English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 285 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
reformist U اصلاح طلب
reformists U اصلاح طلب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
file U اصلاح کردن
filed U اصلاح کردن
arrangement U ترتیب اصلاح
arrangement U اصلاح
arrangements U ترتیب اصلاح
arrangements U اصلاح
correct U اصلاح کردن تادیب کردن
correct U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correcting U اصلاح کردن تادیب کردن
correcting U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
corrects U اصلاح کردن تادیب کردن
corrects U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
revision U اصلاح
revision U چاپ تازه چاپ اصلاح شده
revisions U اصلاح
revisions U چاپ تازه چاپ اصلاح شده
utopian U تصوری شخصی که درصدد اصلاح جهان است
repair U اصلاح
repaired U اصلاح
probation U کاراموزی به سر بردن محکومین جوان در مراکز اموزش مخصوص کانون اصلاح و تربیت
rehabilitation U اصلاح
accord U اصلاح کردن
accorded U اصلاح کردن
accords U اصلاح کردن
adjustment U اصلاح
adjustments U اصلاح
reformatories U کانون اصلاح
reformatory U کانون اصلاح
right U درست کردن اصلاح کردن
right U شرح ما وقع نمایندگان جناح راست اصلاح کردن
righted U درست کردن اصلاح کردن
righted U شرح ما وقع نمایندگان جناح راست اصلاح کردن
righting U درست کردن اصلاح کردن
righting U شرح ما وقع نمایندگان جناح راست اصلاح کردن
crew cut U اصلاح سربطوری که موهاکوتاه شده وشبیه ماهوت پاک کن شود
crew cuts U اصلاح سربطوری که موهاکوتاه شده وشبیه ماهوت پاک کن شود
revisionism U روش فکری ادوارد برنشتاین المانی که ابتدا پیرو مارکس بود ولی بعدا" دکترین فوق را که مبتنی است بر اصلاح سیستم انقلابی مارکس و اعتقاد به این که سوسیالیسم از طریق تکامل تدریجی میتواندجهانگیر شود ابداع کرد
eugenics U علم اصلاح نژادانسان
eugenics U اصلاح نژاد
afro نوعی مدل مو در میان آفریقایی آمریکایی های دهه هفتاد میلادی که مو در آن به شکل دایره بزرگی اصلاح می شود.
correction U اصلاح
alternation U اصلاح
modifier U اصلاح کننده تعدیل کننده
modifiers U اصلاح کننده تعدیل کننده
renovation U اصلاح نوسازی
amendment U اصلاح
amendments U اصلاح
revise U اصلاح کردن اصلاح نمودن
revise U حک و اصلاح کردن
revises U اصلاح کردن اصلاح نمودن
revises U حک و اصلاح کردن
revising U اصلاح کردن اصلاح نمودن
revising U حک و اصلاح کردن
reforming U اصلاح
repent U اصلاح شدن
repented U اصلاح شدن
repenting U اصلاح شدن
repents U اصلاح شدن
ameliorate U اصلاح کردن چاره کردن
ameliorated U اصلاح کردن چاره کردن
ameliorates U اصلاح کردن چاره کردن
ameliorating U اصلاح کردن چاره کردن
reclaim U اصلاح شدن
reclaim U مرمت کردن اصلاح کردن
reclaimed U اصلاح شدن
reclaimed U مرمت کردن اصلاح کردن
reclaiming U اصلاح شدن
reclaiming U مرمت کردن اصلاح کردن
reclaims U اصلاح شدن
reclaims U مرمت کردن اصلاح کردن
modifies U اصلاح کردن
modifies U اصلاح کردن مناسب کردن
modify U اصلاح کردن
modify U اصلاح کردن مناسب کردن
modifying U اصلاح کردن
modifying U اصلاح کردن مناسب کردن
improve U بهتر کردن اصلاح کردن
improved U بهتر کردن اصلاح کردن
improves U بهتر کردن اصلاح کردن
improving U بهتر کردن اصلاح کردن
redress U اصلاح کردن
redressed U اصلاح کردن
redresses U اصلاح کردن
mend U درست کردن اصلاح کردن جبران کردن
mended U درست کردن اصلاح کردن جبران کردن
mends U درست کردن اصلاح کردن جبران کردن
emend U اصلاح کردن
emended U اصلاح کردن
emending U اصلاح کردن
emends U اصلاح کردن
accommodate U اصلاح کردن
accommodated U اصلاح کردن
accommodates U اصلاح کردن
retrieve U اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
retrieved U اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
retrieves U اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
amend U اصلاح کردن
amend U ماده یاقانونی را اصلاح و تجدیدکردن
amended U اصلاح کردن
amended U ماده یاقانونی را اصلاح و تجدیدکردن
Other Matches
modification kit U جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
