English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
impulsiveness U امادگی برای کار کردن یا نیروی انی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reenforceŠetc U نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
civilian preparedness for war U اماده کردن مردم برای جنگ امادگی غیرنظامیان
aerodynamic blockage thrust reverser U وسیلهای برای معکوس کردن نیروی جلوبر
distensibility U امادگی برای بادکردن
ingenuity U امادگی برای اختراع
accessibility U امادگی برای پذیرایی
fluctuability U امادگی برای بالاوپایین رفتن
opposability U امادگی برای روبرو گذاشتن
reagency U امادگی برای واکنش یا معرفی
readiness to report U امادگی برای پاسخ دادن
compressive strength U قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
irresponsiveness U عدم امادگی برای پاسخ دادن
ready solubility in water U امادگی برای زودحل شدن دراب
insuperability U عدم امادگی برای از میان برداشتن
removability U ناپایداری امادگی برای برداشته شدن
mission ready U اعلام امادگی هواپیما برای پرواز
impressionability U امادگی برای تحت تاثیر قرارگرفتن
communicativeness U امادگی برای رساندن خبر پرگویی
inerrability U معصومیت عدم امادگی برای خطاکردن
inseparability U عدم امادگی برای جدا شدن
operating level U سطح امادگی برای فعالیت سطح قابلیت برای کار
vitrescence U امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
inductility U عدم امادگی برای لوله شدن اقامه
foot pound مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
condensability U قابلیت انقباض یاتکثیف-امادگی برای منقبض شدن
put and take fishing U انداختن ذخیره ماهی به اب برای امادگی ماهیگیری درفصل
ground U تماس دادن چوب به زمین پشت گوی برای امادگی
beta range U حدود تغییر گام ملخ در موتورتوربوپراپ برای تولید نیروی برای صفر یا منفی
counter force U نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
contractibility U قابلیت انقباض- امادگی برای جمع شدن یاکوچک شدن
record U کلیدی در دستگاه ضبط کننده برای بیان امادگی ضبط سیگنال ها روی رسانه
draw weight U نیروی لازم برای کشیدن زه
naval landing party U تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
readiness condition U وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
emergency complement U جدول تعدیل نیروی انسانی برای تکمیل یکانها
flying status U وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
power house building U ساختمانهائی که برای نصب ونگهداری تجهیزات نیروی برق بکار می روند
lift wire U سیم هایی که بار کششی حاصل از ایجاد نیروی برای بال را متحمل میشوند
nitro U مایع قابل اشتعال مورداستفاده در اتومبیل بصورت خالص یا مخلوط برای نیروی بیشتر
lift strut U پایه هایی که بار کششی حاصل از ایجاد نیروی برای بال را متحمل میشوند
asynchronous computer U نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام
defense readiness condition U وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
magneto electricity U نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
blue water school U انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
torque U نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
juggernaut U نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
juggernauts U نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
e.m.f U force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
weight U بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
air force personnel with the army U پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
expeditionary U نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
indexing U استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
electromotive force U نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
air defense readiness U وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
no man's land U زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
army landing forces U نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
threat force U نیروی دشمن نیروی مخالف
buoyancy U نیروی بالابر نیروی شناوری
attack force U نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
hydraulic lift U بلند کردن اب به نیروی اب
man power leveling U یکنواخت کردن نیروی انسانی
hit the spot <idiom> U نیروی تازه وارد کردن
to scramble for something U هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
ingross U جمع اوری کردن نیروی خودی
glide U پرواز کردن بدون نیروی موتور
glided U پرواز کردن بدون نیروی موتور
glides U پرواز کردن بدون نیروی موتور
refreshes U نیروی تازه دادن تقویت کردن
refresh U نیروی تازه دادن تقویت کردن
refreshed U نیروی تازه دادن تقویت کردن
eviscerate U خالی کردن نیروی چیزی راگرفتن
To consume all ones energy . U تمام نیروی خودرا مصرف کردن
self propulsion U حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
intubation U فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
