Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
gazette
U
اعلان و اگهی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
post
U
اگهی کردن اعلان کردن
post-
U
اگهی کردن اعلان کردن
posted
U
اگهی کردن اعلان کردن
posts
U
اگهی کردن اعلان کردن
to put a notice on a door
U
اگهی روی در چسباندن اعلان بدر زدن
top billing
U
بالاترین قسمت اگهی سینما صدر اعلان
Other Matches
advertisers
U
اعلان کننده اعلان
advertiser
U
اعلان کننده اعلان
signboards
U
تخته اعلان اعلان
signboard
U
تخته اعلان اعلان
notices
U
اگهی
announcement
U
اگهی
poster
U
اگهی
posters
U
اگهی
proclamations
U
اگهی
noticing
U
اگهی
indigitation
U
اگهی
announcements
U
اگهی
infore
U
اگهی به
tickets
U
اگهی
ticket
U
اگهی
caveat
U
اگهی
caveats
U
اگهی
notice
U
اگهی
proclamation
U
اگهی
advertisements
U
اگهی
noticed
U
اگهی
indiction
U
اگهی
affiche
U
اگهی
acknowledgements
U
اگهی
acknowledgement
U
اگهی
Annunciation
U
اگهی
warnings
U
اگهی
warning
U
اگهی
acknowledgments
U
اگهی
previous notice
U
پیش اگهی
assertion
U
بیانیه اگهی
prospectus
U
خلاصه اگهی
ban
U
اگهی احضار
handbill
U
اگهی دستی
handbills
U
اگهی دستی
advertises
U
اگهی دادن
pin-ups
U
الصاق اگهی
advertisements
U
اگهی تبلیغاتی
obituary
U
اگهی در گذشت
billsticker
U
اگهی چسبان
advertisement
U
اگهی تبلیغاتی
annunciate
U
اگهی دادن
prospectuses
U
خلاصه اگهی
forewarning
U
پیش اگهی
fly bill
U
اگهی دستی
proclamation
U
اگهی دادن
advertize
U
اگهی دادن
notice to mariner
U
اگهی دریایی
play bill
U
اگهی نمایش
obituaries
U
اگهی در گذشت
advertised
U
اگهی دادن
pin-ups
U
چسبانیدن اگهی
announced
U
اگهی دادن
pin-up
U
الصاق اگهی
pin-up
U
چسبانیدن اگهی
announces
U
اگهی دادن
bans
U
اگهی احضار
banning
U
اگهی احضار
announce
U
اگهی دادن
pin up
U
الصاق اگهی
proclamations
U
اگهی دادن
pin up
U
چسبانیدن اگهی
inform
U
اگهی دادن
announcing
U
اگهی دادن
informing
U
اگهی دادن
informs
U
اگهی دادن
warning order
U
دستور اگهی
prognosis
U
پیش اگهی
bulletins
U
اگهی نامه رسمی
bulletin
U
اگهی نامه رسمی
to paste up a playbill
U
اگهی نمایش بدیوارزدن
flier
U
اگهی روی کاغذکوچک
press agent
U
مامور اگهی و تبلیغ
tender notice
U
اگهی دعوت به مناقصه
prognostic tests
U
ازمونهای پیش اگهی
flyers
U
اگهی روی کاغذکوچک
reclame
U
اگهی اغراق امیز
proclamatory
U
متضمن اگهی یا اعلام
fliers
U
اگهی روی کاغذکوچک
flyer
U
اگهی روی کاغذکوچک
ballyhoo
U
اگهی پر سرو صدا کردن
necrology
U
ثبت اموات اگهی فوت
publicizes
U
اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicized
U
اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
exclaims
U
بعموم اگهی دادن بانگ زدن
publicizing
U
اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
exclaim
U
بعموم اگهی دادن بانگ زدن
publicises
U
اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicize
U
اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
exclaiming
U
بعموم اگهی دادن بانگ زدن
publicising
U
اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
exclaimed
U
بعموم اگهی دادن بانگ زدن
to proclaim meetings
U
بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
publicised
U
اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
the public are hereby notified
U
بدین وسیله عموم را اگهی میدهید
noticing
U
اعلان
advertising
U
اعلان
noticed
U
اعلان
notices
U
اعلان
notice
U
اعلان
denunciation of treaty
U
اعلان
advertisements
U
اعلان
announcement
U
اعلان
posters
U
اعلان
poster
U
اعلان
declarations
U
اعلان
declaration
U
اعلان
announcements
U
اعلان
assertion
U
اعلان
advertisement
U
اعلان
proclamations
U
اعلان
proclamation
U
اعلان
dot prompt
U
نقطه اعلان
dos prompt
U
اعلان DOS
declaration of war
U
اعلان جنگ
give out
U
اعلان کردن
fly bill
U
اعلان دستی
Over and out!
