Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 292 (42 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
file
U
اصلاح کردن
filed
U
اصلاح کردن
accord
U
اصلاح کردن
accorded
U
اصلاح کردن
accords
U
اصلاح کردن
modifies
U
اصلاح کردن
modify
U
اصلاح کردن
modifying
U
اصلاح کردن
redress
U
اصلاح کردن
redressed
U
اصلاح کردن
redresses
U
اصلاح کردن
emend
U
اصلاح کردن
emended
U
اصلاح کردن
emending
U
اصلاح کردن
emends
U
اصلاح کردن
accommodate
U
اصلاح کردن
accommodated
U
اصلاح کردن
accommodates
U
اصلاح کردن
amend
U
اصلاح کردن
amended
U
اصلاح کردن
amending
U
اصلاح کردن
alter
U
اصلاح کردن
altered
U
اصلاح کردن
altering
U
اصلاح کردن
alters
U
اصلاح کردن
rectified
U
اصلاح کردن
rectifies
U
اصلاح کردن
rectify
U
اصلاح کردن
accomodate
U
اصلاح کردن
meliorate
U
اصلاح کردن
to sct aright
U
اصلاح کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
correct
U
اصلاح کردن تادیب کردن
correct
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correcting
U
اصلاح کردن تادیب کردن
correcting
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
corrects
U
اصلاح کردن تادیب کردن
corrects
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
right
U
درست کردن اصلاح کردن
right
U
شرح ما وقع نمایندگان جناح راست اصلاح کردن
righted
U
درست کردن اصلاح کردن
righted
U
شرح ما وقع نمایندگان جناح راست اصلاح کردن
righting
U
درست کردن اصلاح کردن
righting
U
شرح ما وقع نمایندگان جناح راست اصلاح کردن
revise
U
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revise
U
حک و اصلاح کردن
revises
U
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revises
U
حک و اصلاح کردن
revising
U
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revising
U
حک و اصلاح کردن
ameliorate
U
اصلاح کردن چاره کردن
ameliorated
U
اصلاح کردن چاره کردن
ameliorates
U
اصلاح کردن چاره کردن
ameliorating
U
اصلاح کردن چاره کردن
reclaim
U
مرمت کردن اصلاح کردن
reclaimed
U
مرمت کردن اصلاح کردن
reclaiming
U
مرمت کردن اصلاح کردن
reclaims
U
مرمت کردن اصلاح کردن
modifies
U
اصلاح کردن مناسب کردن
modify
U
اصلاح کردن مناسب کردن
modifying
U
اصلاح کردن مناسب کردن
improve
U
بهتر کردن اصلاح کردن
improved
U
بهتر کردن اصلاح کردن
improves
U
بهتر کردن اصلاح کردن
improving
U
بهتر کردن اصلاح کردن
mend
U
درست کردن اصلاح کردن جبران کردن
mended
U
درست کردن اصلاح کردن جبران کردن
mends
U
درست کردن اصلاح کردن جبران کردن
retrieve
U
اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
retrieved
U
اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
retrieves
U
اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
reform
U
اصلاح اساسی کردن یا شدن
reforms
U
اصلاح اساسی کردن یا شدن
remedied
U
اصلاح کردن جبران کردن
remedies
U
اصلاح کردن جبران کردن
remedy
U
اصلاح کردن جبران کردن
remedying
U
اصلاح کردن جبران کردن
rectified
U
یکسو کردن اصلاح کردن
rectifies
U
یکسو کردن اصلاح کردن
rectify
U
یکسو کردن اصلاح کردن
improvement
U
اصلاح کردن بهترسازی کردن
improvements
U
اصلاح کردن بهترسازی کردن
bunt
U
الک کردن اصلاح کردن
dulcify
U
ملایم کردن اصلاح کردن
interbreed
U
اصلاح نژاد کردن
linebreed
U
اصلاح نژادی کردن
rezone
U
محیط چیزی را اصلاح کردن محیط را تغییر دادن
to mend matters
U
کارها را اصلاح کردن اوضاع را بهبود بخشیدن
to mend or end
U
اصلاح کردن یا موقوف کردن
To get a haitcut.
