English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
channel selector U انتخاب کننده کانال تلویزیون کانالگیر تلویزیون
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
channeled U کانال تلویزیون
channelled U کانال تلویزیون
channel U کانال تلویزیون
channeling U کانال تلویزیون
channels U کانال تلویزیون
to tune in TV [radio] U روی کانال مشخصی تلویزیون [رادیو] را تنظیم کردن
Tune in next week for another episode of 'Happy Hour'. U هفته آینده کانال [تلویزیون] را برای قسمت دیگری از {ساعت شادی} تنظیم کنید.
selector channel U کانال انتخاب کننده
goggle box U تلویزیون
a television U تلویزیون
Goh Chok Tong U تلویزیون
telly U تلویزیون
tellies U تلویزیون
videoing U تلویزیونی تلویزیون
educational television U تلویزیون اموزشی
screens U صفحه تلویزیون
color television U تلویزیون رنگی
videos U تلویزیونی تلویزیون
couch potato U معتاد به تلویزیون
television broadcasting station U فرستنده تلویزیون
faceplate U صفحه تلویزیون
channel selector U سلکتورکانالهای تلویزیون
TVs U مخفف تلویزیون
couch potatoes U معتاد به تلویزیون
video U تلویزیونی تلویزیون
faces U صفحه تلویزیون
face U صفحه تلویزیون
videoed U تلویزیونی تلویزیون
vieming screen U صفحه تلویزیون
screen U صفحه تلویزیون
TV U مخفف تلویزیون
closed circuit U تلویزیون مداربسته
screened U صفحه تلویزیون
closed circuits U تلویزیون مداربسته
screening, screenings U صفحه تلویزیون
flaking U برفک زدن تلویزیون
Color films(T. V). U فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
flake U برفک زدن تلویزیون
simultaneous color television U تلویزیون رنگی همزمان
spherical faceplate U صفحه محدب تلویزیون
neutral density faceplate U صفحه رنگی تلویزیون
cylindrical faceplate U صفحه استوانهای تلویزیون
teleplay U نمایشنامه مخصوص تلویزیون
The television flickers . U تصویر تلویزیون می لرزد
airwave U امواج رادیو و تلویزیون
televisor U بیننده برنامه تلویزیون
flaked U برفک زدن تلویزیون
image effect U اثر تصویر تلویزیون
televises U با تلویزیون نشان دادن
televising U با تلویزیون نشان دادن
televise U با تلویزیون نشان دادن
closed circuit television U تلویزیون مدار بسته
closed-circuit television U تلویزیون مدار بسته
sequential color television U تلویزیون رنگی مرحلهای
televised U با تلویزیون نشان دادن
couch potato U معتاد به تلویزیون [اصطلاح روزمره]
camcorders U دوربین فیلمبرداری ویدیو و تلویزیون
Is there a television? U آیا تلویزیون وجود دارد؟
camcorder U دوربین فیلمبرداری ویدیو و تلویزیون
juicer U متخصص نور در تلویزیون وتاتر
screening U نمایش بر روی پرده تلویزیون
picture U حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictured U حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictures U حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
picturing U حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
The pigeous peched on the television aerial . U کبوترها روی آنتن تلویزیون نشستند
His speech gripped the television viewers ( audience ). U سخنرانی اش بینندگان تلویزیون را قبضه کرد
coherence U فرضیه تکنولوژی پیمایش صفحهای تلویزیون
pal U line alteration phase سیستم تلویزیون رنگی
air time U زمانپخش برنامههای رادیو یا تلویزیون روی آنتن
UHF U محدوده فرکانس برای ارسال سیگنالهای تلویزیون
screening, screenings U روی پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
screens U روی پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
screen U روی پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
screened U روی پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
pals U line alteration phase سیستم تلویزیون رنگی
teleran U دستگاه هدایت هواپیما بوسیله تلویزیون ورادار
snow U برفک روی صفحه تلویزیون [اصطلاح روزمره]
unwatchable [film, TV] <adj.> U ارزش دیدن نداشته باشد [فیلم یا تلویزیون]
To turn on the light(radio, T. V). U چراغ ( رادیو ؟تلویزیون وغیره ) راروشن کردن
To turn off the lights. (T. V. ,radio). U چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
ntsc U Commitee TelevisionSystem National کمیته ملی سیستم تلویزیون
hold U پاسهای زمان بندی سفکرون برای سیگنال زمانی تلویزیون
ntsc U انجمن آمریکایی که استانداردها برای تلویزیون و ویدیو تعریف میکند
teleprompter U اسباب مخصوص چرخاندن خطوط نوشته در جلو ناطق تلویزیون
disc jockeys U کسیکه در رادیو یا تلویزیون وسالن رقص صفحات موسیقی میگذارد
holds U پاسهای زمان بندی سفکرون برای سیگنال زمانی تلویزیون
disc jockey U کسیکه در رادیو یا تلویزیون وسالن رقص صفحات موسیقی میگذارد
He acquired kudos by appearing on television. U او [مرد] با ظاهر شدن در تلویزیون جلال [شهرت] به دست آورد.
