English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electrophile U الکترون دوست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
electrophilic reagent U واکنشگر الکترون دوست
Other Matches
A friend in need is a friend indeed.. <proverb> U دوست آن باشد که گیرد دست دوست,در پریشان یالى و درماندگى.
I like to be friends with you. U من دوست دارم با تو دوست باشم.
I am done with you. U رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
I am [have] finished with you. U رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
electron donor U الکترون ده
trace U رد الکترون
coelectron U هم الکترون
electron U الکترون
electrons U الکترون
traces U رد الکترون
traced U رد الکترون
isoelectronic U هم الکترون
negatron U الکترون
secondary electron U الکترون ثانوی
bound electron U الکترون بسته
electron acceleration U شتاب الکترون
electron beam U شعاع الکترون
electron affinity U الکترون خواهی
electron avalanche U بهمن الکترون
charge of the electron U بار الکترون
primary electron U الکترون اولیه
electron acceptor U الکترون پذیر
electron diffraction U خمیدگی الکترون
electron flow U سیلان الکترون ها
conduction electron U الکترون رسانش
conduction electron U الکترون رسانایی
electron flow U فلوی الکترون
electron exchange U تبادل الکترون
density of electron U چگالی الکترون
concentration of electron U چگالی الکترون
electron acceptor U پذیرنده الکترون
electron beam U پرتو الکترون
antibonding electron U الکترون ضد پیوندی
electron energy U انرژی الکترون
valence electron U الکترون رسانایی
valence electron U الکترون فرفیت
electron charge U بار الکترون
electron deceleration U دیرکرد الکترون
electron decay U اضمحلال الکترون
electron concentration U غلظت الکترون
electron decay U تجزیه الکترون
electron conduction U هدایت الکترون
electron distribution U پخش الکترون
electron donor U دهنده الکترون
electron energy U کارمایه ی الکترون
electron emmission U انتشار الکترون
electron emitter U منبع الکترون
electron emission U صدور الکترون
electron drift U رانش الکترون
electron beam U اشعه الکترون
electron beam U باریکه الکترون
electron capture U الکترون گیراندازی
valence electron U الکترون والانس
electronic concentration U غلظت الکترون
electron focusing U تمرکز الکترون
lone electron U الکترون تنها
photo electron U الکترون نوری
photo electron U فوتو الکترون
inner shell electron U الکترون درونی
outer shell electron U الکترون رسانایی
emission U صدور الکترون
emissions U صدور الکترون
electroneutrality U الکترون خنثایی
electron volt U الکترون ولت
electron tube U لوله الکترون
free electron U الکترون ازاد
free electron U الکترون غیرپیوندی
mass of the electron U جرم الکترون
isoelectronic ions U یونهای هم الکترون
initiating electron U الکترون اغازگر
nonbonding electron U الکترون ناپیوندی
nuclear electron U الکترون هسته
odd electron U الکترون منفرد
outer shell electron U الکترون بیرونی
high energy electron U الکترون پر انرژی
electron transition U عبور الکترون
electron transition U انتقال الکترون
electron pair U زوج الکترون
electron multiplier U افزاینده الکترون
electron orbit U مسیرگردش الکترون
electron recoil U بازگشت الکترون
electron mass U جرم الکترون
electron shell U پوسته الکترون
electron jump U پرش الکترون
electron injector U الکترون افکن
electron spin U اسپین الکترون
electron trajectory U مسیر الکترون
electron spin U تنیدگی الکترون
lone pair electron U زوج الکترون ناپیوندی
electron multiplier U فزون ساز الکترون
electron accelerator U شتاب دهنده الکترون
bonding electron pair U زوج الکترون پیوندی
electron orbit U مدار گردش الکترون
electron pairing U زوج شدن الکترون
secondary electron emission U پیل ثانویه الکترون
delocalized electron U الکترون غیر مستقر
electron attachment U پیوستگی یا وابستگی الکترون
elementary charge U بار الکترون [فیزیک]
rest mass of the electron U جرم ساکن الکترون
linear accelerator U شتابده خطی الکترون
electrophilic attack U حمله الکترون دوستی
lone pair electron U زوج الکترون تنها
outer shell electron U الکترون لایه بیرونی
supressor grid U شبکه الکترون بند
electron pair U زوج الکترون حفره
electron transfer mechanism U مکانیسم انتقال الکترون
electroosmotic effect U اثر الکترون اسمزی