self correcting U خود بخود اصلاح شونده اصلاح کننده نفس خود
melioration U اصلاح
modifiation U اصلاح
reconcilement U اصلاح اصلاح
rectification U اصلاح
reformation U اصلاح
shading U اصلاح
modification U اصلاح
reconciliation U اصلاح
emendation U اصلاح
regeneration U اصلاح
betterment U اصلاح
improvements U اصلاح
improvement U اصلاح
reclamation U اصلاح
reparation U اصلاح
atonement U اصلاح
reforms U اصلاح
reform U اصلاح
shavind U اصلاح
rectified U اصلاح کردن
modification U اصلاح مدل
corrective U اصلاح کننده
reformists U اصلاح طلبانه
modification U پیرایش اصلاح
modified U اصلاح شده
alter U اصلاح کردن
altered U اصلاح کردن
altering U اصلاح کردن
alters U اصلاح کردن
rectify U اصلاح کردن
correctives U اصلاح کننده
incorrigible U اصلاح ناپذیر
reformist U اصلاح طلبانه
rectifies U اصلاح کردن
betterment U اصلاح بهبود
improvised U اصلاح شده
accomodate U اصلاح کردن
address modification U اصلاح نشانی
self correcting code U کد خود اصلاح
right itself U اصلاح شدن
regenarate U اصلاح شده
reformism U اصلاح طلبی
reformation U اصلاح اساسی
rectifier U وسیله اصلاح
reconcilability U اصلاح پذیری
self improvement U اصلاح خود
to sct aright U اصلاح کردن
rectifier U اصلاح کننده
yates correction U اصلاح یتیس
mender U اصلاح کننده
meliorate U اصلاح کردن
mendable U اصلاح پذیر
corrigible U اصلاح پذیر
corrigibility U اصلاح پذیری
corrector U اصلاح کننده
amender U اصلاح کننده
amendable U قابل اصلاح
ameliorable U قابل اصلاح
address modification اصلاح آدرس
reformable U اصلاح پذیر
refornable U اصلاح پذیر
irreconcilableness U اصلاح ناپذیری
irreconcilability U اصلاح ناپذیری
incorrigibility U اصلاح ناپذیری
improver U اصلاح کننده
improvably U اصلاح پذیر
improvability U اصلاح شدنی
emendator U اصلاح کننده
data modification U اصلاح داده ها
amending U اصلاح کردن
correctional custudy U روش اصلاح رفتار
correctional institution U کانون اصلاح و تربیت
correction for guessing U اصلاح برای حدس
euthenics U اصلاح نژاد محیطی
revisional U چاپ اصلاح شده
revised drawing U رسم اصلاح شده
revised edition U چاپ اصلاح شده
touch up <idiom> U اصلاح کردن تغییرات
correction for attenuation U اصلاح برای کاهش
shaveling U ادم اصلاح کرده
To get a haitcut. U اصلاح کردن (موی سر )
recension U چاپ اصلاح شده
modificatory U اصلاح امیز اصلاحی
recoverable error U اشتباه قابل اصلاح
modifiable U قابل اصلاح وتعدیل
do-gooder U اصلاح طلب سادهلوح
linebreed U اصلاح نژادی کردن
do-gooders U اصلاح طلب سادهلوح
irrecocilably U بطور اصلاح ناپذیر
interbreed U اصلاح نژاد کردن
tax reforms U اصلاح امور مالیاتی
improvement in stock breading U اصلاح نژاد چارپایان
incorrigibly U بطور اصلاح ناپذیر
house of correction U کانون اصلاح وتربیت
gold worked steel U فولاد اصلاح شده
solicitorship U اصلاح فیما بین
reconciliation of two parties U اصلاح ذات البین
corrected score U نمره اصلاح شده
alternate routing U مسیریابی اصلاح پذیر
She is constantly correcting me. U او [زن] دائما من را اصلاح می کند.
shaving U اصلاح صورت تراشی
reformer U مصلح اصلاح طلب
repentance U اصلاح مسیر زندگی
reformers U مصلح اصلاح طلب
alterable memory U حافظه اصلاح پذیر
grades U اصلاح نژادکردن هموارکردن
grade U اصلاح نژادکردن هموارکردن
He is incorrigible. U آدم اصلاح پذیری نیست
it is past reclaim U دیگر قابل اصلاح یااستردادنیست
master file maintenance U تغییردادن یا اصلاح فایلهای اصلی
orthopaedics U اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی
orthoptic U وابسته به اصلاح نقص بینایی
proctor modified compaction test U ازمایش تراکم اصلاح شده
amending U ماده یاقانونی را اصلاح و تجدیدکردن
I cut my face shaving. U هنگام اصلاح صورتم را بریدم
reforms U اصلاح اساسی کردن یا شدن
To get a shave. U اصلاح کردن ( ریش تراشیدن )
I'd like a shave. میخواهم صورتم را اصلاح کنم.
reform U اصلاح اساسی کردن یا شدن
I'd like a haircut, please. لطفا میخواهم موهایم را اصلاح کنم.
