Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
armory training
U
اموزش جنگ افزارداری اموزش اسلحه سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reconditioning training
U
اموزش تجدید مهارت اموزش توجیهی
advanced unit training
U
اموزش تکمیلی واحد اموزش تکمیلی یکان
basic unit training
U
اموزش مقدماتی یکان اموزش مقدماتی واحد
computer assisted instruction
U
اموزش به کمک کامپیوتر اموزش کامپیوتری دستورالعمل به کمک کامپیوتر
education
U
اموزش
lore
U
اموزش
instructions
U
اموزش
instruction
U
اموزش
training
U
اموزش
tutorial
U
اموزش
tutorials
U
اموزش
unit training
U
اموزش یکان
reward training
U
اموزش با پاداش
education
U
اموزش و پرورش
training circular
U
نشریه اموزش
mass education
U
اموزش جمعی
compulsory education
U
اموزش اجباری
sex education
U
اموزش جنسی
unit training
U
اموزش یکانی
remedial instruction
U
اموزش ترمیمی
general education
U
اموزش عمومی
coeducation
U
اموزش مختلط
moral education
U
اموزش اخلاقی
annual training
U
اموزش سالیانه
formal education
U
اموزش رسمی
concurrent training
U
اموزش همزمان
personnel training
U
اموزش کارکنان
professional education
U
اموزش تخصصی
program of instruction
U
برنامه اموزش
programmed instruction
U
اموزش برنامهای
voluntary training
U
اموزش داوطلبانه
higher education
U
اموزش عالی
vocational education
U
اموزش حرفهای
reeducation
U
باز اموزش
military training
U
اموزش نظامی
tutoring
U
اموزش تک شاگردی
religious instruction
U
اموزش دینی
training
U
اموزش دادن
computerized instruction
U
اموزش کامپیوتری
life long education
U
اموزش مداوم
elementary education
U
اموزش ابتدایی
primary education
U
اموزش ابتدایی
secondary education
U
اموزش متوسطه
training center
U
مرکز اموزش
school center
U
مرکز اموزش
teaching machine
U
ماشین اموزش
informal education
U
اموزش غیررسمی
basic training
U
اموزش مقدماتی
train
U
اموزش دادن
education center
U
مرکز اموزش
integrated training
U
اموزش توام
educable
U
اموزش پذیر
educability
U
اموزش پذیری
learning curve
U
منحنی اموزش
trains
U
اموزش دادن
bowel training
U
اموزش دفع
trained
U
اموزش دادن
individualized instruction
U
اموزش انفرادی
transfer of training
U
انتقال اموزش
mass education
U
اموزش همگانی
curriculum
U
اموزش برنامه
hypnopedia
U
اموزش با هیپنوتیسم
curriculums
U
اموزش برنامه
job training
U
اموزش شغلی
training program
U
برنامه اموزش
training cycle
U
مرحله اموزش
technical teaching
U
اموزش فنی
technical education
U
اموزش فنی
pamphlets
U
نشریه اموزش و فنی
pamphlet
U
نشریه اموزش و فنی
coeducation
U
اموزش وپرورش مختلط
educationalists
U
کارشناس اموزش و پرورش
refresher courses
U
دوره اموزش یک ماهه
on the job training
U
اموزش ضمن کار
educationalist
U
کارشناس اموزش و پرورش
cbt
U
اموزش بر پایه کامپیوتر
educational
U
مربوط به اموزش و پرورش
special education
U
اموزش و پرورش استثنایی
formal discipline
U
اموزش صورت گرا
nonformal education
U
اموزش غیر رسمی
code training set
U
دستگاه اموزش مرس
combat development
U
پیشرفت اموزش رزمی
discovery teaching method
U
روش اموزش اکتشافی
pedagogic
U
وابسته به اموزش وپرورش
educationists
U
متخصص اموزش و پرورش
educationists
U
کارشناس اموزش و پرورش
educationist
U
متخصص اموزش و پرورش
educationist
U
کارشناس اموزش و پرورش
audio-visual
U
اموزش سمعی وبصری
audio visual
U
اموزش سمعی وبصری
refresher course
U
دوره اموزش یک ماهه
pedagogically
U
مطابق علم اموزش
pedagogical teaching
U
اموزش مطابق فن تعلیم
pedagogical
U
وابسته بعلم اموزش
project method
U
روش اموزش طرحی
comparative education
U
اموزش و پرورش تطبیقی
reserve center
U
مرکز اموزش احتیاط
active duty for training
U
اموزش زیر پرچم
basic combat training
U
اموزش رزم مقدماتی
graduate education
U
اموزش بعد از لیسانس
school
U
مرکز اموزش نظامی
schools
U
مرکز اموزش نظامی
advanced individual training
U
اموزش تکمیلی انفرادی
in serving training
U
اموزش ضمن خدمت
army training program
U
برنامه اموزش نظامی
disciplinary training center
U
مرکز اموزش زندانیان نظامی
upbringing
U
روش اموزش و پرورش بچه
computer augmented learning
U
بسط اموزش به کمک کامپیوتر
manual training
U
دوره اموزش هنرهای دستی
toilet training
U
اموزش اداب توالت رفتن
pedagogy
U
فن اموزش وپرورش کودک للگی
army training program
U
برنامه اموزش نیروی زمینی
assault courses
U
میدان اموزش عملیات هجومی
assault course
U
میدان اموزش عملیات هجومی
coursed
U