U
اصلاح کردن (موی سر )
To get a shave.
U
اصلاح کردن ( ریش تراشیدن )
He cut himself while shaving.
U
موقع تراشیدن ( اصلاح کردن ) صورتش را برید
touch up
<idiom>
U
اصلاح کردن تغییرات
Other Matches
modification kit
U
جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
self correcting
U
خود بخود اصلاح شونده اصلاح کننده نفس خود
reclamation
U
اصلاح
shading
U
اصلاح
arrangements
U
اصلاح
melioration
U
اصلاح
repaired
U
اصلاح
rectification
U
اصلاح
regeneration
U
اصلاح
rehabilitation
U
اصلاح
atonement
U
اصلاح
reparation
U
اصلاح
adjustments
U
اصلاح
adjustment
U
اصلاح
improvement
U
اصلاح
improvements
U
اصلاح
betterment
U
اصلاح
amendments
U
اصلاح
repair
U
اصلاح
shavind
U
اصلاح
reformation
U
اصلاح
arrangement
U
اصلاح
reforms
U
اصلاح
modification
U
اصلاح
alternation
U
اصلاح
emendation
U
اصلاح
revision
U
اصلاح
correction
U
اصلاح
reconcilement
U
اصلاح اصلاح
revisions
U
اصلاح
reform
U
اصلاح
amendment
U
اصلاح
reconciliation
U
اصلاح
reforming
U
اصلاح
modifiation
U
اصلاح
refornable
U
اصلاح پذیر
reformism
U
اصلاح طلبی
amender
U
اصلاح کننده
reformation
U
اصلاح اساسی
irreconcilability
U
اصلاح ناپذیری
address modification
اصلاح آدرس
address modification
U
اصلاح نشانی
irreconcilableness
U
اصلاح ناپذیری
amendable
U
قابل اصلاح
regenarate
U
اصلاح شده
corrective
U
اصلاح کننده
renovation
U
اصلاح نوسازی
right itself
U
اصلاح شدن
yates correction
U
اصلاح یتیس
rectifier
U
اصلاح کننده
rectifier
U
وسیله اصلاح
corrigibility
U
اصلاح پذیری
corrigible
U
اصلاح پذیر
ameliorable
U
قابل اصلاح
modified
U
اصلاح شده
betterment
U
اصلاح بهبود
reconcilability
U
اصلاح پذیری
mendable
U
اصلاح پذیر
corrector
U
اصلاح کننده
data modification
U
اصلاح داده ها
correctives
U
اصلاح کننده
reformable
U
اصلاح پذیر
eugenics
U
اصلاح نژاد
modification
U
اصلاح مدل
reclaimed
U
اصلاح شدن
improvised
U
اصلاح شده
repented
U
اصلاح شدن
repenting
U
اصلاح شدن
reclaiming
U
اصلاح شدن
repents
U
اصلاح شدن
reformatories
U
کانون اصلاح
reformatory
U
کانون اصلاح
mender
U
اصلاح کننده
self correcting code
U
کد خود اصلاح
reclaims
U
اصلاح شدن
repent
U
اصلاح شدن
reclaim
U
اصلاح شدن
modification
U
پیرایش اصلاح
incorrigible
U
اصلاح ناپذیر
reformists
U
اصلاح طلبانه
reformists
U
اصلاح طلب
reformist
U
اصلاح طلبانه
improvably
U
اصلاح پذیر
reformist
U
اصلاح طلب
arrangement
U
ترتیب اصلاح
arrangements
U
ترتیب اصلاح
improvability
U
اصلاح شدنی
incorrigibility
U
اصلاح ناپذیری
emendator
U
اصلاح کننده
improver
U
اصلاح کننده
self improvement
U
اصلاح خود
repentance
U
اصلاح مسیر زندگی
solicitorship
U
اصلاح فیما بین
eugenics
U
علم اصلاح نژادانسان
She is constantly correcting me.
