Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
critical intelligence
U
اطلاعات حیاتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
combat essential
U
اقلام رزمی حیاتی حیاتی در رزم
vitalist
U
خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
vitalistic
U
خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
critical facility
U
تاسیسات حیاتی قسمت حیاتی
island
U
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
islands
U
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
window
U
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
associative storage
U
یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
echo check
U
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
dow jones information service
U
سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است
attributes
U
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
attributing
U
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
derived information
U
اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
attribute
U
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
aperture card
U
روش ذخیره سازی اطلاعات میکروفیلم در یک کارت که میتواند شامل اطلاعات پانچ شده باشد
radar correlation
U
درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر
trapdoors
U
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoor
U
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
automatic data processing
U
پرورش اطلاعات خودکارسیستم اطلاعات کامپیوتری
distance vector protocols
U
اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
vital
<adj.>
U
حیاتی
essential
U
حیاتی
triphibian
U
سه حیاتی
unalterable
<adj.>
U
حیاتی
unalienable
<adj.>
U
حیاتی
inevitable
<adj.>
U
حیاتی
indispensable
<adj.>
U
حیاتی
essentials
U
حیاتی
inalienable
<adj.>
U
حیاتی
of vital importance
U
حیاتی
vital
U
حیاتی
absolute
<adj.>
U
حیاتی
triphibious
U
سه حیاتی
biotic
U
حیاتی
essential
<adj.>
U
حیاتی
major
<adj.>
U
حیاتی
substantive
[essential]
<adj.>
U
حیاتی
quintessential
<adj.>
U
حیاتی
regrade
U
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
read time
U
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
vital area
U
منطقه حیاتی
vitality
U
نیروی حیاتی
vital capacity
U
گنجایش حیاتی
vital capacity
U
فرفیت حیاتی
vital force
U
نیروی حیاتی
biocatalyst
U
کاتالیزورهای حیاتی
biogeography
U
جغرافیای حیاتی
vital necessity
U
ضرورت حیاتی
vital index
U
شاخص حیاتی
vital statistics
U
امار حیاتی
vital ground
U
زمین حیاتی
urgent priority
U
تقدم حیاتی
vital interest
U
مصلحت حیاتی
stamina
U
نیروی حیاتی
vital statistics
U
امارهای حیاتی
lifeblood
U
خون حیاتی
lebensraum
U
فضای حیاتی
lifeblood
U
نیروی حیاتی
homeostasis
U
تعادل حیاتی
life zone
U
منطقه حیاتی
critical
U
حیاتی بحرانی
elanvital
U
نشاط حیاتی
oeuvre
U
کار حیاتی
essential supply
U
اماد حیاتی
vitalism
U
حیاتی نگری
elanvital
U
نیروی حیاتی
connection
U
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connexions
U
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
keyitem
U
اقلام ضروری و حیاتی
emergency
U
غیر منتظره حیاتی
vitals
U
اعضای حیاتی و موثربدن
critical materials
U
اقلام حیاتی و مهم
emergencies
U
غیر منتظره حیاتی
vitality
U
قدرت یا خاصیت حیاتی
biogeographic
U
مربوط به جغرافیای حیاتی
vivacity
U
نشاط نیروی حیاتی
civilian internee information bureau
U
دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
data transceiver
U
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
defense system aquisition
U
سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
vital area
U
منطقه حیاتی پدافند هوایی
sensitive
U
حیاتی از نظرعملیاتی منطقه حساس
urgency of need
U
حیاتی بودن احتیاج به اماد
mission essential
U
حیاتی از نظر انجام ماموریت
essential item list
U
فهرست اقلام حیاتی یاضروری جنگی
suspended animation
U
وقفه موقت فعالیتهای حیاتی وغیره
diastase
U
دیاستاز واسطه پدیده های حیاتی
help
U
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helped
U
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helps
U
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
negative acknowledgement
U
کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
life cycle
U
مدارج ومراحل مختلف حیاتی انسان وجانوران
capital
U
قابل مجازات مرگ دارای اهمیت حیاتی
windowing
U
1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
anticatalyst
U
مادهای که موجب وقفهء واکنشهای حیاتی موجود میشود
parabiosis
U
برگشت ووقفه فعالیت حیاتی موجود فرونشستگی احساسات یافعالیت
bandwidth
U
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
plastogene
U
اجسام بسیار ریزیاختههای گیاهی که عامل پدیدههای حیاتی یاخته میباشند
mastered
U
نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است
master
U
نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است
estrogen
U
ماده که بطورطبیعی درگیاهان وجوددارد ودارای اثرات حیاتی مشابه است
masters
U
نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است
These talks are crucial
[critical]
to the future of the peace process.
