Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
stack
U
انباشته
stacked
U
انباشته
stacks
U
انباشته
stockpile
U
انباشته
stockpiled
U
انباشته
stockpiles
U
انباشته
stockpiling
U
انباشته
filled
U
انباشته
cumulative
U
انباشته
stodgy
U
انباشته
oodles
U
انباشته
massed
U
انباشته
full
U
انباشته
fullest
U
انباشته
stored
U
انباشته
acervate
U
انباشته
congeries
U
انباشته
cumulate
U
انباشته
full to repletion
U
انباشته
oodlins
U
انباشته
tump
U
انباشته
cramped
U
انباشته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
accumulated error
U
خطای انباشته
stored program
U
برنامه انباشته
accumulated
U
انباشته شده
stored program
U
بابرنامه انباشته
theory of accumulation
U
نظریه انباشته
jackpots
U
جوایزرویهم انباشته
stockpiles
U
انباشته کردن
stockpile
U
انباشته کردن
stockpiled
U
انباشته کردن
stockpiling
U
انباشته کردن
quarries
U
توده انباشته
quarry
U
توده انباشته
quarrying
U
توده انباشته
stock
U
انباشته انباره
stocked
U
انباشته انباره
jackpot
U
جوایزرویهم انباشته
replete
U
تکمیل انباشته
stacked column graph
U
نمودار ستونی انباشته
stacked column chart
U
جدول ستونی انباشته
gabion
U
سبد انباشته ازسنگ
backlog
U
کارناتمام یا انباشته پس افت
backlogs
U
کارناتمام یا انباشته پس افت
rick
U
یونجه روی هم انباشته
cumuli
U
ابر متراکم و روی هم انباشته
cumulus
U
ابر متراکم و روی هم انباشته
the desk is piled with books
U
میز از کتاب انباشته شده است
lumberyards
U
محوطه یاحیاط تیر فروشی که الوار در ان انباشته شده
lumberyard
U
محوطه یاحیاط تیر فروشی که الوار در ان انباشته شده
congested
U
فشرده انباشته شده بهم فشرده
stored program computer
U
کامپیوتر با برنامه انباشته کامپیوتر با برنامه ذخیره شده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com