن
pryingly U با نگاه دقیق
preservatize U نگاه داشتن
peeper U نگاه کننده
parthian glance U اخرین نگاه
oeillade U نگاه عاشقانه
to keep any one waiting U نگاه داشتن
squinny U کج کج نگاه کردن
an intent look U یک نگاه مشتاقانه
leered U نگاه کج کردن
leering U نگاه دزدکی
leering U نگاه کج کردن
leers U نگاه دزدکی
leers U نگاه کج کردن
tenable U نگاه داشتنی
gaze U نگاه خیره
leered U نگاه دزدکی
leer U نگاه کج کردن
holders U نگاه دارنده
holder U نگاه دارنده
upholders U نگاه دارنده
upholder U نگاه دارنده
kept U نگاه داشته
voyeurs U نگاه کننده
voyeur U نگاه کننده
leer U نگاه دزدکی
gazing U نگاه خیره
gazes U نگاه خیره
glimpses U نگاه سریع
glimpses U نگاه انی
glimpsed U نگاه سریع
glimpsed U نگاه انی
glimpse U نگاه سریع
glimpse U نگاه انی
gloatingly U با نگاه خیره
i say U نگاه کنید
glimpsing U نگاه انی
glimpsing U نگاه سریع
glaringly U با نگاه خیره
retrospect U نگاه به گذشته
an am or ous glance U یک نگاه عاشقانه
an upward glance U نگاه سربالا
at a glance U بیک نگاه
at first sight U بیک نگاه
gape seed U نگاه خیره
gapeseed U نگاه خیره
gazed U نگاه خیره
vide infara U را نگاه کنید
come-on U نگاه دعوتآمیز
come-ons U نگاه دعوتآمیز
Peeping Tom U نگاه دزد
Peeping Toms U نگاه دزد
stayed U نگاه داشتن
peeking U نگاه دزدانه
tackling U نگاه داشتن
tackles U نگاه داشتن
tackled U نگاه داشتن
peeked U نگاه دزدانه
tackle U نگاه داشتن
to set eyes on U نگاه کردن
peeks U نگاه دزدانه
stay U نگاه داشتن
eying U نگاه کردن
eyes U نگاه کردن
eyeing U نگاه کردن
eye U نگاه کردن
to stop [doing something] U نگاه داشتن
hold U نگاه داشتن
holds U نگاه داشتن
sees U نگاه کردن
see U نگاه کردن
squint U چپ نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look. U چپ چپ نگاه کردن
squinted U چپ نگاه کردن
dirty look <idiom> U چپ چپ نگاه کردن
squints U چپ نگاه کردن
peek U نگاه دزدانه
refrain U نگاه داشتن
to watch U نگاه کردن
to lay fast U نگاه داشتن
refrains U نگاه داشتن
refraining U نگاه داشتن
stops U نگاه داشتن
stopping U نگاه داشتن
retain U نگاه داشتن
keeps U نگاه داشتن
keep U نگاه داشتن
to keep in U نگاه داشتن
stop U نگاه داشتن
stopped U نگاه داشتن
refrained U نگاه داشتن
retrospective view [on] U نگاه به گذشته
retrospectively U با نگاه بگذشته
steely look U نگاه با اراده
regards U نگاه کردن
to look daggers U چپ چپ نگاه کردن
to put to a pause U نگاه داشتن
to look on with U نگاه کردن
oblong U نگاه ممتد
oblongs U نگاه ممتد
look down U با نگاه از رو بردن
regard U نگاه کردن
regarded U نگاه کردن
to lock out U نگاه داشتن
to look at each other U به یکدیگر نگاه کردن
to look at somebody askance U به کسی چپ چپ نگاه کردن
to behave oneself U ادب نگاه داشتن
gazes U بادقت نگاه کردن
gazing U خیره نگاه کردن
gazing U بادقت نگاه کردن
peep U نگاه زیر چشمی
gazed U بادقت نگاه کردن
gazed U خیره نگاه کردن
gaze U بادقت نگاه کردن
gaze U خیره نگاه کردن
gazes U خیره نگاه کردن
to keep away U دور نگاه داشتن
to lay up in a napkin U بی مصرف نگاه داشتن
to look a bout U بهر سو نگاه کردن
to look down U با نگاه مطیع کردن
to look forward U نگاه کردن انتظارداشتن
regardant U نگاه کننده به عقب
to look through ones fingers U نگاه دزدانه کردن
to make eyes at U عاشقانه نگاه کردن
to pick up oneself U خودرا نگاه داشتن
parthian glance U نگاه هنگام جدایی
to run through U نگاه اجمالی کردن در
squinny U زیرچشمی نگاه کردن
starer U دارای نگاه خیره
supra U ببالا نگاه کنید
to keep at bay U معطل نگاه داشتن
to keep down U پایین نگاه داشتن
to keep in U روشن نگاه داشتن
to keep on U پیوسته نگاه داشتن
to hush up U ساکت نگاه داشتن
to keep on U روشن نگاه داشتن
to hold in trust U بطورامانت نگاه داشتن
to have a look at something U بچیزی نگاه کردن
to keep on file U درپرونده نگاه داشتن
to keep the pot boiling U کارهارادرجریان نگاه داشتن
look up U نگاه کردن مراجعهای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com