U
این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم
[حیاتی]
هستند.
infra red link
U
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA
U
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
privilege
U
ساخت پردازنده Intel که در حالت محافظت شده است و به برنامه امکان افزودن بخشهای حیاتی محیط عملیات را میدهد
biochemists
U
متخصص شیمی حیاتی والی ویژه گر زیست شیمی
vital statistics
U
امار زاد و ولد و مرگ و میر امار حیاتی
biochemist
U
متخصص شیمی حیاتی والی ویژه گر زیست شیمی
intelligence process
U
جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
biochemical
U
مربوط به شیمی حیاتی یازیست شیمی
critical item
U
اقلام حیاتی اقلام مهم
critical point
U
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
data
U
اطلاعات
information
U
اطلاعات
intelligence
U
اطلاعات
[pieces of]
information
U
اطلاعات
counterintelligence
U
ضد اطلاعات
witting
U
اطلاعات
island bases
U
پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
combatintelligence
U
اطلاعات رزمی
pemican
U
اطلاعات خلاصه
critical intelligence
U
اطلاعات مهم
essential elements of information
U
عناصراصلی اطلاعات
basic data
U
اطلاعات اولیه
filter center
U
مرکزتوزیع اطلاعات
financial data
U
اطلاعات مالی
information science
U
علم اطلاعات
information revolution
U
تحول اطلاعات
information retrieval
U
بازیابی اطلاعات
budget data
U
اطلاعات بودجه
information processing
U
پردازش اطلاعات
information explosion
U
انفجار اطلاعات
information center
U
مرکز اطلاعات
information bureau
U
دفتر اطلاعات
genetic information
U
اطلاعات وراثتی
flow of information
U
گردش اطلاعات
information service
U
خدمات اطلاعات
data banks
U
بانک اطلاعات
data communication
U
انتقال اطلاعات
combat intelligence
U
اطلاعات رزمی
defense information
U
اطلاعات نظامی
data element
U
عناصر اطلاعات
secrets
U
اطلاعات سری
secret
U
اطلاعات سری
data item
U
جزئیات اطلاعات
data input
U
اطلاعات ورودی
data processing
U
تهیه اطلاعات
defense information
U
اطلاعات دفاعی
data base
U
مبنای اطلاعات
dissemination
U
پخش اطلاعات
data bank
U
بانک اطلاعات
assistant chief of staff,g (intelligenc
U
معاونت اطلاعات
information
U
مفروضات اطلاعات
data processing
U
امایش اطلاعات
data processing
U
پرورش اطلاعات
departmental intelligence
U
اطلاعات اداری
communication
U
عبور اطلاعات
data element
U
جزئیات اطلاعات
information source
U
منبع اطلاعات
public information
U
اطلاعات عمومی
records available
U
اطلاعات موجود
spial officer
U
افسرتجسس و اطلاعات
stationary information
U
اطلاعات لایتغیر
tactical intelligence
U
اطلاعات تاکتیکی
tactical intelligence
U
اطلاعات جنگی
intelligence
U
اطلاعات نظامی
information technology
U
تکنولوژی اطلاعات
pemmican
U
اطلاعات خلاصه
perfect information
U
اطلاعات کامل
technical data
U
اطلاعات فنی
information office
U
دفتر اطلاعات
information sheet
U
برگه اطلاعات
handout
U
برگه اطلاعات
false information
U
اطلاعات نادرست
information desk
U
میز اطلاعات
weather intelligence
U
اطلاعات هواشناسی
information on demand
U
اطلاعات با تقاضا
wrong information
U
اطلاعات نادرست
disinformation
U
اطلاعات دورغ
info
U
مخفف اطلاعات
Ministry of Information .
U
وزارت اطلاعات
keep up with the news
<idiom>
U
حفظ اطلاعات
ministry of information
U
وزارت اطلاعات
military intelligence
U
اطلاعات نظامی
spial
U
کسب اطلاعات
intelligence office
U
دفتر اطلاعات
intelligence journal
U
دفتریادداشت اطلاعات
intelligence estimate
U
براورد اطلاعات
meteorological data
U
اطلاعات هواسنجی
input information
U
اطلاعات اولیه
intelligence department
U
اداره اطلاعات
information system
U
سیستم اطلاعات
input information
U
اطلاعات ورودی
inquiry office
U
دفتر اطلاعات
intelligence annex
U
پیوست اطلاعات
instruction pipeline
U
کانال اطلاعات
intelligence service
U
قسمت اطلاعات
intelligence service
U
اداره اطلاعات
information theory
U
نظریه اطلاعات
information transmission
U
انتقال اطلاعات
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com