مسیر مسابقه دوره اموزش
branch material curriculum
U
برنامه اموزش مراکزاموزش رستهای
beatification
U
اموزش عمل تبرک کردن
courses
U
مسیر مسابقه دوره اموزش
course
U
مسیر مسابقه دوره اموزش
international council
U
شورای بین المللی کامپیوتر در اموزش
educable mentally retarded
U
عقب مانده ذهنی اموزش پذیر
cai
U
Instruction ComputerAssisted اموزش به کمک کامپیوتر
world conference of computer in educatio
U
کنفرانس بین المللی اموزش کامپیوتر
rehabilitation training center
U
مرکز اموزش بازاموزی زندانیان جنگی دشمن
planit
U
زبان برنامه نویسی برای اموزش محاورهای
instruction
U
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
instructions
U
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
army training and evaluation program
U
برنامه اموزش و ارزیابی یکانهای نیروی زمینی
catechetics
U
فن اموزش اصول دین بوسیله پرسش مسئله گویی
in house training
U
برنامهای برای اموزش افراددر سازمانی که در ان کارمی کنند
national educational computing conferenc
U
جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
authors
U
CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
hands on
U
تعیین یک فعالیت یا اموزش که باعملکرد واقعی قطعهای ازسخت افزار درگیر است
hands-on
U
تعیین یک فعالیت یا اموزش که باعملکرد واقعی قطعهای ازسخت افزار درگیر است
probation
U
کاراموزی به سر بردن محکومین جوان در مراکز اموزش مخصوص کانون اصلاح و تربیت
ordnance plant
U
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
technical escort
U
پرسنل فنی متخصصی که همراه یک وسیله برای نصب یا اموزش یا کار انداختن ان حرکت می کنند
farmgate type operations
U
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
liberal education
U
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
general grant
U
کمک دولت مرکزی به مقامات محلی به عنوان مثال کمک به اموزش و پرورش استان
reeducate
U
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
unbundled
U
اموزش و..... که مستقل از سخت افزارکامپیوتر توسط سازنده سخت افزاری فروخته میشود دسته نشده
grenade court
U
میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
attack teacher
U
وسیله اموزش عملیات ضدزیردریایی وانمودساز تک ضدزیردریایی
trainer
U
وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
glm
U
روش اموزش اسکی به بزرگسالان با اسکی کوتاه
combat developer
U
وسیله اموزش دهنده رزمی مربی رزمی
trainers
U
وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
weaponry
U
اسلحه سازی
armory
U
کارخانهء اسلحه سازی
computer managed instruction
U
اموزش با مدیریت کامپیوتردستورالعمل با مدیریت کامپیوتر
instruct
U
دستور دادن اموزش دادن
instructing
U
دستور دادن اموزش دادن
instructs
U
دستور دادن اموزش دادن
instructed
U
دستور دادن اموزش دادن
commander's manual
U
ائین نامه راهنمای فرماندهان راهنمای فرماندهان در امر اموزش
education
U
پرورش اموزش و پرورش
inspection arms
U
سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
raider
U
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
heister
[American E]
U
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
bandit
U
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
robber
U
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
brigand
U
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
preyer
U
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
rectification
U
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating
U
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
U
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
bare handed
U
بی اسلحه
weapon
U
اسلحه
weapons
U
اسلحه
unarmed
U
بی اسلحه
armless
U
بی اسلحه
antiaircraft
U
اسلحه ضد هوایی
armoury
U
اسلحه خانه
armouries
U
اسلحه قوزخانه
armouries
U
اسلحه خانه
firearm
U
اسلحه گرم
weapon
U
اسلحه حربه
cold steel
U
اسلحه سرد
fire arms
U
اسلحه ی گرم
stoppage
U
گیر در اسلحه
piece
U
اسلحه گرم
maximum range
U
بردنهایی اسلحه
weapons
U
اسلحه حربه
armourer
U
اسلحه ساز
ordnance
U
اسلحه ومهمات
triggers
U
ماشه اسلحه
thumbs
U
شستی اسلحه
firearms
U
اسلحه گرم
thumbing
U
شستی اسلحه
thumbed
U
شستی اسلحه
thumb
U
شستی اسلحه
stoppages
U
گیر در اسلحه
single shot
U
اسلحه تک تیر
light armed
U
سبک اسلحه
side arms
U
اسلحه کمری
side arm
U
اسلحه کمری
shooting iron
U
اسلحه گرم
safety lock
U
ضامن اسلحه
trigger
U
ماشه اسلحه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com