Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
brainwave
U
الهام ناگهانی
brainwaves
U
الهام ناگهانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ambivalence
U
توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یاچیزی
nose dive
U
شیرجه ناگهانی در هواپیما تنزل ناگهانی قیمت
flurries
U
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
flurry
U
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
surges
U
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surged
U
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surge
U
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
spurt
U
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurted
U
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurting
U
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurts
U
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
enthusiasm
U
الهام
suggestions
U
الهام
suggestion
U
الهام
afflation
U
الهام
afflatus
U
الهام
enthusiasms
U
الهام
inanition
U
الهام
revelation
U
الهام
prescience
U
الهام
revelations
U
الهام
infusions
U
الهام
sprite
U
الهام
inspiration
U
الهام
uninspired
U
بی الهام
infusion
U
الهام
apocalypse
U
الهام
revealment
U
الهام
oracles
U
الهام الهی
oracle
U
الهام الهی
inspires
U
الهام بخشیدن
divine inspiration
U
الهام خدایی
d. insiration
U
الهام اسمانی
inspire
U
الهام بخشیدن
inspirable
U
الهام شدنی
visions
U
وحی الهام
uninspired
U
الهام نگرفته
inspirator
U
الهام دهنده
vision
U
وحی الهام
oracularly
U
از راه الهام
inspired
U
الهام شده
inspired books
U
کتابهای الهام شده
precognition
U
الهام قبل ازوقوع امری
precognitive
U
وابسته به اطلاع یا الهام قبلی
to buoy something
[up]
U
به کسی
[چیزی]
الهام بخشیدن
revelationist
U
کسیکه معتقد به الهام ومکاشفه است
Minaret design
U
طرح مناره با الهام گرفتن از مساجد
mysticism
U
توجیه مسائل سیاسی به مدد الهام واشراق عرفان
inspirationist
U
کسیکه کتاب مقدس را الهام خدابا وحی میداند
pierian spring
U
الهام بخش شعر وسخنوری چشمه مقدس شاعری
unpremediated
U
پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
arabesque
[Eslimi]
U
طرح اسلیمی
[الهام گرفته شده از شاخک ها و پیچک های درخت مو که کل متن را به همراه نگاره های دیگر فرا می گیرد.]
acanthus design
U
طرح پیچک
[الهام گرفته شده از گیاهی به همین نام یعنی آکانتوس که بیشتر در طرح گل فرنگ یا گوبلن دیده می شود]
weeping willow design
U
طرح بید مجنون
[الهام گرفته شده از درخت بید مجنونی که خصوصا در فرش های قاب قابی و چهار محال استفاده می شود.]
precipitating
U
ناگهانی
precipitates
U
ناگهانی
precipitated
U
ناگهانی
precipitate
U
ناگهانی
sudden
U
ناگهانی
abrupt
U
ناگهانی
snaps
U
ناگهانی
strike
U
تک ناگهانی
strikes
U
تک ناگهانی
instantaneous
U
ناگهانی
all at once
<idiom>
U
ناگهانی
on the spur of the moment
<idiom>
U
ناگهانی
spontaneity
U
ناگهانی
surprise attack
U
تک ناگهانی
snapping
U
ناگهانی
snapped
U
ناگهانی
snap
U
ناگهانی
Memling motif
U
طرح گل مملینگ
[این طرح الهام گرفته شده از آثار هنرمند بلژیکی قرن پانزدهم میلادی، هانس مملینگ است که در فرش های آن ناحیه به چشم می خورد.]