electron spin resonance U رزونانس اسپین الکترون
electron deficient molecules U مولکولهای با کمبود الکترون
electron gun U لوله پرتاب الکترون
electron deceleration U کندی حرکت الکترون
electrophilic addition U افزایش الکترون دوستی
electron transit time U زمان عبور الکترون
electron charge mass ratio U چگالی بار الکترون
electron capture detector U اشکارساز الکترون گیراندازی
free electron model U الگوی الکترون ازاد
electron paramagnetic resonance U رزونانس پارامغناطیسی الکترون
electron pair bond U پیوند زوج الکترون
unpaired electron U الکترون جفت نشده
transmission electron micrograph U ریزنگار انتقال الکترون
free electron gas U گاز الکترون ازاد
electron withdrawing substituent U گروه استخلافی الکترون کشنده
electron releasing substituent U گروه استخلافی الکترون دهنده
electrophilic aromatic substitution U استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
electrosensitive U چاپ با کاغذ حساس به الکترون
photon U تنها یک الکترون تابش شود
picture U حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictured U حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictures U حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
Electron paramagnetic resonance [EPR] U تشدید پارامغناطیس الکترون [فیزیک]
electron spin resonance [ESR] U تشدید پارامغناطیس الکترون [فیزیک]
picturing U حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
quasi free electron theory U نظریه الکترون شبه ازاد
beam U مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
beams U مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
left hand rule for electron flow U قاعده چپگرد برای جریان الکترون
right hand rule for electron flow U قاعده راست گرد برای جریان الکترون
electrostatic unit of charge [esu] U استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
franklin [Fr] U استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
statcoulomb [statC] U استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
electron beam U رشته باریک الکترون با سرعت بالا در یک جهت
hall effect U شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
beam U حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
beams U حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
line flyback U اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
photoemission U خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
klystron U لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
charge U 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charges U 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
flyback U اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
photoemissive U مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
inelastic U spectroscopy electrontunneling طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
phosphor U اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
EBR U ضبط خروجی از کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترون
i.e.t.s U tunneling inelasticelectron spectroscopy طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
phototude U لوله الکترون دارای کاتد و اندکه بترتیب فوتون تابش وجذب می کنند
antimatter U جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
buddy U دوست
buddies U دوست
schoolmate U دوست
leal U دوست
hydrophilic U اب دوست
schoolmates U دوست
formalist U دوست
philoginous U زن دوست
philogynist U زن دوست
friendless U بی دوست
hydrophilic compound U اب دوست
unfriended U بی دوست
heart-to-heart U دوست
heart to heart U دوست
heart-to-hearts U دوست
chums U دوست
friends U دوست
amicable U دوست
allying U دوست
bozo U دوست
chum U دوست
ally U دوست
friend U دوست
dienophile U دی ان دوست
ornithophilous U مرغ دوست
careerists U حرفه دوست
nucleophile U هسته دوست
oxyphil U اسید دوست
family man U زن و بچه دوست
patiot U میهن دوست
phiadelphian U نوع دوست
phihellenic U یونانی دوست
philanthrope U بشر دوست
negrophil U سیاه دوست
pornerastic U جنده دوست
psychrophilic U سرما دوست
saprophytic U پوده دوست
solomon U صلح دوست
sweet tooth U شیرینی دوست
to make a friend of U دوست شدن با
careerist U حرفه دوست
myrmecophilous U مورجه دوست
xenophile U بیگانه دوست
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com