Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
mistake of law
U
اشتباه حکمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
mistake of fact is a good defence
U
اشتباه حکمی دفاع محسوب میشود
mistake of law is no defence
U
اشتباه حکمی دفاع محسوب نمیشود
Other Matches
to suspend
[stay]
a ruling
[proceedings]
[the execution]
U
تعلیق کردن حکمی
[دعوایی ]
[ اجرای حکمی]
[قانون]
range error
U
اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
appointed by an official order
U
حکمی
incorporal
U
حکمی
glitches
U
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
glitch
U
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
incorporeal hereditament
U
حق حکمی در میراث
fiats
U
رخصت حکمی
fiat
U
رخصت حکمی
snapped
U
باخشونت حکمی رادادن
snap
U
باخشونت حکمی رادادن
snaps
U
باخشونت حکمی رادادن
snapping
U
باخشونت حکمی رادادن
out of place
<idiom>
U
درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن
summary judgment
U
حکمی که علیه ضامن صادر میشود
to sue out a writ
U
حکمی را بوسیله دادن عرضحال گرفتن
psephism
U
حکمی که بموجب رای مجلس صادر میشد
I consider that a mistake.
[I regard that as a mistake.]
U
این به نظر من اشتباه است.
[این را من اشتباه بحساب می آورم.]
declaratory judgment
U
حکمی است که در ان حقوق عدهای تثبیت واعلام میشود لیکن هیچ دستور اجراییی را که از نظراختتام دعوی موثر در مقام باشد متضمن نیست
datum error
U
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
delivery error
U
اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
quando acciderint
U
وقتی مدیرترکه در مقابل غرماء متوفی به دفاع در دست نبودن مالی از متوفی متوسل میشودمحکمه با صدور حکمی باعنوان بالا مقرر می دارد که هر گاه مالی از متوفی بدست اید باید به غرماء داده شود
flounder
U
اشتباه
in error
<adj.>
U
اشتباه
goofs
U
اشتباه
goof
U
اشتباه
goofed
U
اشتباه
faults
U
اشتباه
goofing
U
اشتباه
floundered
U
اشتباه
floundering
U
اشتباه
lap sus
U
اشتباه
to put one in the wrong
U
اشتباه
snafu
U
اشتباه
clanger
U
اشتباه
fallacies
U
اشتباه
fallacy
U
اشتباه
faux pas
U
اشتباه
jeofail
U
اشتباه
incorrectness
U
اشتباه
flounders
U
اشتباه
faulted
U
اشتباه
fault
U
اشتباه
mistakenness
U
اشتباه
mistakes
U
اشتباه
fumble
U
اشتباه
inerrant
U
بی اشتباه
mix-up
U
اشتباه
fumbles
U
اشتباه
mistake
U
اشتباه
overseen
U
در اشتباه
discrepancy
U
اشتباه
barratry
U
اشتباه
mix-ups
U
اشتباه
mix up
U
اشتباه
trip
U
اشتباه
tripped
U
اشتباه
trips
U
اشتباه
mistaking
U
اشتباه
fumbled
U
اشتباه
wrongs
U
اشتباه
errors
U
اشتباه
false
<adj.>
U
اشتباه
errancy
U
اشتباه
error
U
اشتباه
wrong
U
اشتباه
wronging
U
اشتباه
delivery error
U
اشتباه در تیراندازی
flub
U
اشتباه احمقانه
as a result of a mistake
<adv.>
U
بطور اشتباه
dispersion error
U
اشتباه پراکندگی
misplay
U
بازی اشتباه
misstep
U
اشتباه درقضاوت
mistakable
U
قابل اشتباه
misguidely
U
از روی اشتباه
deflection error
U
اشتباه سمتی
mistake of fact
U
اشتباه موضوعی
deflection error
U
اشتباه سمت
blooper
U
اشتباه احمقانه
dead shot
U
تیر اشتباه
computational
U
اشتباه در محاسبه
lapsus linguac
U
اشتباه لپی
lapsus memoriac
U
اشتباه یا لغزش
malentendu
U
اشتباه فهمیدن
mils trip
U
اشتباه میلیمی
miscue
U
اشتباه کردن
boo boo
U
اشتباه کاری
deflection error
U
اشتباه انحراف
metachronism
U
اشتباه تاریخی
boner
U
اشتباه مضحک
blunderingly
U
ازروی اشتباه
disabusing
U
از اشتباه دراوردن
inadvertently
<adv.>
U
بطور اشتباه
by accident
<adv.>
U
بطور اشتباه
by a mistake
<adv.>
U
بطور اشتباه
by mistake
<adv.>
U
بطور اشتباه
wrongly
<adv.>
U
بصورت اشتباه
phonily
<adv.>
U
بصورت اشتباه
incorrectly
<adv.>
U
بصورت اشتباه
faultily
<adv.>
U
بصورت اشتباه
falsely
<adv.>
U
بصورت اشتباه
wrongly
<adv.>
U
بطور اشتباه
phonily
<adv.>
U
بطور اشتباه
incorrectly
<adv.>
U
بطور اشتباه
unintentionally
<adv.>
U
بطور اشتباه
spuriously
<adv.>
U
بطور اشتباه
spuriously
<adv.>
U
بصورت اشتباه
unintentionally
<adv.>
U
بصورت اشتباه
inadvertently
<adv.>
U
بصورت اشتباه
by accident
<adv.>
U
بصورت اشتباه
as a result of a mistake
<adv.>
U
بصورت اشتباه
by a mistake
<adv.>
U
بصورت اشتباه
by mistake
<adv.>
U
بصورت اشتباه
faultily
<adv.>
U
بطور اشتباه
falsely
<adv.>
U
بطور اشتباه
I made a mistake . I was wrong.