U
او
[زن]
دائما من را اصلاح می کند.
correction for guessing
U
اصلاح برای حدس
incorrigibly
U
بطور اصلاح ناپذیر
shaveling
U
ادم اصلاح کرده
recoverable error
U
اشتباه قابل اصلاح
reconciliation of two parties
U
اصلاح ذات البین
alternate routing
U
مسیریابی اصلاح پذیر
do-gooder
U
اصلاح طلب سادهلوح
gold worked steel
U
فولاد اصلاح شده
correctional custudy
U
روش اصلاح رفتار
irrecocilably
U
بطور اصلاح ناپذیر
reformers
U
مصلح اصلاح طلب
revised edition
U
چاپ اصلاح شده
modifiable
U
قابل اصلاح وتعدیل
modificatory
U
اصلاح امیز اصلاحی
shaving
U
اصلاح صورت تراشی
correctional institution
U
کانون اصلاح و تربیت
revised drawing
U
رسم اصلاح شده
grades
U
اصلاح نژادکردن هموارکردن
recension
U
چاپ اصلاح شده
corrected score
U
نمره اصلاح شده
revisional
U
چاپ اصلاح شده
house of correction
U
کانون اصلاح وتربیت
do-gooders
U
اصلاح طلب سادهلوح
euthenics
U
اصلاح نژاد محیطی
grade
U
اصلاح نژادکردن هموارکردن
correction for attenuation
U
اصلاح برای کاهش
improvement in stock breading
U
اصلاح نژاد چارپایان
reformer
U
مصلح اصلاح طلب
alterable memory
U
حافظه اصلاح پذیر
tax reforms
U
اصلاح امور مالیاتی
proctor modified compaction test
U
ازمایش تراکم اصلاح شده
orthoptic
U
وابسته به اصلاح نقص بینایی
orthopaedics
U
اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی
it is past reclaim
U
دیگر قابل اصلاح یااستردادنیست
He is incorrigible.
U
آدم اصلاح پذیری نیست
I cut my face shaving.
U
هنگام اصلاح صورتم را بریدم
amended
U
ماده یاقانونی را اصلاح و تجدیدکردن
master file maintenance
U
تغییردادن یا اصلاح فایلهای اصلی
I'd like a shave.
میخواهم صورتم را اصلاح کنم.
amend
U
ماده یاقانونی را اصلاح و تجدیدکردن
amending
U
ماده یاقانونی را اصلاح و تجدیدکردن
selected breed
U
[گوسفند یا چهارپای اصلاح نژاد شده]
He latherd his chin before shaving.
U
قبل از اصلاح صورتش را کف صابون مالید
revised version
U
ترجمه اصلاح شده کتاب مقدس
eugenic
U
از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
stud
U
حیوانی که برای اصلاح نژادنگهداری میشود
conciliation
U
مصالحه حل اختلاف اصلاح ذات البین
correctional treatment
U
روش معالجه از راه اصلاح رفتار
orthodontics
U
مبحث اصلاح دندانهای کج و معوج دردندانپزشکی
orthopedics
U
اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی استخوانپزشکی
file maintenaee
U
اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
orthogenesis
U
اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
I'd like a haircut, please.
لطفا میخواهم موهایم را اصلاح کنم.
orthodontia
U
مبحث اصلاح دندانهای کج و معوج دردندانپزشکی
cross fertile
U
اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
corrigibly
U
چنانکه بتوان اصلاح کرد بطوراصلاح پذیر
unrevised edition
U
چاپ تازه
[از نسخه اصلی بدون اصلاح]
utopian
U
تصوری شخصی که درصدد اصلاح جهان است
scapegrace
U
ادم بی پروا وبی ملاحظه اصلاح ناپذیر
an incorrigible person
U
کسیکه اخلاقش اصلاح نپذیردیا بهبودی نیابد
reformatory schools
U
کانون اصلاح وتربیت مدارس تهذیب مجرمین جوان
aftershave
U
[مایع خوشبویی که مردان بعد از اصلاح به صورت می زنند.]
correctional custudy
U
روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
after-shave
ادوکلن یا چیز دیگری که پس از اصلاح به صورت زده میشود.
radicalism
U
روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
Due to the review security procedures were modified .