U
پایان اعلان !
indigitation
U
اعلان شمارش
proclamation of the republic
U
اعلان جمهوریت
notice to mariner
U
اعلان دریایی
play bill
U
اعلان نمایش
procedure declaration
U
اعلان رویه
proclamation of independence
U
اعلان استقلال
proclamation of the republic
U
اعلان جمهوری
publishment
U
اشاعه اعلان
system prompt
U
اعلان سیستم
they proclaimed him sovereign
U
اعلان کردند
vendition
U
اعلان فروش
throwaway
U
ورقهی اعلان
To stick (put,fix)up a notice (poster).
U
اعلان زدن
macro declaration
U
درشت اعلان
advertise
اعلان کردن
announcers
U
اعلان کننده
announcer
U
اعلان کننده
declared
U
اعلان شده
signpost
U
تابلو اعلان
declares
U
اعلان کردن
declare
U
اعلان کردن
proclaim
U
اعلان کردن
proclaimed
U
اعلان کردن
proclaiming
U
اعلان کردن
proclaims
U
اعلان کردن
advertize
U
اعلان کردن
affiche
U
اعلان دیواری
array declaration
U
اعلان ارایه
playbill
U
اعلان نمایش
signposts
U
تابلو اعلان
declaration of neutrality
U
اعلان بیطرفی
declaring
U
اعلان کردن
declaration of bankruptcy
U
اعلان ورشکستگی
playbills
U
اعلان نمایش
billsticker
U
اعلان چسبان
To stick a poster on the wall.
U
اعلان به دیوار چسباندن
declarations
U
افهار افهارنامه اعلان
placards
U
اعلامیه رسمی اعلان
placard
U
اعلامیه رسمی اعلان
posters
U
اعلان نصب کردن
to proclaim war
U
اعلان جنگ دادن
poster
U
اعلان نصب کردن
declaration
U
افهار افهارنامه اعلان
bans
U
اعلان ازدواج در کلیسا
denunciations
U
اعلان الغاء یا خاتمه
ban
U
اعلان ازدواج در کلیسا
denunciation
U
اعلان الغاء یا خاتمه
to file for bankruptcy
U
اعلان ورشکستگی کردن
banning
U
اعلان ازدواج در کلیسا
show bill
U
تابلو اعلان نمایش
alarmingly
U
اعلان خطر اخطار
proclamation of martial law
U
اعلان حکومت نظامی
dimension statement
U
حکم اعلان بعد
alarmed
U
اعلان خطر اخطار
denouncement
U
اعلان قطع رابطه
declaration of war
U
اعلان جنگ دادن
declare martial
U
اعلان حکومت نظامی
audible alarm
U
اعلان خطر سمعی
alarms
U
اعلان خطر اخطار
alarm
U
اعلان خطر اخطار
to declare something well-founded
U
چیزی را مستدل اعلان کردن
to declare a state of emergency
U
اعلان کردن حالت اضطراری
to declare oneself bankrupt
U
خود را ورشکست اعلان کردن
leaflets
U
اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
declare martial
U
اعلان حالت زمان جنگ
to declare a divident
U
سود سهام را اعلان کردن
to declare war upon a nation
U
اعلان جنگ به ملتی دادن
Hereby I declare ...
U
بدین وسیله اعلان می کنم که...
advertised
U
اعلان کردن انتشار دادن
advertises
U
اعلان کردن انتشار دادن
leaflet
U
اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
leafleted
U
اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
leafleting
U
اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
proclamation of martial law
U
اعلان حالت زمان جنگ
fly sheet
U
اگهی ها واعلاناتی که روی کاغذ کوچک چاپ شده ودستی پخش میشود
signposts
U
تیر حامل اعلان تابلو راهنما
signpost
U
تیر حامل اعلان تابلو راهنما
to off negotiations
U
اعلان قطع گفتگو یا روابط کردن
to declare something solemnly
[publicly]
U
چیزی را رسما
[علنا ]
اعلان کردن
billboards
U
هرقسمت از نرده ودیوار که روی ان اعلان نصب شود
billboard
U
هرقسمت از نرده ودیوار که روی ان اعلان نصب شود
obituarian
U
کسیکه در گذشتهای تازه راباشرح حال درگذشتگان درروزنامه اعلان می کنند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com