raids
U
حمله ناگهانی
shoot up
<idiom>
U
ناگهانی بلندکردن
sorties
U
حمله ناگهانی
flaws
U
اشوب ناگهانی
flaw
U
اشوب ناگهانی
flicking
U
تکان ناگهانی
raiding
U
حمله ناگهانی
flicked
U
تکان ناگهانی
hit-and-run
<idiom>
U
تاثیر ناگهانی
catastrophe
U
بلای ناگهانی
catastrophes
U
بلای ناگهانی
nosediving
U
افت ناگهانی
sortie
U
حمله ناگهانی
shock
U
هراس ناگهانی
shocks
U
هراس ناگهانی
all of a sudden
<idiom>
U
به طور ناگهانی
flick
U
تکان ناگهانی
detonations
U
انفجار ناگهانی
detonation
U
انفجار ناگهانی
spurted
U
افزایش ناگهانی
clap
U
صدای ناگهانی
clapped
U
صدای ناگهانی
clapping
U
صدای ناگهانی
snaps
U
شتابزدگی ناگهانی
claps
U
صدای ناگهانی
spurting
U
افزایش ناگهانی
spurting
U
خروج ناگهانی
snapping
U
شتابزدگی ناگهانی
snapped
U
شتابزدگی ناگهانی
killing
U
توفیق ناگهانی
xenogenesis
U
خلق ناگهانی
spurts
U
خروج ناگهانی
flicks
U
تکان ناگهانی
walk out
<idiom>
U
ناگهانی رفتن
in one's tracks
<idiom>
U
ناگهانی ،بیدرنگ
spurt
U
خروج ناگهانی
screams
U
ناگهانی گفتن
scream
U
ناگهانی گفتن
spurt
U
افزایش ناگهانی
nosedives
U
افت ناگهانی
spurted
U
خروج ناگهانی
spurts
U
افزایش ناگهانی
snap
U
شتابزدگی ناگهانی
killings
U
توفیق ناگهانی
lunged
U
حمله ناگهانی
flare up
U
غضب ناگهانی
gusts
U
باد ناگهانی
he acted from impluse
U
نیروی ناگهانی یا
canvassing
U
حمله ناگهانی
canvasses
U
حمله ناگهانی
canvassed
U
حمله ناگهانی
canvass
U
حمله ناگهانی
flare up
U
اشتعال ناگهانی
accident
U
مصیبت ناگهانی
accidents
U
مصیبت ناگهانی
lunge
U
حمله ناگهانی
bump
U
تکان ناگهانی
frights
U
ترس ناگهانی
fright
U
ترس ناگهانی
irruption
U
ایجاد ناگهانی
saltation
U
جنبش ناگهانی
switcheroo
U
تغییر ناگهانی
to bolt
U
ناگهانی جهیدن
saltus
U
انتقال ناگهانی
supervention
U
اتفاق ناگهانی
sudden stoppage
U
توقف ناگهانی
crash
U
ورشکستگی ناگهانی
power surge
U
برق ناگهانی
crashed
U
ورشکستگی ناگهانی
randomly
U
مسیر ناگهانی
random
U
مسیر ناگهانی
target of opportunity
U
هدف ناگهانی
crashingly
U
ورشکستگی ناگهانی
crashing
U
ورشکستگی ناگهانی
opportunity target
U
هدف ناگهانی
crashes
U
ورشکستگی ناگهانی
peripeteia
U
تغییر ناگهانی
raided
U
حمله ناگهانی
twitched
U
انقباض ناگهانی
twitches
U
انقباض ناگهانی
twitched
U
تکان ناگهانی
twitch
U
انقباض ناگهانی
twitch
U
تکان ناگهانی
suddenly
U
بطور ناگهانی
abruption
U
قطع ناگهانی
accidental war
U
جنگ ناگهانی
twitches
U
تکان ناگهانی
twitching
U
تکان ناگهانی
screamed
U
ناگهانی گفتن
sudden death
U
مرگ ناگهانی
raid
U
حمله ناگهانی
booms
U
ترقی ناگهانی
booming
U
ترقی ناگهانی
boomed
U
ترقی ناگهانی
boom
U
ترقی ناگهانی
explosive
U
یورش ناگهانی
twitching
U
انقباض ناگهانی
an abrupt departure
U
حرکت ناگهانی
sudden-death
U
مرگ ناگهانی
lunges
U
حمله ناگهانی
nosedived
U
افت ناگهانی
nosedive
U
افت ناگهانی
burst force
U
نیروی ناگهانی
lunging
U
حمله ناگهانی
break down
U
سقوط ناگهانی
shocked
U
هراس ناگهانی
blow out
U
خروج ناگهانی
gust
U
باد ناگهانی
panicking
U
اضطراب و ترس ناگهانی
nosedives
U
افت ناگهانی کردن
cut back
U
کاهش ناگهانی تولید
panicked
U
اضطراب و ترس ناگهانی
nosedives
U
نزول شدید یا ناگهانی
panic
U
اضطراب و ترس ناگهانی
sudden ionospheric disturbance
U
اشفتگی ناگهانی یونوسفر
coroner's inquest
U
بازجویی در رگهای ناگهانی
paroxysm
U
حمله ناگهانی مرض
cataclysms
U
دگرگونیهای طبیعی ناگهانی
coup detat
U
تغییر ناگهانی درحکومت
cataclysms
U
تحولات ناگهانی وعمده
cataclysm
U
دگرگونیهای طبیعی ناگهانی
nosedive
U
افت ناگهانی کردن
crowner's quest
U
بازجویی درمرگهای ناگهانی
overshift
U
تغییر محل ناگهانی
cataclysm
U
تحولات ناگهانی وعمده
deliescence
U
تحلیل ناگهانی اماس
nosedive
U
نزول شدید یا ناگهانی
heterogenesis
U
تولید وپیدایش ناگهانی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com