Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
vitrescence
U
امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
vitrescent
U
اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
vitreosity
U
خاصیت شیشهای
glassiness
U
خاصیت شیشهای
galss transition
U
تبدیل شیشهای
glassy transition
U
تبدیل شیشهای
gamma transition
U
تبدیل شیشهای
flatbed
U
وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند
t.g
U
دمای تبدیل شیشهای
gamma transition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
glasy trainsition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
glass transition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
pitchstone
U
یکجور خاره اتش فشانی که خاصیت شیشه و صیقل زفت رادارا است
vitrification
U
تبدیل به شیشه
vitrifiable
U
قابل تبدیل به شیشه
sound absorption
U
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
scanners
U
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanner
U
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
conversions
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversion
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
eye glass
U
شیشهای که برای کمک بینایی بکارمیبرند
distensibility
U
امادگی برای بادکردن
ingenuity
U
امادگی برای اختراع
accessibility
U
امادگی برای پذیرایی
cullet
U
خرده شیشهای که برای خمیرشیشه گری بکار می رود
opposability
U
امادگی برای روبرو گذاشتن
reagency
U
امادگی برای واکنش یا معرفی
fluctuability
U
امادگی برای بالاوپایین رفتن
readiness to report
U
امادگی برای پاسخ دادن
inseparability
U
عدم امادگی برای جدا شدن
insuperability
U
عدم امادگی برای از میان برداشتن
mission ready
U
اعلام امادگی هواپیما برای پرواز
inerrability
U
معصومیت عدم امادگی برای خطاکردن
removability
U
ناپایداری امادگی برای برداشته شدن
communicativeness
U
امادگی برای رساندن خبر پرگویی
impressionability
U
امادگی برای تحت تاثیر قرارگرفتن
irresponsiveness
U
عدم امادگی برای پاسخ دادن
ready solubility in water
U
امادگی برای زودحل شدن دراب
operating level
U
سطح امادگی برای فعالیت سطح قابلیت برای کار
impulsiveness
U
امادگی برای کار کردن یا نیروی انی
inductility
U
عدم امادگی برای لوله شدن اقامه
condensability
U
قابلیت انقباض یاتکثیف-امادگی برای منقبض شدن
civilian preparedness for war
U
اماده کردن مردم برای جنگ امادگی غیرنظامیان
put and take fishing
U
انداختن ذخیره ماهی به اب برای امادگی ماهیگیری درفصل
ground
U
تماس دادن چوب به زمین پشت گوی برای امادگی
pneumaticity
U
خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
fibre optics
U
لایههای مناسب شیشهای یا پلاستیکی محافظت شده برای ارسال سیگنالهای نوری که داده سریع منتقل می کنند
rosettes
U
اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
rosette
U
اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
actinism
U
خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
nurser
U
شیشه درجه دار برای شیردادن کودک
glared
U
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glares
U
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glare
U
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
boasts
U
: خرده الماسی که برای شیشه بری بکار رود
boasted
U
: خرده الماسی که برای شیشه بری بکار رود
boast
U
: خرده الماسی که برای شیشه بری بکار رود
putty powder
U
گرد قلع و سرب که برای پاک کردن شیشه و فلز بکار می برند
jeweller's putty
U
گرد قلع و سرب که برای پاک کردن شیشه و فلز بکار می برند
contractibility
U
قابلیت انقباض- امادگی برای جمع شدن یاکوچک شدن
record
U
کلیدی در دستگاه ضبط کننده برای بیان امادگی ضبط سیگنال ها روی رسانه
fibre optics
U
لایه شیشهای یا پلاستیکی نازک که قادر به ارسال سیگنالهای نوری است . سیگنال نوری یا لیزری برای نمایش داده ارسالی تقسیم میشود
optical
U
شیشه یا پلاستیک محافظت شده با مواد محافظ برای ارسال پیاپی سیگنالهای نوری
readiness condition
U
وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
plate glass
U
شیشه سنگ شیشه تختهای
glassman
U
تاجر شیشه شیشه ساز
ink bottle
U
شیشه مرکب شیشه جوهر
flying status
U
وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
analog
U
مدارهای موجود در PCB برای تبدیل خروجی دیجیتال به آنالوگ
signal
U
تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
signaled
U
تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
signalled
U
تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
analog
U
مدارهای موجود در PCB برای تبدیل سیگنالهای ورودی آنالوگ به دیجیتال
references
U
آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
analogues
U
مدارهای موجود در PCB برای تبدیل سیگنالهای ورودی آنالوگ به دیجیتال
reference
U
آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
analogue
U
مدارهای موجود در PCB برای تبدیل سیگنالهای ورودی آنالوگ به دیجیتال
biochip
U
تلاش صنعت کامپیوتر برای تبدیل ارگانیزم زنده به ریزه تراشه ها
analogues
U
مدارهای PCB موجود در کامپیوتر برای تبدیل داده خروجی دیجیتال به حالت آنالوگ
analogue
U
مدارهای PCB موجود در کامپیوتر برای تبدیل داده خروجی دیجیتال به حالت آنالوگ
convertor
U
وسیلهای که سیگنال آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
converter
U
وسیلهای که سیگنال آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
asynchronous computer
U
نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام
cards
U
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
card
U
