English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
principal U امر مرتکب اصلی
principals U امر مرتکب اصلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
VL local bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
perpetrator U مرتکب
perpetrators U مرتکب
violaor U مرتکب
perpetrate U مرتکب شدن
perpetrated U مرتکب شدن
debt perpetrator U مرتکب بدهی
stealer U مرتکب سرقت
perpetrates U مرتکب شدن
perpetrating U مرتکب شدن
perpetrator of an offence U مرتکب جرم
committing U مرتکب شدن
guilty U مجرم مرتکب
commit U مرتکب شدن
commits U مرتکب شدن
misdemeanant U مرتکب جنحه
committed U مرتکب شدن
smuggling U مرتکب قاچاق شدن
misfeasance U مرتکب جرم شدن
offended U مرتکب خلاف شدن
delinquent U مرتکب جنایت یاجنحه
offends U مرتکب خلاف شدن
rapist U مرتکب زنای بعنف
rapists U مرتکب زنای بعنف
guilty of a minor offence U مرتکب جرم خلافی
delinquents U مرتکب جنایت یاجنحه
committing an offence U مرتکب جرمی شدن
commit a crime U مرتکب جنایتی شدن
bobbles U مرتکب خطا شدن
bobble U مرتکب خطا شدن
incestuous U مرتکب زنای با محارم
perpetrator U مباشر در جرم مرتکب
violaor U مرتکب زنای به زور
offend U مرتکب خلاف شدن
perpetrators U مباشر در جرم مرتکب
recommit U دوباره مرتکب شدن
commit a minor offence U مرتکب جرم خلافی شدن
perpetrate U مرتکب کردن مقصر بودن
to commit terrorist act [ act of terrorism] U مرتکب جرم تروریستی شدن
perpetrates U مرتکب کردن مقصر بودن
to perpetrate a crime U گناه یا جنایتی را مرتکب شدن
perpetrating U مرتکب کردن مقصر بودن
perpetrated U مرتکب کردن مقصر بودن
master U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file U پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura U نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board U که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
bloodguilty U مرتکب خونریزی مقصریامسئول ادم کشی جنایت کار
double adultery U زنای محصنه در حالتی که مرتکب ان مرد زن دار باشد
stapling U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapled U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
generations U کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generation U کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
initial reserves U ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
staple U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypal U وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
prototypic U وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
main guard U نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
first generation computer U کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
committing U وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
impostor U کسی که بامعرفی خود به جای دیگری مرتکب کلاهبرداری میشود
impostors U کسی که بامعرفی خود به جای دیگری مرتکب کلاهبرداری میشود
commit U وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
committed U وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
commits U وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
imposters U کسی که بامعرفی خود به جای دیگری مرتکب کلاهبرداری میشود
The way the robbery was committed speaks of inside knowledge. U روشی که سرقت مرتکب شده بود منجر از آگاهی درونی می شود .
burglarious U مرتکب یا وابسته به عمل واردشدن به خانهای درشب بقصد ارتکاب جرم
mainstays U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis U [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
base camp U پایگاه اصلی کمپ اصلی
master file U فایل اصلی پرونده اصلی
fundamental unit U یکای اصلی واحد اصلی
base unit U یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots U شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matters U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM U سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
parol arrest U جلب و توقیف فردی که درحضور رئیس دادگاه بخش مرتکب اخلال نظم عمومی شده است
external U که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals U که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant U یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP U پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel U تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
bodies U 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
body U 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document U اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
source U 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standbys U سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby U سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check U بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
speaking with prosecutor U در جرایم علیه افراد که از نوع جنحه باشددادگاه به متهم اجازه میدهد که پیش از شروع رسیدگی با شاکی صحبت کند وهر گاه او رضایت خود رااعلام کند مجازات مرتکب تخفیف کلی پیدا میکند
master compass U قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output U فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
voluntary manslaughter U قتل غیر عمد با سوء نیت نسبی عبارت از حالتی است که قاتل در اثر غلبه هیجان و غلیان احساسات مرتکب قتلی شودکه در ان رکن عمد به طورکامل موجود نیست و در عین حال قتل غیر عمد هم محسوب نمیشود
head U اصلی
inherent U اصلی
substantive [essential] <adj.> U اصلی
arches U اصلی
arch- U اصلی
mainlining U اصلی
mainlining U خط اصلی
parent U اصلی
mainlined U اصلی
mainlines U خط اصلی
vital <adj.> U اصلی
initials U اصلی
organic U اصلی
masters U اصلی
arch U اصلی
mainlines U اصلی
major <adj.> U اصلی
mastered U اصلی
text U اصلی
texts U اصلی
main U خط اصلی
main <adj.> U اصلی
master U اصلی
essential <adj.> U اصلی
quintessential <adj.> U اصلی
mainline U اصلی
elementarily U اصلی
seminal U اصلی
quintessential U اصلی
first-hand U اصلی
primordial U اصلی
isogeny U هم اصلی
line link U خط اصلی
main attack U تک اصلی
main deck U پل اصلی
main door U در اصلی
intrinsic U اصلی
essentials U اصلی
main line U خط اصلی
main lines U خط اصلی
firsthand U اصلی
fundametal U اصلی
immanent U اصلی
initialed U اصلی
ingrown U اصلی
principle U اصلی
primary U اصلی
germinal U اصلی
aboriginals U اصلی
aboriginal U اصلی
primarily U اصلی
essential U اصلی
elemental U اصلی
principals U اصلی
main stem U خط اصلی
principal U اصلی
native code U کد اصلی
mainlined U خط اصلی
proto U اصلی
rudimental U اصلی
trunk U خط اصلی
fundamental U اصلی
normative U اصلی
elementary U اصلی
functional U اصلی
primal U اصلی
primitive U اصلی
initialling U اصلی
initialled U اصلی
initialing U اصلی
initial U اصلی
trunks U خط اصلی
mainline U خط اصلی
originals U اصلی
cardinals U اصلی
genuine U اصلی
majoring U اصلی
basic U اصلی
radical U اصلی
radicals U اصلی
prime U اصلی
cardinal U اصلی
primed U اصلی
primes U اصلی
majored U اصلی
basics U اصلی
major U اصلی
original U اصلی
initialed U پاراف اصلی
initialing U پاراف اصلی
initials U پاراف اصلی
initialed U اصلی اغازی
initial U پاراف اصلی
initialing U اصلی اغازی
initials U اصلی اغازی
main oscillator U اسیلاتور اصلی
initialling U اصلی اغازی
main pipe U لوله اصلی
main pole U قطب اصلی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com