stud U حیوانی که برای اصلاح نژادنگهداری میشود
revised version U ترجمه اصلاح شده کتاب مقدس
orthopedics U اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی استخوانپزشکی
conciliation U مصالحه حل اختلاف اصلاح ذات البین
orthogenesis U اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
orthodontics U مبحث اصلاح دندانهای کج و معوج دردندانپزشکی
orthodontia U مبحث اصلاح دندانهای کج و معوج دردندانپزشکی
correctional treatment U روش معالجه از راه اصلاح رفتار
He latherd his chin before shaving. U قبل از اصلاح صورتش را کف صابون مالید
cross fertile U اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
eugenic U از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
file maintenaee U اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
selected breed U [گوسفند یا چهارپای اصلاح نژاد شده]
corrigibly U چنانکه بتوان اصلاح کرد بطوراصلاح پذیر
He cut himself while shaving. U موقع تراشیدن ( اصلاح کردن ) صورتش را برید
unrevised edition U چاپ تازه [از نسخه اصلی بدون اصلاح]
to mend matters U کارها را اصلاح کردن اوضاع را بهبود بخشیدن
scapegrace U ادم بی پروا وبی ملاحظه اصلاح ناپذیر
an incorrigible person U کسیکه اخلاقش اصلاح نپذیردیا بهبودی نیابد
correctional custudy U روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
reformatory schools U کانون اصلاح وتربیت مدارس تهذیب مجرمین جوان
radicalism U روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
after-shave ادوکلن یا چیز دیگری که پس از اصلاح به صورت زده میشود.
aftershave U [مایع خوشبویی که مردان بعد از اصلاح به صورت می زنند.]
Due to the review security procedures were modified . U به علت بررسی روش های امنیتی اصلاح شدند.
Any reform of the insurance law must be left to the future. U هر اصلاح قانون بیمه باید به آینده باقی گذاشته شود.
watershed management U کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
Any reform of the pension law must be left to the future. U هر اصلاح قانون بازنشستگی باید به آینده باقی گذاشته شود.
He is incorrigible. U این آدم چاره اش نمی شود ( اصلاح پذیر نیست )
prolotherapy U اصلاح وتر یا عضوی بوسیله کاهش رویش وتکثیر سلولی
production run U اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند
land plaster U صخره گچی فریفی که بعنوان کود برای اصلاح خاک بکار میرود
debug U نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
debugs U نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
debugged U نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
data diddling U روشی که در ان داده قبل واردشدن به یک فایل کامپیوتری که در ان کمتر قابل دسترس میباشد اصلاح میشود
conditioning U اصلاح مشخصههای اطلاعات در یک خط انتقال صدا ازطریق تصحیح خصوصیات فازدامنه تقویت کنندههای خط شایسته سازی
check plot U یک ترسیم قلمی که به طورخودکار توسط سیستم CADقبل از ایجاد خروجی نهایی برای اصلاح و ویرایش تصویری تولید شود
rezone U محیط چیزی را اصلاح کردن محیط را تغییر دادن
tentering U دار کشی [میخ کشی ] [اینکار برای اصلاح کجی یا سره فرش صورت می گیرد.]
Rather than simply modifying existing designs she searches for new solutions. U به جای اینکه طرح های موجود را فقط اصلاح کند او [زن] به دنبال راه حل های تازه می رود.
automatic error correction U تصحیح خودکار اشتباه اصلاح خودکار خطا
tanner U [پوست اصلاح شده توسط دباغ که گاه حاشیه فرش ها و یا در پشت فرش یا چرمسازی مورد استفاده قرار می گیرد.]
conservation [darn] U مرمت و رفوگری فرش که بیشتر بصورت عمل مکانیکی بوده و جهت جلوگیری از پیشرفت خرابیو اصلاح نسبی خسارت وارد شده صورت می گیرد
exerciser U وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
peripheral slots U شکافهای خالی که دربعضی کامپیوترها قرار دارندتا کارتهای مدار چاپی بتوانندبرای بالا بردن قابلیتهای سیستم بدون اصلاح سخت افزار مجهز شوند
rectified U یکسو کردن اصلاح کردن
remedying U اصلاح کردن جبران کردن
remedy U اصلاح کردن جبران کردن
remedies U اصلاح کردن جبران کردن
remedied U اصلاح کردن جبران کردن
rectifies U یکسو کردن اصلاح کردن
improvement U اصلاح کردن بهترسازی کردن
rectify U یکسو کردن اصلاح کردن
improvements U اصلاح کردن بهترسازی کردن
dulcify U ملایم کردن اصلاح کردن
repairable U اصلاح پذیر تعمیر پذیر
to mend or end U اصلاح کردن یا موقوف کردن
reparable U اصلاح پذیر تعمیر پذیر
bunt U الک کردن اصلاح کردن
rool crush U اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com