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
analog
U
وسیلهای که سیگنال ورودی آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
analogue
U
ی که سیگنال ورودی آنالوگ را به حالت خروجی دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
analogues
U
ی که سیگنال ورودی آنالوگ را به حالت خروجی دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
defense readiness condition
U
وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
pooler
U
وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
novatio non presumiter
U
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
serial
U
اتصال و مدار برای تبدیل داده موازی در کامپیوتر از حالت سری به صورتی که هر بیت یک بار روی سیم ارسال شوند
serials
U
اتصال و مدار برای تبدیل داده موازی در کامپیوتر از حالت سری به صورتی که هر بیت یک بار روی سیم ارسال شوند
ADPCM
U
استاندارد CCITT برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتالی
vitrify
U
بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
adaptive channel allocation
U
استاندارد CCITT که بیان کننده یک روش برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتال است
document
U
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
documenting
U
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
documented
U
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
air defense readiness
U
وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
digitize
U
تصویری که برای تولید سیگنال آنالوگی که بعد به دیجیتال تبدیل میشود و روی کامپیوتر ذخیره شود یا نمایش داده شود
vitriform
U
شیشهای
vitric
U
شیشهای
amorphous
U
شیشهای
glassy
U
شیشهای
glazing
U
شیشهای
galssy
U
شیشهای
vitreous
U
شیشهای
hyaloid
U
شیشهای
glass rule
U
خط کش شیشهای
glass tube
U
لوله شیشهای
glass rod
U
میله شیشهای
hyaloid membrane
U
شامهء شیشهای
marble
U
گلوله شیشهای
glazing coat
U
روکش شیشهای
glass vessels
U
فروف شیشهای
solar house
U
گلخانه شیشهای
glass jaw
U
ارواره شیشهای
semivitrified
U
نیم شیشهای
the vitreoud humour
U
ابگونه شیشهای
glass
U
الت شیشهای
shellac
U
لاک شیشهای
slow worm
U
مار شیشهای
glass electrode
U
الکترود شیشهای
blindworm
U
مار شیشهای
vitreus state
U
حالت شیشهای
glass eye
U
چشم شیشهای
glass bulb
U
حباب شیشهای
louvred
U
دریاپنجرهچوبی-شیشهای
marbles
U
گلوله شیشهای
semivitrified
U
نیمه شیشهای
glassy state
U
حالت شیشهای
inputted
U
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
input
U
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
conversion scale
U
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
transiguration
U
تبدیل صورت تبدیل هیئت
digitizer
U
مبدل آنالوگ به دیجیتال یاوسیلهای که سیگنالهای آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
conversion
U
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversions
U
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
glass type tube
U
لامپ الکترونی شیشهای
vitreous enamel coating
U
روکش لعاب شیشهای
hyalitis
U
اماس رطوبت شیشهای
glass wool
U
پشم یا براده شیشه پشم شیشه
salver
U
سینی پایه دار شیشهای
salvers
U
سینی پایه دار شیشهای
glass separator
U
میان گیر شیشهای باتری
intravitreous
U
واقع در درون رطوبت شیشهای
vitrify
U
شیشهای کردن یا شدن زینترن
pseudoscope
U
شیشهای که کاو را کوژکوژراکاو نماید
optical
U
وسیلهای که حروف چاپ شده یا نوشته شده را اسکن میکند و تشخیص میدهد و کد قابل خواندن ماشین تبدیل میکند برای پردازش کامپیوتر
ocr
U
وسیلهای که حرف چاپ شده یا نوشته شده را اسکن میکند و برای پردازش در کامپیوتر به حالت قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
restitution
U
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
fogging
U
مات کردن سطوح شیشهای یاعدسیها
belljar
U
نوعی فرف شیشهای مثل کاسه زنگ
Windows GDI
U
مجموعه ابزارهای نرم افزاری از تبدیل تعریف ویندوز API که نوشتن برنامه برای برنامه نویس را ساده تر میکند که تحت سیستم عامل ویندوز کار خواهد کرد
form
U
امادگی
covers
U
امادگی
coverings
U
امادگی
kelter
U
امادگی
tautness
U
امادگی
cover
U
امادگی
forms
U
امادگی
kelter or kilter
U
امادگی
formed
U
امادگی
preparation
U
امادگی
preparedness
U
امادگی
penchant
U
امادگی
proneness
U
امادگی
readiness
U
امادگی
disposition
U
امادگی
susceptibility
U
امادگی
qualification
U
امادگی
predispostion
U
امادگی
conditioning
U
امادگی
preparations
U
امادگی
cash in
<idiom>
U
تبدیل به پول کردن ،خرد کردن چیزی برای پول
liquid crystal display
U
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
meniscus
U
شیشهای که از یکسو گوژ وازسوی دیگر کاو باشد
liquid crystal displays
U
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
readiness
U
امادگی رزمی
medical fitness
U
امادگی پزشکی
availability
U
زمان امادگی
erg
U
2- امادگی ذاتی
unreadiness
U
عدم امادگی
peak up
U
در اوج امادگی
work out
U
تمرین امادگی
indisposition
U
عدم امادگی
indisposedness
U
عدم امادگی
indispositions
U
عدم امادگی
vigilance
U
امادگی چالاکی
second degree of readiness
U
امادگی درجه دو
preparatory schools
U
اموزشگاه امادگی
law of readiness
U
قانون امادگی
physical fitness
U
امادگی جسمانی
preparatory school
U
اموزشگاه امادگی
reading readiness
U
امادگی خواندن
hottest
U
امادگی کامل
half way houses
U
خانههای امادگی
third degree of readiness
U
امادگی درجه سه
training camp
U
اردوی امادگی
insusceptibility
U
عدم امادگی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com