Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cuddy
U
اطاقک کشتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
topgallant
U
سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
cabins
U
اطاقک
cabinet
U
اطاقک
cubicles
U
اطاقک
booth
U
اطاقک
cubicle
U
اطاقک
booths
U
اطاقک
cabinets
U
اطاقک
cabin
U
اطاقک
seadopod
U
اطاقک غواصی
cabinets
U
اطاقک کوچک
ballonet
U
اطاقک مسدود
cockpits
U
اطاقک خلبان
ballonet
U
اطاقک خلاء
compartments
U
اطاقک کابین
compartment
U
اطاقک کابین
cockpit
U
اطاقک خلبان
manhole
U
اطاقک بازرسی
blast box
U
اطاقک هوا
air lock
U
اطاقک فشارهواپیما
checker chamber
U
اطاقک مشبک
manholes
U
اطاقک بازرسی
cabinet
U
اطاقک کوچک
regenerative chamber
U
اطاقک رژنراتیو
coking chamber
U
اطاقک کک سازی
exhaust chamber
U
اطاقک خروجی
cockpit
U
اطاقک خلبان درهواپیما
cockpits
U
اطاقک خلبان درهواپیما
cooling chamber
U
اطاقک سرد کننده
boxes
U
اطاقک جای ویژه
cabinets
U
هیئت وزرا اطاقک
cabinet
U
هیئت وزرا اطاقک
carrel
U
کابین یا اطاقک چوبی
penthouses
U
اطاقک بالای بام
penthouse
U
اطاقک بالای بام
rescue chamber
U
اطاقک نجات زیردریایی
box
U
اطاقک جای ویژه
sternsheets
U
اطاقک عقب قایق
camera obscura
U
اطاقک تاریک جعبه عکاسی
loculus
U
محوطه یا قسمت کوچک اطاقک
freight container
U
اطاقک حمل بار یکپارچه
reefer
U
خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
barrack
U
منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
barracked
U
منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
barracking
U
منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
reefers
U
خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
scuppered
U
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppers
U
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering
U
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper
U
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
respondentia
U
وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
ship's manifest
U
صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
load line
U
خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
carry ship
U
کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
hawse
U
سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
embarkation
U
بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
supercargo
U
نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
gunroom
U
مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
dan runner
U
کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
waterline
U
خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
keels
U
حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
keel
U
حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
lazar housek
U
عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
bill of health
U
گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
usura maritima
U
دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
the vessel was put a bout
U
جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
windjammer
U
یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
quarterdecks
U
عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdeck
U
عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
yaw
U
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yawed
U
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
sailboat
U
کشتی بادبانی کشتی بادی
sailboats
U
کشتی بادبانی کشتی بادی
overboard
U
از کشتی بدریا روی کشتی
piracy
U
هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
cartel ship
U
کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
module
U
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
modules
U
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
free on boand
U
تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
orthodromics
U
کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromy
U
کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
semi naufragium
U
نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
prow
U
کشتی عرشه کشتی
prows
U
کشتی عرشه کشتی
keelage
U
حق ورود کشتی به بندر ورودیه کشتی به بندر
light ship
U
کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
dock receipt
U
قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
skeg
U
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skag
U
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
vessels
U
کشتی
hulk
U
کشتی
on the water
U
در کشتی
boarded
U
کشتی
sail ho!
U
کشتی !کشتی !
board
U
کشتی
on the sea
U
در کشتی
hulks
U
کشتی
foreship
U
سر کشتی
wrestling
U
کشتی
vessel
U
کشتی
ships
U
کشتی
ship
کشتی
collier
U
کشتی
flat
U
پل کشتی
flattest
U
پل کشتی
on board a ship
U
در کشتی
on shipboard
U
در کشتی
puppis
U
کشتی دم
ark
U
کشتی
ship haven
U
یک کش کشتی
decks
U
پل کشتی
bilge
U
اب ته کشتی
catch
U
کشتی کج
by water
U
با کشتی
Take a copper vessel, pour water in it and let it stay overnight
U
کشتی مس
argo
U
کشتی
decked
U
پل کشتی
carina
U
کشتی
bottom
U
کشتی
carinae
U
کشتی
afloat
U
در کشتی
deck
U
پل کشتی
aft
U
در پس کشتی
bottoms
U
کشتی
cook house
U
اشپزخانه کشتی
training ship
U
کشتی اموزشی
pilotage
U
راهنمایی کشتی
tramp steamer
U
کشتی ازاد
shipboard
U
صحنه کشتی
shipboard
U
کنار کشتی
aerographer
U
هواشناسی کشتی
aeroboat
U
کشتی طیار
bill of loading
U
بارنامه کشتی
bill of loading
U
جواز کشتی
shipbuilding
U
کشتی سازی
pleasure boat
U
کشتی تفرجی
shipboard
U
پهلوی کشتی
troopship
U
کشتی سرباز بر
tramp vessel
U
کشتی ازاد
towboat
U
کشتی یدک کش
topsldes
U
بادخوربدنه کشتی
seaway
U
مسیر کشتی
shipowner
U
مالک کشتی
berthing
U
خوابگاه کشتی
berths
U
خوابگاه کشتی
commercial marine
U
کشتی تجاری
to take ship
U
با کشتی بردن
sea gauge
U
اب نشین کشتی
cargoes
U
محموله کشتی
double-decker
U
کشتی دوعرشهای
shipowner
U
صاحب کشتی
berthed
U
خوابگاه کشتی
cargo
U
محموله کشتی
dock
U
تعمیرگاه کشتی
docked
U
تعمیرگاه کشتی
shipload
U
بار کشتی
docks
U
تعمیرگاه کشتی
shipmaster
U
رئیس کشتی
berth
U
خوابگاه کشتی
commondo ship
U
کشتی نیروبر
double-deckers
U
کشتی دوعرشهای
bill of lading
U
ستمی کشتی
air ship
U
کشتی هوایی
bige water
U
گنداب کشتی
deck seamanship
U
ملوان پل کشتی
deck plan
U
افق پل کشتی
deck plan
U
صفحه پل کشتی
argosy
U
کشتی تجاری
To launch a ship (boat).
U
کشتی به آب انداختن
drillship
کشتی حفاری
argosy
U
کشتی بزرگ
HMS
U
کشتی انگلیسی
packet boat
U
کشتی نامه بر
sister ship
U
کشتی همسان
ship handling
U
مانور با کشتی
ship papers
U
اسناد کشتی
ship propeller
U
پروانه کشتی
ship building
U
کشتی سازی
auxiliary ship
U
کشتی تدارکاتی
ship safety
U
سلامت کشتی
at the fore
U
در جلوی کشتی
deck gang
U
ملوان پل کشتی
pancratist
U
کشتی گیر
wrestling match
U
مسابقه کشتی
war ship
U
کشتی جنگی
amidships
U
درمیان کشتی
coxswain
U
مباشر کشتی
amid ships
U
درمیان کشتی
alee
U
پناهگاه کشتی
wrecked
U
کشتی شکسته
passenger liner
U
کشتی مسافربری
aport
U
بطرف چپ کشتی
afterdeck
U
عقب کشتی
dockyards
U
تعمیرگاه کشتی
passenger liner
U
کشتی مسافری
wresthing match
U
مسابقه کشتی
deadman
U
مهاربند کشتی
cutwater
U
دماغه کشتی
wrech
U
کشتی شکستگی
propeller
U
پروانه کشتی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com