U
به علت بررسی روش های امنیتی اصلاح شدند.
prolotherapy
U
اصلاح وتر یا عضوی بوسیله کاهش رویش وتکثیر سلولی
watershed management
U
کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
He is incorrigible.
U
این آدم چاره اش نمی شود ( اصلاح پذیر نیست )
Any reform of the insurance law must be left to the future.
U
هر اصلاح قانون بیمه باید به آینده باقی گذاشته شود.
Any reform of the pension law must be left to the future.
U
هر اصلاح قانون بازنشستگی باید به آینده باقی گذاشته شود.
crew cuts
U
اصلاح سربطوری که موهاکوتاه شده وشبیه ماهوت پاک کن شود
crew cut
U
اصلاح سربطوری که موهاکوتاه شده وشبیه ماهوت پاک کن شود
production run
U
اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند
probation
U
کاراموزی به سر بردن محکومین جوان در مراکز اموزش مخصوص کانون اصلاح و تربیت
land plaster
U
صخره گچی فریفی که بعنوان کود برای اصلاح خاک بکار میرود
debug
U
نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
debugged
U
نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
debugs
U
نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
data diddling
U
روشی که در ان داده قبل واردشدن به یک فایل کامپیوتری که در ان کمتر قابل دسترس میباشد اصلاح میشود
conditioning
U
اصلاح مشخصههای اطلاعات در یک خط انتقال صدا ازطریق تصحیح خصوصیات فازدامنه تقویت کنندههای خط شایسته سازی
afro
نوعی مدل مو در میان آفریقایی آمریکایی های دهه هفتاد میلادی که مو در آن به شکل دایره بزرگی اصلاح می شود.
check plot
U
یک ترسیم قلمی که به طورخودکار توسط سیستم CADقبل از ایجاد خروجی نهایی برای اصلاح و ویرایش تصویری تولید شود
tentering
U
دار کشی
[میخ کشی ]
[اینکار برای اصلاح کجی یا سره فرش صورت می گیرد.]
Rather than simply modifying existing designs she searches for new solutions.
U
به جای اینکه طرح های موجود را فقط اصلاح کند او
[زن]
به دنبال راه حل های تازه می رود.
automatic error correction
U
تصحیح خودکار اشتباه اصلاح خودکار خطا
tanner
U
[پوست اصلاح شده توسط دباغ که گاه حاشیه فرش ها و یا در پشت فرش یا چرمسازی مورد استفاده قرار می گیرد.]
conservation
[darn]
U
مرمت و رفوگری فرش که بیشتر بصورت عمل مکانیکی بوده و جهت جلوگیری از پیشرفت خرابیو اصلاح نسبی خسارت وارد شده صورت می گیرد
exerciser
U
وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
revisions
U
چاپ تازه چاپ اصلاح شده
revision
U
چاپ تازه چاپ اصلاح شده
peripheral slots
U
شکافهای خالی که دربعضی کامپیوترها قرار دارندتا کارتهای مدار چاپی بتوانندبرای بالا بردن قابلیتهای سیستم بدون اصلاح سخت افزار مجهز شوند
repairable
U
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
reparable
U
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
modifiers
U
اصلاح کننده تعدیل کننده
modifier
U
اصلاح کننده تعدیل کننده
revisionism
U
روش فکری ادوارد برنشتاین المانی که ابتدا پیرو مارکس بود ولی بعدا" دکترین فوق را که مبتنی است بر اصلاح سیستم انقلابی مارکس و اعتقاد به این که سوسیالیسم از طریق تکامل تدریجی میتواندجهانگیر شود ابداع کرد
rool crush
U
اثر تاخوردگی
[فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com