English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (43 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
margin U اندک حاشیه دار کردن
margins U اندک حاشیه دار کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nibbling U گاز زدن اندک اندک خوردن
nibble U گاز زدن اندک اندک خوردن
nibbled U گاز زدن اندک اندک خوردن
nibbles U گاز زدن اندک اندک خوردن
rosette border U حاشیه گل و بوته [اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
Zipper selvage U حاشیه زیپ شکل [در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.]
minor border U حاشیه فرعی [حاشیه کناری] [این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
Kufic border U حاشیه کوفی [این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
ragged U متن چاپ شده با حاشیه سمت چپ هم سطح , حاشیه سمت راست غیر مسط ح
ragged U متن چاپ شده با حاشیه سمت راست هم سطح و حاشیه سمت چپ غیر مسط ح
frieze U حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
friezes U حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
turtle border U حاشیه سماوری [در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.]
purfle U حاشیه راتزئین کردن
purfle U حاشیه دوزی کردن
bordering U حاشیه دار کردن
fringe U حاشیه دار کردن
fringes U حاشیه دار کردن
border U حاشیه دار کردن
bordered U حاشیه دار کردن
margins U مشخص کردن اندازه و حاشیه
margin U مشخص کردن اندازه و حاشیه
fagot U ریشه کردن حاشیه پارچه
faggots U ریشه کردن حاشیه پارچه
commentating U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentates U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
tat U دارای حاشیه توری کردن
commentated U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
faggot U ریشه کردن حاشیه پارچه
commentate U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
left justification U زوج کردن حاشیه سمت چپ متن
flounce U چین دار کردن حاشیه لباس
skirt U دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
flouncing U چین دار کردن حاشیه لباس
flounced U چین دار کردن حاشیه لباس
flounces U چین دار کردن حاشیه لباس
skirted U دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
skirts U دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
indents U شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indent U شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indenting U شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
lacevi U بستن با بند سفت کردن حاشیه دارکردن
cloud band border [حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
slighter U اندک
drib U اندک
fewest U اندک
fewer U اندک
slighting U اندک
slights U اندک
few U اندک
slightest U اندک
low test U اندک
scrimp U اندک
scruple U اندک
niggling U اندک
slighted U اندک
slight U اندک
scant U اندک
scantling U اندک
paul U اندک
scarcest U اندک
scarce U اندک
scarcer U اندک
paucity U اندک
modicum U اندک
low U کم اندک
thrum U اندک
little U اندک
in a short time U در اندک زمانی
pinches U اندک جانشین
priggism U اندک بینی
pinch U اندک جانشین
scanty U اندک قلیل
skimpy U اندک نحیف
ounce U چیز اندک
ounces U چیز اندک
leans U نحیف اندک
skims U تماس اندک
sprinkling U شمار اندک
sprinkling U میزان اندک
frugal U با صرفه اندک
skim U تماس اندک
skimmed U تماس اندک
scantier U اندک قلیل
leaned U نحیف اندک
lean U نحیف اندک
scantiest U اندک قلیل
cast of melancholy U اندک مالیخولیا
flea bite U اندک ناراحتی
darksome U اندک ی تیره
glimmered U درک اندک
d. likeness U شباهت اندک
glimmer U درک اندک
whit U ابدا اندک
glimmers U درک اندک
reciprocal border U حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
cambers U قوزیا خمیدگی اندک
camber U قوزیا خمیدگی اندک
adumbrative U اندک نمایش دهنده
by the skin of one's teeth <idiom> U باسود بسیار اندک
fud U شخص اندک بین
right U مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
righted U مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
righting U مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
half cap U سلام با اندک تکانی درکلاه
Herati border U طرح حاشیه هراتی [این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.]
gadroon U اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
pin prick U چیزی که مایه اندک انگیختگی گرد د
(not) move a muscle <idiom> U حرکت ندادن حتی به مقدار اندک
stenotopic U دارای حساسیت اندک نسبت به تغییر محیط
low frequency U امواج رادیویی دارای تناوب اندک دون بسامد
rainbow border U حاشیه رنگین کمان [در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
etna U فرف کوچکی که اندک ابی رادران بوسیله چراغ الکلی گرم میکنند
brims U حاشیه
draft U حاشیه
fringe U حاشیه
listel U حاشیه
brimming U حاشیه
margins U حاشیه
fimbriation U حاشیه
frilling U حاشیه
apostil U حاشیه
border line U خط حاشیه
brim U حاشیه
list U حاشیه
kerb=curb U حاشیه
brimmed U حاشیه
marge U حاشیه
fringes U حاشیه
draught U حاشیه
margent U حاشیه
rims U حاشیه
selvage U حاشیه
selvedge U حاشیه
braids U حاشیه
braided U حاشیه
skirter U حاشیه رو
border U حاشیه زه
postil U حاشیه
gloss U حاشیه
marginal U حاشیه
border U حاشیه
rim U حاشیه
margin U حاشیه
marginally U در حاشیه
skirt U حاشیه
rand U حاشیه
skirted U حاشیه
brink U حاشیه
skirts U حاشیه
braid U حاشیه
bordering U حاشیه زه
verge U حاشیه
margine U حاشیه
marginate U حاشیه
bordering U حاشیه
verges U حاشیه
bordered U حاشیه زه
marginal note U حاشیه
bordered U حاشیه
outskirt U حاشیه
offsetting U حاشیه صحافی
marginalia U یادداشتهای حاشیه
frilled U حاشیه دار
fringed U حاشیه دار
border U حاشیه گذاشتن
bordered U حاشیه گذاشتن
offset U حاشیه صحافی
circumstantiality U حاشیه پردازی
rimmed U حاشیه دار
hemmed U حاشیه دارکردن
buffer distance U حاشیه امنیت
unresolved corners U حاشیه متقاطع
braid U نوار حاشیه
sewing U حاشیه دوزی
fixing U حاشیه ریشه
annotations U حاشیه نویسی
ancon U حاشیه تزئین
gloss U حاشیه نوشتن بر
to leave a margin U حاشیه گذاشتن
annotator U حاشیه نویس
rims U لبه حاشیه
rim U لبه حاشیه
marginally U بطور حاشیه
friezes U حاشیه ارایشی
marginal U وابسته به حاشیه
bleeding edge U حاشیه نقشه
braids U نوار حاشیه
braided U نوار حاشیه
anconis U حاشیه تزئین
kerb U حاشیه پیاده رو
margent U حاشیه کتاب
marginalize U در حاشیه قراردادن
marginalising U در حاشیه قراردادن
frizzy U حاشیه دار
marginalises U در حاشیه قراردادن
impluse margine U حاشیه ایمپولز
frizzly U حاشیه دار
frill U حاشیه دوختن بر
frills U حاشیه دوختن بر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com