U
من اشتباه کردم
you are mistaken
U
در اشتباه هستید
to set
U
از اشتباه دراوردن
to put wise
U
از اشتباه دراوردن
to make an error
U
اشتباه کردن
to make a mistake
U
اشتباه کردن
systematic error
U
اشتباه سیستماتیک
syntax error
U
اشتباه ترکیبی
professional misconduct
U
اشتباه حرفهای
probable error
U
اشتباه احتمالی
peccant
U
اشتباه کار
parachronism
U
اشتباه تاریخی
miswrite
U
اشتباه نوشتن
mistakenness
U
در اشتباه بودن
off the beam
<idiom>
U
اشتباه ،خطا
trip up
<idiom>
U
اشتباه کردن
unmistakable
U
خالی از اشتباه
typo
U
اشتباه تایپی
typing error
U
اشتباه تایپی
to goof up
[American E]
U
اشتباه کردن
slip of the tongue
<idiom>
U
اشتباه لپی
to read wrong
U
اشتباه
[ی]
خواندن
make a mistake
<idiom>
U
اشتباه کردن
mistaken party
U
اشتباه کننده
absolute error
U
اشتباه مطلق
misconstrue
U
اشتباه کردن
blundered
U
اشتباه بزرگ
blundered
U
اشتباه لپی
blundered
U
اشتباه کردن
goofed
U
اشتباه کردن
blundering
U
اشتباه بزرگ
blundering
U
اشتباه لپی
goof
U
اشتباه کردن
blundering
U
اشتباه کردن
blunders
U
اشتباه بزرگ
blunders
U
اشتباه لپی
blunders
U
اشتباه کردن
erroneous
U
غلط اشتباه
fault
U
تقصیر اشتباه
faulted
U
تقصیر اشتباه
slip-ups
U
اشتباه کردن
peccadillos
U
اشتباه کوچک
peccadilloes
U
اشتباه کوچک
goofing
U
اشتباه کردن
goofs
U
اشتباه کردن
blunder
U
اشتباه کردن
misconstrued
U
اشتباه کردن
misconstrues
U
اشتباه کردن
misconstruing
U
اشتباه کردن
misprints
U
اشتباه چاپی
disabused
U
از اشتباه دراوردن
misprint
U
اشتباه چاپی
disabuses
U
از اشتباه دراوردن
bloomer
U
اشتباه احمقانه
disabuse
U
از اشتباه دراوردن
miscalculation
U
محاسبه اشتباه
miscalculations
U
محاسبه اشتباه
oversight
U
اشتباه نظری
oversights
U
اشتباه نظری
mistook
U
اشتباه کردن
slip-up
U
اشتباه کردن
slip up
U
اشتباه کردن
blunder
U
اشتباه لپی
peccadillo
U
اشتباه کوچک
fumbles
U
اشتباه کردن
fumbled
U
اشتباه کردن
inaccuracies
U
اشتباه غلط
inaccuracies
U
خطا یا اشتباه
fumble
U
اشتباه کردن
inaccuracy
U
اشتباه غلط
mistake
U
اشتباه کردن
mistaking
U
اشتباه کردن
mistakes
U
اشتباه کردن
slips
U
اشتباه لیزی
unerring
U
اشتباه نشدنی
slips
U
اشتباه کردن
slipped
U
اشتباه لیزی
inaccuracy
U
خطا یا اشتباه
miscarriages of justice
U
اشتباه قضایی
slip
U
اشتباه کردن
bunglers
U
اشتباه کار
bungler
U
اشتباه کار
blaming
U
اشتباه گناه
faults
U
تقصیر اشتباه
blames
U
اشتباه گناه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com