Lower third U قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
aston [British E] U قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
chyron [American E] U قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
crt U وسیله نمایش حروف یا طرح ها یا اطلاعات گرافیکی مشابه دستگاه تلویزیون
yoke U هستههای مغناطیسی اطراف تیوب تلویزیون برای کنترل محل اشعه تصویر
Autocue U دستگاهی که مطالب را برای گوینده تلویزیون در حین اجرای برنامه نمایش میدهد
gobo U نوعی پرده پارچهای سیاه رنگ که در تلویزیون و سینمادوربین را از نور زائد محفوظ نگه میدارد
videoed U متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videoing U متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
video U متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videos U متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
teletext U روش ارسال متن و اطلاعات در یک سیگنال تلویزیون معمولی به صورت رشته بیت سری که با استفاده از کدگشای مخصوص قابل نمایش است
channeling U دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channelled U دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channels U دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channeled U دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channel U دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
panelist U عضو هیئت مشاوره و مباحثه یا عضو هیئت رادیو تلویزیون
radio button U شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
channeled U جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channels U جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channel U جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channelled U جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channeling U جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
multiplexer channel U کانال تسهیم کننده
distributor duct U کانال توزیع کننده
chooser U انتخاب کننده
selectors U انتخاب کننده
selector U انتخاب کننده
choosey U انتخاب کننده
selective U انتخاب کننده
selectively U انتخاب کننده
elector U انتخاب کننده
choosy U انتخاب کننده
electors U انتخاب کننده
outvoter U انتخاب کننده
electress U خانم انتخاب کننده
consumer's choice U انتخاب مصرف کننده
consumer choice U انتخاب مصرف کننده
constituents U انتخاب کننده موکل
constituent U انتخاب کننده موکل
selector switch U گزینه انتخاب کننده
theory of consumer's choice U نظریه انتخاب مصرف کننده
selective U دارای حسن انتخاب گلچین کننده
selectively U دارای حسن انتخاب گلچین کننده
Q Channel U یکی از هشت کانال اطلاعاتی که داده مشخص کننده شیار و زمان گردش مطلق را نگهداری میکند
channelled U 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channeling U 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channeled U 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channels U 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channel U 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
queue U 1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
queued U 1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
queueing U 1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
queues U 1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
bed levels U نقاط ارتفاعی کف کانال درامتداد محور کانال
target selector U دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
tree U روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
bra U سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند
bras U سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند
sophistication U نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility U عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
check U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checked U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
menu item U یک انتخاب در فهرست انتخاب
basics U بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic U بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
rollover U صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
controlled reprisal U انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
canal U کانال
canals U کانال
route U کانال
tunneled U کانال
tunnelled U کانال
duct U کانال
ship canal U کانال
tunnels U کانال
grooves U کانال
groove U کانال
tunneling U کانال
routes U کانال
canaliculus U کانال
tunnel U کانال
conduits U کانال
cut U کانال
channeling U کانال
conduit U کانال
channel U کانال
cuts U کانال
channeled U کانال
channels U کانال
sliding channel U کانال
canal bridge U پل کانال
channelled U کانال
instruction pipeline U کانال اطلاعات
communications channel U کانال مخابراتی
offtake canal U کانال گیرنده
open canal U کانال روباز
main canal U کانال اصلی
headwater channel U کانال اباره
channels U کانال ساختن
headrace U کانال اباره
aqueduct U کانال یا مجرای اب
aqueducts U کانال یا مجرای اب
irrigation channel U کانال ابیاری
trunking U کانال تهویه
mid channel U وسط کانال
mid channel U مرکز کانال
luminance channel U کانال روشنایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com