English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
safe conduct U امان نامه
safe conducts U امان نامه
safe-conducts U امان نامه
escape chit U امان نامه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
escape chit U اتیکت امان نامه
Other Matches
the devil U امان
mercy U امان
unremitting U بی امان
protection U خط امان
slashing U بی امان
grith U امان
pledge of security U امان
temporary safe conduct U امان
respite U امان
security U امان
unrelenting U بی امان
conduct safe U خط امان
safe-conducts U خط امان
safe conduct U خط امان
safe conducts U خط امان
safe conducts U جواز امان
to give quarter U امان دادن
safe conduct U جواز امان
safe-conducts U امان دادن
conduct safe U جواز امان
chamade U کوس امان
chamade U شیپور امان
safe conducts U امان دادن
god speed U به امان خدا
plevin U حکم امان
plevin U جواز امان
to ask for quarter U امان خواستن
safe conduct U امان دادن
safe-conducts U جواز امان
to crv for mercy U خواستن امان اوردن
post script U مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent U تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparler U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparley U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts U بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
libels U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
certificates U رضایت نامه شهادت نامه
certificate U رضایت نامه شهادت نامه
credential U گواهی نامه اعتبار نامه
written agreement U موافقت نامه پیمان نامه
affidavits U شهادت نامه قسم نامه
to a. letter U روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
testacy U دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
isolate U فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
isolates U فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
isolating U فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
recredential U نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
post boy U نامه بر
epistles U نامه
letters U نامه
epistle U نامه
correspoundence U نامه ها
carriers U نامه بر
letter U نامه
manifest U نامه
breve U نامه
manifested U نامه
manifesting U نامه
manifests U نامه
carrier U نامه بر
bill of indicment U ادعا نامه
passionary U شهادت نامه
pursuivant U نامه رسان
questionary U پرسش نامه
packet boat U کشتی نامه بر
memorandum of understanding U تفاهم نامه
recognizance U تعهد نامه
recognizance U التزام نامه
marriage contract U عقد نامه
passionary U مصیبت نامه
pigeongram U نامه کبوتر
bill of exception U اعتراض نامه
bill of divorce U طلاق نامه
bail bond U ضمانت نامه
bill of lading U بار نامه
bill of sale U بیع نامه
billet doux U نامه عاشقانه
bacchanalian song U ساقی نامه
registered letter U نامه سفارشی
road book U راه نامه
statement of a claim U افهار نامه
rental U اجاره نامه
threnode U سوگ نامه
testimonials U تصدیق نامه
testimonials U گواهی نامه
testimonial U گواهی نامه
treaty U موافقت نامه
treaty U عهد نامه
treaties U موافقت نامه
treaties U عهد نامه
threnod U سوگ نامه
threnddy U سوگ نامه
protocol U پیوند نامه
stemma U نسب نامه
surety bond U تضمین نامه
swearing formula U سوگند نامه
acknowledgment U شهادت نامه
swamped with letters U غرق نامه
swearing formula U قسم نامه
sylva U درخن نامه
tenency agreement U اجاره نامه
the original letter U عین نامه
protocols U پیوند نامه
deed of gift U هبه نامه
concessionary agreement U امتیاز نامه
concession deed U امتیاز نامه
collins U نامه پر سود
circular letter U نامه اداری
certificate of incorporation U شرکت نامه
bylaws U ایین نامه
genealogical tree U نسب نامه
bylaw U ایین نامه
byelaw U ایین نامه
guaranty U ضمانت نامه
l/c U اعتبار نامه
concordat U موافقت نامه
corrigenda U غلط نامه
genealogical tree U شجره نامه
deed of sale U بیع نامه
demand note U مطالبه نامه
epistoler U نامه نویس
deed of endowment U وقف نامه
deed of conveyance U صلح نامه
testimonial U تصدیق نامه
formulary U دستور نامه
gender tree U شجره نامه
decameron U داستان نامه
credential U استوار نامه
lease contract U اجاره نامه
by low U ایین نامه
deed of transfer U انتقال نامه
letter writer U نامه نگاری
letter writer U نامه نویس
letter writing U نامه نگاری
letters of administration U قیم نامه
letters of procurator U وکالت نامه
warrant of attorney U وکالت نامه
letters patent U نامه سرگشوده
letters patent U نامه سرگشاده
light list U چراغ نامه
mailer U نامه رسان
letter of recommendation U توصیه نامه
letter of recommendation U سفارش نامه
letter of invitation U دعوت نامه
leetter writing U نامه نگاری
leter of condolenee U تعزیت نامه
letter book U رونوشت نامه
letter de chancellerie U نامه رسمی
letter missive U امر نامه
letter no U نامه شماره 5
letter of a U اگاهی نامه
letter of a U اطلاع نامه
letter of indemnity U ضمانت نامه
letter of indemnity U غرامت نامه
letter of introduction U معرفی نامه
marriage bed U عقد نامه
certificate of authority U وکالت نامه
full power of attorney U وکالت نامه
letter of attorney U وکالت نامه
power of attorney U وکالت نامه
power of authority U وکالت نامه
power of procuration U وکالت نامه
letter of reference U معرفی نامه
letter of reference U توصیه نامه
warrant of attorney U اجازه نامه
power of procuration U اجازه نامه
power of authority U اجازه نامه
warrant of attorney U وکالت نامه
certificate of authority U اختیار نامه
full power of attorney U اختیار نامه
letter of attorney U اختیار نامه
power of attorney U اختیار نامه
power of authority U اختیار نامه
power of procuration U اختیار نامه
warrant of attorney U اختیار نامه
certificate of authority U اجازه نامه
full power of attorney U اجازه نامه
letter of attorney U اجازه نامه
power of attorney U اجازه نامه
waybill U بار نامه
dictionary U واژه نامه
glossary U واژه نامه
lexicon [dictionary] U واژه نامه
word book U واژه نامه
wordbook U واژه نامه
dictionary U لغت نامه
glossary U لغت نامه
lexicon [dictionary] U لغت نامه
word book U لغت نامه
wordbook U لغت نامه
waybill U راه نامه
word hoard U لغت نامه
wordbook U واژه نامه
written contract U پیمان نامه
log book U رخداد نامه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com