auto U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
liberal education U اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
autos U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
personal U متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
bread and point U سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
potatoes and point U سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
preparations U امادگی
preparation U امادگی
tautness U امادگی
covers U امادگی
predispostion U امادگی
readiness U امادگی
coverings U امادگی
formed U امادگی
forms U امادگی
penchant U امادگی
preparedness U امادگی
disposition U امادگی
conditioning U امادگی
qualification U امادگی
kelter U امادگی
proneness U امادگی
cover U امادگی
susceptibility U امادگی
form U امادگی
kelter or kilter U امادگی
turnaround time U زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics U اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
man handle U با نیروی انسان حرکت دادن بدرفتاری کردن
weight belt U کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
preparatory school U اموزشگاه امادگی
preparatory interval U دوره امادگی
indispositions U عدم امادگی
liability to disease U تعهد امادگی
condition of readiness U شرایط امادگی
reading readiness U امادگی خواندن
law of readiness U قانون امادگی
indisposedness U عدم امادگی
second degree of readiness U امادگی درجه دو
operational readiness U امادگی عملیاتی
insusceptibility U عدم امادگی
availability U زمان امادگی
hotter U امادگی کامل
hottest U امادگی کامل
peripheral U دوره امادگی
physical fitness U امادگی جسمانی
vigilance U امادگی چالاکی
combat readiness U امادگی رزمی
unreadiness U عدم امادگی
peak up U در اوج امادگی
preparatory schools U اموزشگاه امادگی
hot U امادگی کامل
half way houses U خانههای امادگی
readiness U امادگی رزمی
reconditioning U تجدید امادگی
third degree of readiness U امادگی درجه سه
state of alert U وضعیت امادگی
work out U تمرین امادگی
training camp U اردوی امادگی
erg U 2- امادگی ذاتی
medical fitness U امادگی پزشکی
indisposition U عدم امادگی
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming U محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
naval aviation U قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
allocated manpower U نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
geomagnetism U نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
free gyroscope U نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
level of readiness U سطح امادگی رزمی
condition code U کد وضعیت امادگی اقلام
preparations U امادگی اماده سازی
readiness U اماده باش امادگی
combat ready U دارای امادگی رزمی
data set ready U امادگی مجموعه داده ها
habilitation U لباس پوشاندن امادگی
condition of readiness U وضعیت امادگی رزمی
preparation U امادگی اماده سازی
flyable dud U بدون امادگی رزمی
operational performance category U طبقه امادگی عملیاتی
lurching U امادگی شکست فاحش
lurches U امادگی شکست فاحش
operational performance category U امادگی عملیاتی از طبقه
lurched U امادگی شکست فاحش
lurch U امادگی شکست فاحش
data terminal ready U امادگی ترمینال داده
school readiness U امادگی ورود به مدرسه
materiel readiness U امادگی رزمی وسایل
readiness category U نوع امادگی رزمی
physical fitness U امادگی عمومی جسمانی
fourth degree of readiness U امادگی درجه چهار
peripheral course U دوره امادگی نظامی
readiness category U درجه امادگی رزمی
sight-reading U بدون امادگی قبلی اجراکردن
haemophillia U امادگی بخون رفتن زیاد
teachability U امادگی جهت یاد گرفتن
sight read U بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight-read U بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight-reads U بدون امادگی قبلی اجراکردن
snug down U امادگی قبل از ورود به دریای طوفانی
flight readiness firing U ازمایش سریع امادگی پرتاب موشک
army ready material program U برنامه بهبود امادگی رزمی اماد
materiel readiness U میزان امادگی جنگ افزارها وتجهیزات
ikon U نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
times U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
road test U ازمایش امادگی وسائط نقلیه برات مسافرت
war footing U حالت اماده باش در ارتش امادگی رزمی
dtr U Ready Terminal Data امادگی ترمینال داده
army aircraft U هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
Marine Corps U نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
plea of tender U اعلام امادگی خوانده به ادای دین خواهان در دادگاه
to send round the hat U برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register U 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosks U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoes U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com